تبليغاتX





Powered by WebGozar

چو ایران مباشد تن من مباد
 
چو ایران مباشد تن من مباد
 
 
ای ایران ای مرز پرگهر
 
رييس دولت اصلاحات با تاكيد بر اين‌كه سپاه و بسیج از متن انقلاب برآمده است، يادآور شد: سپاه پاسدارانی که آن همه افتخارات در کنار ارتش ما آفرید و بسیجی که با دست های تهی خودش توانست در مقابل نیروهای عظیم بایستد و نگذارد عزت مملکت از بین برود؛حرمتش این است که در کنار مردم باشند.

به گزارش ايلنا، سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی، تقارن این دیدار با روزهای اول ماه مبارک ذیحجه را به فال نیک گرفت و با بيان اين‌كه ذیحجه ماه بسیار بزرگی است که مراسم بزرگ حج ـ حجی که محور و مدارش کعبه است ـ صورت مي‌گيرد، افزود:جالب این است که مهمترین و شاخص‌ترین خانه خدا، کعبه و مسجد الحرام است اما خداوند ‌آن ‌را اولین خانه‌ای می‌داند که برای مردم (و نه فقط برای مومنان) برقرار شده است و در تاریخ منشا برکات بوده و هست و یک نوع اتصالی میان آسمان و زمین و نزول برکات الهی بر جامعه بشری است.

ريیس بنیاد باران ادامه داد:همین امر نشان دهنده این است که مردم در بینش الهی چقدر جایگاه والایی دارند؛ حج و اعمالی که انجام می‌شود، مشروط به خلع همه امتیازات اعتباری که در جامعه وجود دارد، برهنه شدن انسان از همه تعلقات و اعتبارات، فقط بنده خدا بودن و به خدا توجه کردن در این مراسم تجلی پیدا می‌کند و نشان دهنده بینش انسان شناسی اسلام و ادیان توحیدی و الهی است و نیز کرامتی که انسان دارد.

وی با تاکید بر این‌که این از افتخارات ادیان توحیدی و به خصوص دین اسلام است که برای انسان کرامت قائل است، تصریح کرد:
به همین جهت در بینش اسلامی ـ لااقل آن بینشی که در انقلاب اسلامی بود و ما به آن اعتقاد داشته و داریم ـ این است که انسان شایسته حاکم بودن بر سرنوشت خود است و به همین دلیل در اصل 56 قانون اساسی به صراحت مساله حاکمیت انسان بر سرنوشت خودش آمده است.

وي يادآور شد: بارها گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم که یکی از طلايي‌ترین اصول قانون اساسی همان اصل 56 است که حاکمیت انسان بر سرنوشت خود را به رسمیت می شناسد و لوازم آن که آزادی انسان و زمینه‌سازی برای رشد همه جانبه انسان، تامین عدالت اجتماعی در جامعه است، نه تنها به عنوان حق طبیعی، بلکه علاوه بر آن به عنوان حق الهی شناخته شده است.

ريیس دولت اصلاحات ادامه داد:
هر کار و روشی که مانع حاکمیت انسان بر سرنوشت خود بشود و این حاکمیت لطمه‌ای ببیند و یا از سوی گروه‌ها یا افرادی غصب شود، مغایر با بینش ما و انقلاب اسلامی است و این‌گونه رفتار و عمل یک روش انحرافی و خلاف مشیت الهی و بینشی است که اسلام و ادیان الهی درباره انسان دارند.

وی با بیان این‌که تجلی اصل حاکمیت در عرصه اجتماعی، این است که حاکمیت از آن مردم اند، گفت: مردم حکومت‌شان را تعیین می‌کنند؛ حکومت‌ها برآمده از اراده مردم‌اند و در مقابل مردم مسئوولند؛ اين امرنيز لوازمی دارد، از جمله انتخابات، انتخاباتی آزاد، زمینه سازی برای انتخاباتی که واقعا رای مردم در آن تجلی پیدا کند و هر کاری برخلاف این مسیر، خلاف بینش اسلامی است.

