|
چو ایران مباشد تن من مباد
|
||
|
ای ایران ای مرز پرگهر |
،
خاطرنشان كرد: انتخاباتی در پیش روست، مردم باید بتوانند آزادانه رای
بدهند و تضمین شود که نتیجهای که بیان می شود؛همان است که مردم میخواهند
و اگر فضای اعتماد بود مردم که نتیجه کارشان چیز دیگری می شد اعتراض
نداشتند. راه حل مشکل این نیست كه با اعتراض، با خشونت برخورد شود.
را به یاد میآورند.
که هر ساله در کشور ما بلند میشود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش میآورد.
مبارزه کردند؟ یا این قیاسها واهی است و کسانی که اینگونه قیاس میکنند
بسیج را ماشینی سرکوبگر میخواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل
انسانهایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را
میدانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده میشود به راستی
چیست؟ دستگاهی بینیت که بفرموده چشمانش را میبندد و دست و پای خواهران
و برادرانش را میشکند، یا نهادی مجهز به عمیقترین بصیرتها که میتواند
در ظلمانیترین شبهای فتنه راه را از بیراهه تشخیص دهد؟ شب فتنه روز
کسانی است که در پاسخ به این پرسشها مردد ماندهاند.
را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پارههای شب تاریک شما
را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی
شفاعت کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت دهد تصدیق
میشود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت میرود و
کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ میراند؛ کتابی که به سوی بهترین
راه هدایت میکند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان میدهد تا با
راستگویان باشیم.موضع
گيري هاي اخير دادستان کل کشور و حبيب الله عسگراولادي مسلمان دبيرکل جبهه
پيروان خط امام و رهبري که اتهاماتي را به ميرحسين موسوي و کروبي نسبت
داده و آنها را از خط امام و نيروهاي انقلاب خارج دانسته اند، دبيرکل حزب
اعتماد ملي را به واکنش وادار کرد. اين در حالي است که عسگراولادي سه هفته
پيش از اين گفته بود: موسوي، کروبي و خاتمي از خانواده انقلابند و آنها را
مفت به دست نياورده ايم که مفت از دست بدهيم. دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبري تاکيد کرده بود: ما هيچ گاه خاتمي و موسوي را در انزوا قرار نداديم، همه جا جاي آنها است. اين مواضع وي حتي انتقادات تند حسين شريعتمداري را در پي داشت و او عسگراولادي را يک نيروي انقلاب دانست که به خطا رفته است. هفته قبل و هفته جاري اما مواضع عسگراولادي کاملاً تغيير کرده و او حملات تندي را به اصلاح طلبان و در راس آنها کروبي و موسوي صورت داد. مهدي کروبي در يک گفت وگو به برخي شبهه افکني ها پاسخ داد و تاکيد کرد پاسخ ساير مطالبي را که برخي ديگر از آقايان مطرح کرده اند به زودي خواهد داد.رئيس مجلس ششم در ابتداي گفت وگو با سايت تغيير با تاکيد بر آنکه مايل نبودم برخي موارد در جامعه مطرح شود و پاسخ اظهارات نامربوط برخي را بدهم به اظهارات محسني اژه يي دادستان کل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: اصلاً بنا نداشتم وارد اين مساله شوم، اما ديدم ايشان چندين بار به موضوع آزار جنسي پرداخته و درباره نامه من اظهار داشته اند «موضوعاتي که سراسر کذب و دروغ بوده و حتي يک درصد هم وجود خارجي و حقيقت نداشت». در اين باره بايد بگويم بعد از انتشار اخبار مربوط به آزار جنسي، دو جلسه با مسوولان دستگاه هاي قضايي داشتيم و چند عدد سي دي که حاوي اطلاعات و اظهارات برخي از آسيب ديدگان بود، به کميته سه نفره قوه قضائيه ارائه شد. در جلسه اول به طور گذرا و تلويحي، اشاره يي به اسم خانم سعيده پورآقايي کردم. اما چون مطمئن نبودم، فقط خواستم به آقايان هشدار داده باشم، به خصوص آنکه به من خبر رسيد جنازه خانم پورآقايي به وسيله شخصي از رياست جمهوري تحويل خانواده شده است. اين خبر موجب شک و ترديد من شد. در فاصله بين جلسه اول و دوم فهميدم اين قضيه صحت ندارد، فلذا در جلسه دوم که آقايان پرسيدند خبر جديدي داري يا نه، متوجه منظورشان شدم و گفتم قضيه خانم پورآقايي صحت ندارد و مي گويند زنده است و البته وابسته به خانواده شهيد نيز نيست. همان طور که آقاي محسني اژه يي نيز اشاره کردند. مهدي کروبي در ادامه با اشاره به اين نکته که دادستان محترم در روزنامه يي 200 سطر در خصوص موضوع خانم پورآقايي اظهار کرده و از ساير مستندات ارائه شده به صورت سطحي عبورکرده است، گفت: به نظر من همه اينها يک سناريوي ساختگي بوده و مي توانيد به اظهارات خواهر ناتني خانم پورآقايي پس از خروجش از کشور مراجعه کنيد و قضاياي مربوطه را دنبال کنيد. با همه اين موارد سوالم از آقاي محسني اژه يي دادستان محترم کل کشور آن است که چرا در خصوص ساير مستندات اشاره شده اظهارنظر نمي کنند؟ کروبي در ادامه با اشاره به حضور دادستان محترم کل کشور در صدا و سيما نيز گفت: متاسفانه هرچه تلاش کرديم نماينده ما هم در اين برنامه حضور پيدا کنند، آقايان توجهي نکردند. مهدي کروبي در ادامه با اشاره به مصاحبه هاي اخير حبيب الله عسگراولادي اظهار داشت: آقاي عسگراولادي در مصاحبه با روزنامه رسالت گفته تا آنجايي که من اطلاع دارم آقاي موسوي و آقاي کروبي به بي مهري ها ادامه مي دهند و مورد توجه امريکا و رژيم صهيونيستي هستند. کروبي درخصوص نحوه همکاري هاي خود با عسگراولادي در اوايل انقلاب اظهار داشت: در ابتداي انقلاب حضرت امام در جهت تاسيس نهادهاي انقلابي براي افراد مختلفي احکام مربوط را که متناسب با سوابق و فعاليت و تجارب افراد بود، صادر مي فرمودند. به همين مناسبت حضرت امام حکم کميته امداد را به نام بنده صادر فرمودند که در آن نام آقاي عسگراولادي نيز برده شد. سپس آقاي آيت الله صانعي از طرف امام به من فرمودند شما يک نفر ديگر را نيز انتخاب کنيد. در آن موقع من ابتدا آقاي اکبر استادي را معرفي کردم که از مبارزين و جريان خود آقاي عسگراولادي بود. آقاي عسگراولادي مخالفت کرده و در عوض آقاي حبيب الله شفيق را مطرح کردند و از آنجا که من روحيه همکاري داشتم، پذيرفتم. وي افزود: به دنبال صدور حکم امام که مسووليت کار بنياد شهيد را به بنده سپرده بودند، آقاي عسگراولادي و عده يي از همراهان شان برآشفتند و در جلسه يي نيز که در همان زمان برقرار بود بلوا و آشوب کردند که چرا حکم به نام فلاني صادر شده که حتي کار به جايي رسيد که من از جلسه بيرون آمدم و گفتم همين الان به جماران (بيت حضرت امام «ره») رفته و استعفا مي دهم که آقايان آمدند و بنده را به جلسه برگرداندند. کروبي ادامه داد: در زمان دولت هاي آقايان رجايي و موسوي ميان دو گروه اختلافات شديدي وجود داشت که آقاي عسگراولادي از چهره هاي يکي از دو جريان بود. در همان کابينه اول درخصوص وزارت جهاد کشاورزي مباحثي پيش آمد که آقاي عسگراولادي مسلمان که از مخالفان وزير جهاد کشاورزي بودند خواستار معرفي شخص ديگري براي تصدي اين وزارتخانه شدند. بنده نيز که وسط ميدان بودم روزي به آقاي عسگراولادي گفتم خب حالا نظر شما روي چه کسي است؟ ايشان گفتند آقاي حبيب الله شفيق که من يک مرتبه جا خوردم و گفتم آقاي شفيق انسان بزرگوار و شريفي هستند ولي کاسب و بازاري اند و دانش و تخصص او براي وزارت تخصصي و فني همچون کشاورزي کافي نيست. چگونه امورات مربوط به اين وزارتخانه خاص و حياتي را که زندگي بسياري از مردم به آن گره خورده مي خواهيد به ايشان بسپاريد؟ و آيا ايشان مي تواند اين وزارتخانه را اداره کند که آقاي عسگراولادي اظهار داشتند بله، ايشان در دشت قزوين کارهاي کشاورزي مي کند و محصول برمي دارد. واقعاً جا خوردم که اين طرز تفکر را در مديريت اقتصادي و کشاورزي کشور با کاشت خيار و گوجه و برداشت آن يکي مي داند. کانديداي انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: موضوع سوم و آخري که بايد درخصوص آقاي عسگراولادي اشاره کنم آن است که در همان اوايل انقلاب که ايشان رئيس سازمان اوقاف بودند، در انتخابات مجلس کانديداي تهران شده و به مجلس مي رود. در همان زمان دو تن از چهره هاي مشهور که در حال حاضر عضو مجمع روحانيون مبارز هستند به عنوان نمايندگان امام در سازمان اوقاف انجام وظيفه مي کردند. با راهيابي آقاي عسگراولادي به مجلس با توجه به دوشغله بودن ايشان، نمايندگان امام در اوقاف از آقاي عسگراولادي خواستند از رياست اوقاف استعفا دهند اما ايشان رياست اوقاف را که به قول خودش «نفت دوم» کشور است با آن همه تشکيلات عريض و طويل، شغل نمي دانستند و حاضر به استعفا نشد تا در نهايت با استعلام نمايندگان امام در اوقاف از شوراي نگهبان آن زمان آقاي عسگراولادي مجبور به استعفا شد. رئيس مجالس سوم و ششم تاکيد کرد: در پايان به آقاي عسگراولادي با اين سن و سال توصيه مي کنم ديگر به بيان اين گونه مطالب نپردازد چرا که هم اکنون در مجمع تشخيص، کميته امداد و هيات منصفه مطبوعات مشغول هستند و با اين گونه اظهارات مسير جديدتري براي ايشان باز نخواهد شد. به رغم تمامي احترامي که براي ايشان قائلم، متاسفم که مي بينم ايشان مدافع امام شده و ما همه مخالف انقلاب و امام. با همه اين تفاسير به بيان اين موارد بسنده مي کنم و از اشاره به موضوع انتخابات مجالس و به خصوص دوره سوم که با انشعاب ما از جامعه روحانيت مبارز و پيروزي جريان منتسب به ما و شکست جريان آقاي عسگراولادي و بحث هايي که آن موقع مطرح شد خودداري مي کنم و تاثر خود را از اين نکته که ايشان فاقد هرگونه سوابق قضايي است و تلاش دارد نظرات خود را به قوه قضائيه تحميل کند غافل از آنکه مهدي کروبي بيدي نيست که با اين بادها بلرزد. |
|
|
*۱۳آبان امسال مردم با برخوردهای خشن و بیسابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند و حجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود. به نظر شما چه نتیجهای را از این اقدام میخواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟ کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی میکنید و چه نتایجی حاصل شد؟
۱۳آبان امسال با نحوه شرکت مردم درخیابانها وحضور در صحنه به
یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای
گوناگونی داشتیم، به تدریج به دلیل تکرار زیاد ٌعدم نوآوری دور شدن از
مبدا و منبع چهبسا انگیزههایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و
فراموش کردیم چه فضایی در کشور حاکم بوده و ارزشهای بنیادی که منجر به
این مراسم و اتفاقات میشد را از یاد بردیم.
بعد از انتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدند
جریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر یه این شد که تک تک این
روزها چه آنها که تاریخی هستند و چه آنها که متعلق به تاریخ
انقلاباسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر
شوند که بسیار مهم است. ۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته
شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط
دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است.
مساله کودتای ۲۸ مرداد
و نوع فعالیتهای آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت
اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود؛ موضوع
دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران بهعنوان
بخشی از خاک آمریکا نگاه میکردند و هر کار که میخواستند انجام میدادند.
مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند
من به ذهنم میآید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این
اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ میداد. مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در
سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود.
بهخصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود.
مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.ت وجه به ریشههای
تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.
من
برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و
شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان
به بنیادها توجه دارند. دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان
حضور نداشته باشند. برای همین وجه مشترک و ذهنیت همه مردم که در ۱۳ آبان
به خیابان آمدند به این مساله بر میگشت.
۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکرکشی کردند
متاسفانه دخالتهایی در این قضبه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا
کردن مردم از یکدیگر و اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت
تازهای را به وجود آورد. در درجه اول آنچه که در خیابانها دیدهشد یک
لشکرکشی عظیم علیه مردم بود. من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنهای را
ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.
صبح ۱۳ آبان که
از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرابش نیروی بسیار متراکم
روبروی دانشگاه تهران و همه خیابانهای منتهی به خیابان آیتالله طالقانی
و نقاط مرکزی شهر بودم. همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن
اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید
این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان میدهد چه
خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.