وي حج را مظهر و تجلی گاه انسان آزاد و بریده از تعلقات تعريف كرد و ادامه داد:
چنين انساني در مقابل هیچ کس و هیچ چیز جز خداوند قادر متعال حکیم سر تعظیم فرود نمی آورد و هیچ عاملی بر او جز اراده الهی حاکم نیست و نباید باشد.

وي بارديگر با ابراز خوشحالي از انجام اين ديدار در روزهای اول ذیحجه خطاب به حاضران گفت: شما بندگان خوب خدا هستید که سعی کرده اید خدمتگزار مردم باشید و در عرصه خدمت به خصوص بهداشت و درمان وسلامت سایر مسائل اجتماعی با حسن نیت حضور داشته باشید. سابقه شما هم روشن است؛ انسان‌های مومني که برای انقلاب مایه گذاشتید، با حضور در دوران دفاع مقدس فداکاری کردید، و دلبسته به این انقلاب و نظام هستید.

خاتمي ادامه داد: «
اگر واقعا از اوضاع گله‌ای باشد ما معتقدیم بیان آن جرم نیست؛ این روزها به افرادی که انسان‌های صادق و سالمی هستند ستم شده است. همه ما ممکن است اشتباه داشته باشیم، ولی باعث تاسف است كه به انسان‌هایي صادق و خدوم و خانواده‌های‌شان ستم شده است. ممکن است به خاطر چنين روش‌هايي آن چیزی که ما به آن اعتقاد داریم و دلبسته آن بودیم یعنی انقلاب ما و نظام ما لطمه ببیند. بعضی کارهائی مي‌شود ـ که کارهای بدی است ـ و در همه جاي دنیا هم کم و بیش رخ می‌دهد، اما مشکل مضاعف اینجاست كه در یک جایی این‌ كارها به نام اسلام و انقلاب بشود و اگر دل ما می‌سوزد از همين مساله است.

وي با اشاره به مطالبی كه در اين نشست درباره وضع مدیریت کنونی جامعه در زمینه بهداشت، رفاه و تامین اجتماعی، و به طور کلی شاخص‌های سلامت و بهداشت از سوی حاضران مطرح شد، اين مطالب را شعاري ندانست و اظهار داشت: اين مسائل را کسانی مطرح کردند که دست اندرکار امور بوده اند. متاسفانه مقايسه آن‌چه در گذشته بوده با آن‌چه امروز هست، نشان مي‌دهد كه وضع ما خوب نیست. همین مساله را می توان به همه عرصه‌ها؛ صنعت، کشاورزی، روابط خارجی، مدیریت های مختلف تعميم داد. تردید ندارم که با برخورد منصفانه با مساله می‌بینیم همه شاخص‌ها سقوط کرده یا حداقل در بسیاری از موارد به خصوص در برنامه چهارم ـ که یکی از علمی‌ترین و واقع‌بین‌ترین برنامه‌های تدوين شده در دولت اصلاحات با نظر کارشناسی و رعایت معیارهاست ـ آن طور که پیش‌بینی می‌شد پيش نرفته‌ايم و از آن مسیر عقب افتاده ایم.

رييس‌جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد: من بارها خدمت بزرگان گفته‌ام و الان هم می گویم؛ اگر یک نقشه راهی برای کشور مشخص شد که عبارتست از
سند چشم انداز بیست ساله و در آن هدف را معین کردیم، نه تنها در این مسیر حرکت نکرده‌ایم، بلکه از نقطه مبدا هم ـ که بنا بود 20 سال بعد به هدف هائی برسیم ـ عقب افتاده ایم و این باعث تاسف و تاثر است.

خاتمي همچنين با اشاره به مباحث مطرح شده درباره وحدت اجتماعی خاطرنشان كرد: ملاک ما در اين زمينه عجیب و غریب نیست؛ ملاک ما همین قانون اساسی، برنامه چشم انداز بیست ساله و سیاست های کلی است که تدوین شده است. اگر در جاهایی انحراف وجود دارد همه بايد با وحدت این انحراف و اشکال را برطرف کنیم. حرف ما اين است كه وضع ما در عرصه‌های مختلف، در گذشته بهتر بود. البته نمی گویم عیب و کمبود نبود، حداقل این بود که با تجربه و تکیه بر کار کارشناسی مسیر درستی انتخاب شده بود و گام هایی در این زمینه برداشتیم، ولی كارها در این مسیر ادامه پیدا نکرد و متاسفانه این طور القاء می شود که آن چه رخ می دهد درست، خواست انقلاب و مصلحت مردم است در حالی‌که ما معتقدیم هیچ کدام از این‌ها نیست.