کشوری که به نام اسلام اداره میشود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند
اگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر
کشوری که به نام اسلام اداره میشود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده
نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند.
انقلاباسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاباسلامی
از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف
کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه
نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار
نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.
اولین برداشت از
آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمیتواند داشته
باشد و سرمایه بزرگ (شهامت مردم) مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالیکه
اگر بخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این
مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. این همان چیزی است که در ۱۳ آبان
مورد هدف قرار گرفت. اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آنها حاصل شد؟ به
نظر من حاصل نشد.
عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی میشود
حضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتمها که در تصاویر و سایتها
منتشر شد و شاهدهای بیشمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد
کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابانها را ببینید مردم را کتک
میزنند اما مردم فرار نمیکنند، بلکه میروند آن طرف خیابان شعار خود را
میدهند.
نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن) این است که
عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضیها از شعار اصولی میشود که راه سبز بر آن
تاکید داشته است. پایبندی بر قانوناساسی و اجرای همه اصول قانوناساسی
بدون دخالت واعمال سلیقه در کشور است که باید به آن توجه داشت.
برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری است
اگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف
خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله
نشان دهیم باید این حداقل(پایبندی به قانوناساسی) را حفظ کنیم و بسیار
ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانوناساسی هستیم. مردم توجه کنند که
هرچه در مقابل آنها خشونت کنند آنها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند.
برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز
عقاید در جامعه ضروری است.
انقلاب شده که شجاعت داشته باشیم و آزادی را بخواهیم
انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم. انقلاب شده که ما شجاعت
داشته باشیم و آزادی را به عنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم
بخواهیم. ما نمیتوانیم از این اصول برگردیم و هر هزینهای که لازم باشد
تن میدهیم و تحمل میکنیم.
خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمتآمیز و از مسیر غیر خشونتآمیز باشد
از نظر روش هم با مردم به اجماع رسیدهایم و این خواست همه مردم کشور
است که راه(جنبش سبز) مسالمتآمیز و از مسیر غیر خشونتآمیز باشد. باید
این اجماع را حفظ کنیم و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.
![]()





کجای دنیا دیده اید که قبل از اینکه استقبال کنندگان در محل حاضر شوند، محل حضورشون تعیین شود؟ محل حضور مدرسه . . . . 

- حجت الاسلام علی هاشمیان(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده رفسنجان در مجلس ششم و مدیرعامل سابق شرکت پسته کرمان) برادر زاده حجت الاسلام هاشمی رقسنجانی
-محمد هاشمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو شورای مركزي حزب كارگزاران، رئیس سابق صدا و سیما و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) برادر اکبر هاشمی رفسنجانی
-حسین مرعشی (از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی
حزب کارگزاران رئیس دفتر رئیس جمهور و استاندار کرمان در دوران ریاست
جمهوری هاشمی، نماینده مجلس ششم و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در
دوران خاتمی) برادر عفت مرعشی(همسر حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی) و دائی فائزه، فاطمه، یاسر، محسن و مهدی هاشمی رفسنجانی
-فائزه هاشمی رفسنجانی(از حزب کارگزاران و دبيركل سابق سازمان ملي المپيك) و فاطمه هاشمی(رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه)،خواهران محسن هاشمی(رئیس شرکت متروی تهران)، مهدی هاشمی(مدیر سابق موسسه بهینه سازی سوخت وزارت نفت) و یاسر هاشمی، همگی فرزندان حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی(رئیس اسبق مجلس، رئیس اسبق جمهوری و رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و به ترتیب همسران حميد و سعيد لاهوتی (فرزندان آیت الله حسن لاهوتی)
-سیدمحمد حسینی (اهل کرمان ،از طیف موسوم به اصولگرا، نماینده مجلس پنجم، قائم مقام وزیرعلوم و وزیر کنونی ارشاد) برادر سیدمحمود حسینی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس، دبیر سرویس علمی پژوهشی روزنامه سلام و همچنین برادر سیدحمید حسینی(مدیر عامل شرکت مرآت نمایندگی انحصاری “سوپرا”،…و صادر کننده فرآورده هاي نفتي و رئيس هيات مديره اتحاديه صادر کنندگان فرآورده هاي نفتي).
-اسفندیاررحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، مشاور و رئیس دفتر احمدی نژاد و پدر زن مهدی پسر احمدی نژاد
-حجت الاسلام مجید انصاری(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده مجلس ششم و عضو مجمع تشخیص مصلحت و نماینده سابق خبرگان رهبری)، برادر حمید انصاری (قائم مقام دفتر حفظ آثار امام خمینی)
-مسعود حجاریان کاشانی(معاونت مهندسي وزارت سپاه ،ریاست دانشگاه امام حسين
و معاونت اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و
جانبازان) برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)
- حجت الاسلام سيد علی اکبر محتشمی پور(از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز ، وزیر اسبق وزارت کشور و نماینده مجلس ششم)، پسر عموی همسران مصطفیتاج زاده(خانم فخرالسادات محتشمی پور) و مرتضی رفیقدوست
-مرتضی رفیقدوست(از شرکای فاضل خداداد که در جریان رسیدگی به پرونده 123 میلیارد تومان اختلاس به حبس ابد محکوم شده بود)، برادر محسن رفیقدوست (وزیر سابق سپاه و رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان) باجناق علی اکبر محتشمی
-مرحوم آیت الله محی الدین فاضل هرندی
(قاضی شرع اسبق شهر قائن، قاضی شرع و رئیس اسبق دادگاه انقلاب اسلامی
استان سیستان و بلوچستان، نمایندگی مقام رهبری در ستاد مرکز هیات های هفت
نفره ،نماینده اسبق مردم اقلید فارس و اصفهان در مجلس شورای اسلامی) دائی حسین صفار هرندی و مصطفی تاجزاده (از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای شاخص سازمان مجاهدین خلق و حزب مشارکت)
-سیدمصطفی تاج زاده(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و معاون عبدالله نوری وزیر اسبق کشور)، باجناق مرتضی رفیقدوست و خواهر زاده محی الدین فاضل هرندی و پسر دائی حسین صفار هرندی (سردبیر و قائم مقام سابق روزنامه کیهان و وزير سابق ارشاد احمدی نژاد)
-آیت الله احمد جنتی(دبیر شورای نگهبان، عضو مجمع تشخیص مطلحت نظام و عضو خبرگان رهبری)،پدر علی جنتی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور و معاون اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد و سفیر سابق ایران در برخی از کشورهای عربی) و پدر حسین جنتی(مسئول
دفتر جنبش مجاهدین خلق در اصفهانو از سران سازمان مذکور که در درگیری با
پاسداران کشته شد و فاطمه همسر وی نیز هم اکنون جزء سران مجاهدین خلق در
خارج از کشور می باشد)
-آیت الله محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبري و رييس موسسه ي آموزشي امام خميني)
-علي لاريجاني(فرزند آيتالله ميرزا هاشم آملي، متولد نجف، از طیف موسوم به اصولگرا، وزیر اسبق ارشاد اسلامی، رئیس سابق صدا و سیما و نماینده قم و رئیس فعلی مجلس)، داماد شهيد مرتضی مطهری،برادر زن علی مطهری نماینده تهران ،برادر جواد(متولد نجف، معاون اسبق وزارت خارجه و مشاور عالي رييس قوهي قضاييه) و حجت الاسلام صادق(متولد شهر نجف ، عضو سابق شوراي نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبري و رئیس کنونی قوه قضائیه وداماد آیت اللهوحید خراسانی) و برادر مجمد باقر(رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران) و نیز برادر فاضل لاريجاني(سفیر سابق ایران در کانادا و از دست اندرکار فعلی وزارتخارجه) و برادر زن مصطفی محقق داماد
- حجت الاسلام علی اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری(رئیس اسبق مجلس و وزیر اسبق کشور و رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، داماد رسولی محلاتی( از اعضای دفتر آیت الله خمینی و مقام رهبری)، باجناق عباس