وي ادامه داد: آیا اینکه عده ای دلسوز انقلاب و دلبسته به انقلاب و مصلحت مردم و کشور ـ که برای مملک، مردم، سربلندی در عرصه منطقه و جهانی آرمان‌ها، آرزوها و برنامه هایی داشتند و عمل می کردند ـ
احساس می‌کنند مسیر فعلي منحرف است و باید تغییر پیدا کند، این عین انقلابی بودن، عین پایبندی به معیارهای انقلابی نیست؟ و در مقابل آیا وقتي کسانی‌ از این مسیرها منحرف شده‌اند، اين نشانه انحراف از معیارهای انقلابی نیست؟ آيا اين مقابله با انقلاب نيست كه وقتي کسانی می گویند این وضع با همین معیارهای قانون اساسی باید تغییر کند، به براندازی و تخریب نظام متهم شوند و برعكس عملكرد کسانیکه معتقدیم نتیجه عملشان ـ که در این روزها و سالها بوده است ـ نتیجه مطلوبی نیست، عین انقلاب تعبير شود؟ این‌ها مقابله با انقلاب است كه اگر كسي حرفي زد، راهكاري نشان داد و خواستار تغییر مثبت به نفع معیارهای انقلابی شد، هرگونه هزینه‌ای را بپردازد و متهم به انواع اتهاماتي شود که این روزها داریم می‌بینیم؛علاوه بر اتهامات، نسبت‌های ناروا، شکستن شخصیت كساني كه سرمایه‌های نظام هستند را نيز از سوی کسانی که نمی‌دانیم خیلی از آنها کی هستند و چگونه این طور سخاوتمندانه تخریب می‌کنند شاهد هستيم.

وي با اشاره به دستگیری‌ها، برخوردها، محدود کردن‌ها و با بيان اين كه آیا دلسوزان انقلاب آزادند که حرف های‌شان را در دانشگاه‌ها و در مجامع دیگر بزنند؛یا برای‌شان هزینه داشته باشد؟ ادامه داد:
تنها صحبت تهمت زدن نیست، بلکه ایجاد هزینه کردن برای کسانی است که دل‌شان برای انقلاب و مردم می‌سوزد.

رييس بنياد باران با بيان اين كه ما افتخار می کنیم که از آزادی و انتخابات آزاد دفاع می‌کنیم و افتخار می‌کنیم از این‌که اگر در عرصه انتخابات و مسائل دیگر مشکلاتی وجود دارد، انتقاد می‌کنیم، تاكيد كرد: به نفع مردم و آرمان های انقلاب و برای تحقق اصل 56 قانون اساسی این مسیر را ادامه می دهیم ؛ چراكه معتقدیم مردم ما شایسته آزادی، شایسته رشد و پیشرفت و توسعه و عدالت هستند. وقتی می بینیم دراین مسیرمشکل و انحراف وجود دارد حرف می زنیم و صحبت می کنیم؛ چراكه از آن طرف مسائلی به نام اسلام و انقلاب پیش می آید که دودش در درجه اول و بیش از همه به چشم نظام می رود.

وي خاطرنشان كرد: مردم ما انقلاب شان را قبول دارند؛ چرا كه احساس می‌کنند این انقلاب به آن‌ها عزت و حرمت داد، انرژی ها را آزاد کرد برای اینکه مملکت یک مملکت الگو و پیشرفته ـ در منطقه و دنیا ـ بشود، آزادی،عدالت و پیشرفت در كنار اخلاق و معنویت در آن باشد. اگر خدای نکرده کسانی بخواهند مسائلی خلاف این مسائل را به نام انقلاب و اسلام مطرح کنند، مردم به آنها اعتراض می‌کنند.
رئيس دولت اصلاحات افزود: ما از مردم دفاع می‌کنیم. دفاع کردن ما از مردم و آزادی آن‌هاست.دفاع از انتخابات سالم و آزاد دقیقا دفاع از ارزش هایی است که برای آن انقلاب شد، خون ها داده شد، محرومیت ها کشیده و هزینه ها پرداخته شد.