آخوندی( معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت ناطق نوری و وزیر
مسکن دوران هاشمی رفسنجانی همزمان با ریاست ناطق بر مجلس)، برادراحمد ناطق نوری(نماینده شش دوره مجلس از شهرستان نور و محمود آباد و رئیس فدراسیون بوکس) و باجناق سید محمدعلی شهیدی(مدیر کل وزارتخارجه خاتمی و معاون سابق کنسولی، مجلس و امور ایرانیان وزارت خارجه دوره احمدی نژاد)
-حجت الاسلام پارسا (معاون وزیر اطلاعات در زمان وزارت دری نجف آبادی)، داماد آیت الله مهدوی کنی و باجناق پسر حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری
-مرحوم آیت الله صادق خلخالی، پدر زن حجت الاسلام اسدالله کیان ارثی(نماینده فریدن و فریدون شهر در دوره های اول و ششم مجلس و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز)
ـداوود احمدینژاد (رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری)، برادر محمود احمدینژاد
ـحسین شبیری(رئیس صندوق مهر رضا)، همسر پروین احمدی نژاد پروین احمدینژاد (عضو شورای شهر تهران و معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری)، خواهر احمدینژاد
-خانم فاطمه كروبی (دبير كل مجمع اسلامی بانوان و رئیس اسبق بیمارستان خاتم الانبیاء)، همسر حجت الاسلام مهدي كروبی(امین
الحاج آیت الله خمینی ،سرپرست اسبق امور حجاج ایرانی، رئیس اسبق بنیاد
شهید، عضو شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس اسبق مجلس و دبیرکل حزب اعتماد
ملی)
- مصطفی معين(نماینده اسبق مجلس و وزير اسبق علوم)، داماد آيت الله دستغيب
-مجتبی هاشمي ثمره(رییس سابق ستاد انتخابات کشور، مشاور عالي و دستیار ویژه محمود احمدي نژاد)، خواهر زادهی محمد جواد باهنر(نخست وزیر شهید رجائی) و محمدرضا باهنر(نايب رييس مجلس هفتم و هشتم) و برادر مهدی هاشمی ثمره(معاون بازرسي و مديركل حوزه وزارتي وزارت نيرو) و عبدالحمید هاشمی ثمره(معاون وزارت صنایع) و برادر شوهر خانم قند فروش(مشاور خانواده وزیر کشور)
-محمد حسین موسيپور(معاون پارلماني وزير كشور)، داماد خواهر محمدرضا باهنر
-كامران دانشجو(استاندار اسبق تهران، معاون سابق سیاسی وزارت کشور و وزیر کنونی علوم و تحقیقات و فناوری)، برادر فرهاد دانشجو (رئیس دانشگاه تربیت مدرس) و برادر خسرو دانشجو(عضو و سخنگوی شورای شهر تهران)
- حجت الاسلام محمد محمدينيك ريشهری (وزیر اسبق اطلاعات، دادستان اسبق ويژه روحانيت، دادستان اسبق كل كشور و سرپرست حجاج ايراني)، داماد آيتالله مشكيني
- حجت الاسلام عیسی ولائی(مدیر کل حقوقی ریاست جمهوری خاتمی)، داماد مرحوم آيت الله محمدرضا توسلي محلاتی(رئیس دفتر آیت الله خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)
-صادق محصولی(وزیر کشور سابق و وزیر رفاه پیشنهادی ایندوره احمدی نژاد، باجناق علی اکبر ولايتي
-حجت الاسلام سیدابراهیمیرئیسی(معاون اولقوه قضائیه)، داماد حجت الاسلام احمد علم الهدی (امام جمعه مشهد)
-خانم فاطمه جوادی (معاون سابق رئيسجمهور و رئيس سازمان محيط زيست)، فرزند اسماعيل واعظ جوادی آملی و برادر زاده آيتالله جوادي آملی (از اساتيد حوزه علميه قم)
-آيت الله حائری شيرازی، نوه آيت الله سيد نورالدين حسنی شيرازی، داماد آيت الله خزعلی و شوهر خاله رضازاده (استاندار فارس و رئیس اسبق شركت آب و فاضلاب استان فارس)، پدر محمدحسن حائری
-عبدالله جاسبي(رييس دانشگاه آزاد)،شوهر خواهر علی عباس پور(نماينده تهران و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در دوره های هفتم و هشتم مجلس)
- حجت الاسلام محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد آیت اله مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبری و رييس موسسه آموزشي امام خميني).
-سید عطاء الله مهاجرانی(از
طیف موسوم به اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران، معاون نخست وزیر در امور
حقوقی و پارلمانی و معاون معاون رئیس جمهور در امور حقوقی و پارلمانی رئیس
جمهور در دولت هاشمی رفسنجانی، همسر خانم جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم) و شوهر خواهر حجت الاسلام محسن کدیور
-مسعود حجاریان کاشانی(معاون مهندسي وزارت سپاه ،رئیس سابق دانشگاه امام حسين
و معاون اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان)، برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)
-اسفندیار رحیمی مشایی(رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس کنونی دفتر نهاد ریاست جمهوری)، پدر زن پسر محمود احمدی نژاد
-خانم اشرف بروجردی(از طیف موسوم به اصلاحطلب، مدیر کل اسبق امور زنان وزارت کشور و معاون اجتماعی اسبق وزیر کشور در دوره خاتمی)، خواهر علاء الدین بروجردی(از
طیف موسوم به اصولگرا، معاون اسبق وزارت خارجه در زمان ولایتی و سه دوره
نماینده بروجرد در مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس
هفتم و هشتم)
-حسن کامران(نماينده اصفهان در مجالس هفتم و هشتم)، همسر خانم نیره اخوان بیطرف(نماینده اصفهان در دوره های هفتم و هشتم مجلس) و باجناق حسيني (نماينده زابل در مجلس هفتم)
-حجت الاسلام حسن طائب(مسئول
اسبق سپاه قم و خراسان، معاون ضد جاسوسی اسبق وزارت اطلاعات در زمان ریاست
جمهوری رفسنجانی و وزارت علی فلاحیان، معاون سابق فرهنگی ستاد مشترك و
فرمانده سابق دانشكده فرهنگی دانشگاه امام حسین، معاون سابق هماهنگ كننده
دفتر مقام رهبری، فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج و معاون کنونی اطلاعات کل سپاه پاسداران)، داماد حجت الاسلام حسینی معروف به “حسینی اخلاق در خانواده” و باجناق سيد حسين شاهمرادي(رئيس سابق ستاد بقاع متبركه و بناهاي مذهبي و مشاور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری)
-حجت الله غنيميفر(مدیر کل سابق امور بین الملل شرکت نفت ومعاون کنونی مدیر عامل شرکت ملی نفت در امور سرمایه گذاری)، عموی کریم ارغندهپور(عضو شوراي مركزي جبههی مشاركت)
-سعيد شريعتي(عضو شورای مركزي جبههی مشاركت) داماد علی شكوریراد(نماینده مجلس ششم و عضو شوراي مركزی جبههی مشاركت)
-محمد قوچاني (سردبیر روزنامه های شرق و اعتماد ملی)، داماد عماد الدین باقی(از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی و حقوق بشر(
-مهدی احمدی(عضو سابق شوراي مركزي طيف شيراز تحكيم)،داماد محسن رضائی(فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام)
-ناصر ايمانی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو شوراي سردبيری روزنامه رسالت)، شوهر خواهر سعید حجاريان
-محمد بستهنگار داماد آیت الله طالقانی و شوهر خواهر خانم اعظم طالقانی
-احمد زيدآبادی(از فعالان طیف موسوم به مليمذهبيها)، داماد محمدمحمدي گرگاني(نماينده دورهي اول مجلس و از اعضای وابسته به طیف موسوم به مليمذهبيها)
(وزير خارجه اسبق و مشاور مقام رهبری)
بر اساس اخبار دریافتی خبرنگار موج سبز آزادی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامین پوراندرجانی، نمایندگان مجلس در کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامین پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامینی سئوال میکنند، با پاسخهای تکاندهنده وی مواجه میشوند. پزشک وظیفه درگذشته کهریزک در آن دیدار، محل شهادت محسن روحالامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان میکند و میگوید: «محسن را با وضعیت اسفباری بعد از شکنجههای جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحتهای وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند».
این شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کمیته ویژه مجلس در حالی عنوان
شده بود که مسئولان نیروی انتظامی به دروغ به کمیته ویژه مجلس گفته بودند
که پزشک بازداشتگاه کهریزک، ابتلای روح الامینی به مننژیت را تایید کرده
است.
موج سبز آزادی و سایر رسانههای داخلی در روزهای پس از شهادت محسن
روحالامینی خبر داده بودند که مسئولان نیروی انتظامی بعد از بازدید از
کهریزک و قبل از ارائه گزارش خود از این بازداشتگاه به مجلس از این پزشک
وظیفه کهریزک خواسته بودند که دلیل شهادت محسن روح الامینی را ابتلا به
مننژیت عنوان کند. اما لازم به توضیح است که رامین پوراندرجانی حاضر به
انجام این کار نشد و به بازگویی وقایع ناگوار بازداشتگاه کهریزک برای
نمایندگان ملت پرداخت. بخشی از گفتههای شهید پوراندرجانی که در بالا ذکر
شد، یکی از مهمترین بخشهای گزارش قرائت نشده کمیته ویژه مجلس هم هست که
با فشار مسئولان نیروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدیمقدم، مرتضوی و
رادان تاکنون اجازه انتشار پیدا نکرده است و با مرگ مشکوک این پزشک، بر
احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده میشود.