خاتمي يادآور شد: امروز متاسفانه می بینیم خشونت تئوریزه شده عملی می شود وعلیه بسیاری از نیروهایی که علاقه مند به انقلاب و امام هستند اعمال می شود.

وي هم‌چنين گفت: البته در این کشور کسانی هم هستند كه حتي این نظام را هم قبول ندارند ولی حاضرند در چارچوب قانونی نظام حرکت کنند و ما افتخار مي كنيم كه از حقشان دفاع کنیم. ستم به آنها را روا نمی داریم؛ چراكه به عنوان یک شهروند دارای حقوقی هستند که دیگران در این کشور دارند، مگر این‌که کسی به تعبیر امام توطئه و براندازی کند.

رئيس جمهور سابق كشورمان تصريح كرد: خشونت می‌گوید یک روش و سلیقه و شیوه خاص عین اسلام و انقلاب است و هر کس خارج از این شیوه فکر کند، حق ندارد زندگی کند و در حاکمیت حضور داشته باشد يا حتی آزادانه بتواند حرفش را بزند؛ وبدتر اینکه تلاش می شود که این رفتارها و سیاست ها توجیه شود و کسانی وانمود(و عمل) می کنند که هرچه خلاف این روش باشد ضد انقلاب است و هرکس با این سلیقه مخالف باشد برانداز است و با او برخورد می شود.این‌ها مسائلی است که مشکل ایجاد می‌کند.

خاتمي درباره كساني كه چنين ديدگاه‌ها و تفكراتي را دارند، گفت: کسانی که در تاریخ و سابقه شان هست که نه با این انقلاب سر سازگاری داشتند و نه به امام و نه یک ذره برای انقلاب دلشان سوخته چنين حرف‌هايي را مي‌زنند. متاسفانه زمینه برایشان باز می شود تا در ارکان و ارگان های برآمده از انقلاب ـ که خدمات بزرگی هم دارند ـ نفوذ كنند و از آن به عنوان ابزار حذف، سرکوب و... استفاده كنند.
رييس دولت اصلاحات با تاكيد بر اين‌كه سپاه و بسیج از متن انقلاب برآمده است، يادآور شد: سپاه پاسدارانی که آن همه افتخارات در کنار ارتش ما آفرید و بسیجی که با دست‌های تهی خودش توانست در مقابل نیروهای عظیم بایستد و نگذارد عزت مملکت از بین برود؛حرمتش این است که در کنار مردم باشند.

وي تاكيد كرد: وجود فضای امنیتی سیاسی بر اساس تحلیل‌های غلط و نیز اعمال روش ها و شیوه‌های غلط اولین زیانش به اصل نظام و مردم می رسد؛ چراكه نه تنها عموم مردم احساس می کنند آزادی‌های مشروعشان محدود شده، بلكه مردم مظلوم و محروم هم با همه وجود احساس می کنند محروم تر شده اند. نگرانی بنده این است كه در آینده نه چندان دور در کنار این نارضایتی های سیاسی که در قشرهای خاصی از جامعه بیشتر بروز و ظهور دارد نارضایتی‌های اجتماعی هم اضافه شود، به خصوص وقتی وعده‌های داده شده، عمل نشده یا بر خلاف آن عمل شده است.

وي با بيان اينكه با فشار وارد آوردن، ایجاد ارعاب، بالا بردن هزینه حرف‌زدن و آزاد بودن و آزادنه زندگی کردن، مشکلي حل نمی شود و شکاف ها زیاد تر خواهد شد، گفت:
جنبش ما سابقه 150 ساله در مملکت دارد و اوجش در انقلاب اسلامی بود و همچنان تداوم داشته و خواهد یافت. جنبشی که ریشه اصیل در جامعه و تاریخ دارد از بین نمی رود، البته اگر رفتارها با آن رفتارهای نادرستی باشد ممکن است یک نوع انحرافاتی در آن پیدا شود. چنانچه ما می بینیم بصورت عکس العملی مسائلی مطرح می شود که ما و شما آن را نمی پسندیم. اما مقصر آن کسانی هستند که این زمینه ها را فراهم آورده اند.