دلیلی که میتواند انگیزه کافی برای به قتل رساندن وی را نیز فراهم کند.
تارنمای نوروز در خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک منتشر کرد، خبر
بازداشت وی توسط نیروی انتظامی قبل از مرگش را نیز آورده بود. گفتنی است
مرحوم رامین پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نیروی انتظامی، بارها به
دوستان نزدیک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنایتهای
کهریزک وجود دارد. او همچنین گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در
کهریزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده این مرحوم، او
قصد داشت در دادگاه بر علیه مجرمان کهریزک شهادت دهد. او این نکته را به
دوستان و خانواده خود گفته بود و به همین دلیل هم نسبت به جان خود بیمناک
بود.
این پزشک وظیفه، با تمام بیمناکی از جان خود به خاطر تهدیدهای صورتگرفته،
در روز سهشنبه در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی فوت
میکند و دلیل مرگ وی سکته قلبی تشخیص داده میشود. پزشکی قانونی معمولا
در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخیص داده میشود، در صورت درخواست
خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر میکند. اما این حق از خانواده
مرحوم پوراندرجانی به دلایل نامعلوم سلب میشود. بر خلاف عرف معمول
خاکسپاری که معمولا تغسیل و تکفین در محل دفن(تبریز) صورت میگیرد، مراحل
تغسیل و تکفین مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام میشود و سپس جنازه تحت
تدابیر شدید امنیتی برای دفن به تبریز منتقل میشود. شست و شو، غسل و کفن
کردن جسد این پزشک وظیفه در تهران و دفن وی در تبریز تحت شرایط شدید
امنیتی و همچنین عدم اجازه به خانوادهاش برای کالبد شکافی جسد، از جمله
موارد ابهام برانگیز این پرونده است که نیروی انتظامی و مقامات قضایی
تاکنون دلایل قابل قبولی برای آن ارائه ندادهاند.
با توجه به شواهد فوق و واقف بودن به این امر که از دولت و قوه قضائیه
مبنی بر آشکارکردن آنچه که در کهریزک بر جوانان بیگناه کشورمان آمده است،
نمایندگان مجلس، به ویژه اعضای کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه
هستند که باید پاسخگوی موارد ابهام این پرونده باشند.
از این رو نمایندگانی که مسوولیت رسیدگی به تخلفات کهریزک را دارند و به
خصوص آقایان علی لاریجانی، رئیس مجلس و بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی
باید پاسخ دهند که:
۱- تاخير طولاني در قرائت گزارش كميته ويژه و عدم برگزاري دادگاه متهمان
كهريزك ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايي بوده است و ارتباط مرگ
مرموز شهید پوراندرجاني با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش
كميته ويژه مجلس چيست؟
۲- با توجه به حضور و شهادت دادن مرحوم پوراندرجاني در جلسه كميسيون امنيت
ملي و كميته ويژه و با توجه به اينكه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به
عدم امنيت جاني خود هشدار داده بود، چرا از وي محافظت نشد و او همچنان در
اختيار نيروي انتظامي كه مقامات عالي آن از متهمان اصلي پرونده جنايات
كهريزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگي و در خواب سكته داده
شود؟
۳- در حالي كه خانواده اين مرحوم ساكن تبريز هستند و او نیز در نهایت در تبريز دفن شده است، علت برگزاري مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟
۴- علت مخالفت مقامات امنيتي با كالبدشكافي جنازه اين مرحوم توسط پزشكان مستقل و حتي پزشكي قانوني که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟
۵- اگر شهيد پوراندرجاني به مرگ طبيعي فوت شده است چرا و به چه دليل مراسم
ترحيم وي با حضور نيروهاي امنيتي و در شرايطي غيرعادي برگزار شده است به
طوریکه حتی دوستان نزدیک متوفی هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا
نکردهاند؟
۶- ارتباط مرگ مشكوك مرحوم دكتر رامين پوراندرجانی با متهمان اصلي جنايات شكنجهگاه كهريزك و به طور مشخص احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه كهريزك و سعید مرتضوي دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وي و معاونانش قاضي حداد و قاضي حيدري فر به كهريزك منتقل شده اند ،چيست؟
۷- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعني ايست قلبي در هنگام خواب با قتلهاي سياسي در سالهاي گذشته، سوال برانگيز نيست؟
مهندس موسوی اضافه كرد: « علیرغم این صفآرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراكندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای كشور، نشان میدهد كه حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلكه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده كشور است.»
|
|