رييس موسسه بين المللي گفت و گوي فرهنگ ها و تمدن ها تاكيد كرد:
باید بگذاریم نظام مسیر درست خود را طی کند، معیارهای اصلی در آن حاکم باشد، انسان در آن حرمت داشته باشد، زمینه برای پیشرفت جامعه مهیا باشد، مدیریت جامعه کارآمد و متعهدباشد، دروغ به مردم گفته نشود، بداخلاقی در جامعه نباشد؛ چراكه شکستن مرزهای اخلاقی بسیار مساله مهمی است.وقتی تهمت در سیاست رسمی شد، تهمت کار انقلابی و بيان دردها جرم شد، آن وقت در متن جامعه نسبت به تهمت زنندگان و شکنندگان مرز اخلاقی بدبینی ایجاد می‌شود و این بدبینی سرایت به اصل نظام می کند و این فاجعه بزرگی است.

وي تاكيد كرد:
بیاییم همه دست به دست هم دهیم و از این فضای امنیتی و نظامی حاکم بر جامعه با تحلیل ها و توجیهات غلطی که وجود دارد، دست برداریم. فضا را تلطیف کنیم تا مردم بتوانند آزادانه حرف شان را بزنند و احساس کنند نظام حرف این ها را گوش می‌دهد و در مقابل‌شان نیست. آن وقت خواهید دید چقدر شور و اشتیاق در جامعه بوجود خواهد آمد.

رييس بنياد باران با تاكيد بر اين‌كه
اشتباهاتی که شده است نبايد تکرار شود، خاطرنشان كرد: انتخاباتی در پیش روست، مردم باید بتوانند آزادانه رای بدهند و تضمین شود که نتیجه‌ای که بیان می شود؛همان است که مردم می‌خواهند و اگر فضای اعتماد بود مردم که نتیجه کارشان چیز دیگری می شد اعتراض نداشتند. راه حل مشکل این نیست كه با اعتراض، با خشونت برخورد شود.

وي ادامه داد : باید با دلسوزی به انقلاب نسبت به راه های موجود بازنگري كرد؛ نظام و حاکمیت ما بايد قانع شود که این رفتارها و روش‌ها آن نیست که به سر منزلی برسد و به مصلحت جامعه بیانجامد یا مورد تاييد معیارهایی که انقلاب ما داشت و مردم ما می خواستند، باشد.
تدبیر،عقلانیت و تقوا حکم می‌کند كه اگر مسیری اشتباه است، با شجاعت همه با هم دست به دست دهیم و آن مسیر را اصلاح کنیم تا فضا فضای امن و آباد وآزادی بشود.

وي در پايان با ابراز اميدواري نسبت به اينكه در آینده شاهد وضعیت بهتری باشیم، گفت: « اميدوارم بسیاری از نیروهایی که شایسته و مظلوم هستند و گرفتار بند هستند، گرفتاری‌هاي‌شان رفع شود و به صحنه جامعه برگردند و فضای کشور تغییر پیدا کند و آ‌ن‌چه به مصلحت کشور است انجام بگیرد.

گفتني است، برخورد با فرهنگستان‌ها و دولتی کردن آنها، نگرانی از اتفاقاتی که به نام اسلام و انقلاب در حال رخ دادن است، هدایت و رهبری جنبش سبز، یاس و نگرانی مردم و آسیب دیدن مرزهای اخلاقی در جامعه، مقایسه وضعیت کنونی و گذشته بهداشت و درمان کشور،از جمله محورهای صحبت های حاضرین در جلسه بود.

 |+| نوشته شده در  88/09/04ساعت   توسط حمیدرضا  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر را به یاد می‌آورند.
علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت]ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.
و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.
اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.
اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟
و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین
به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.
اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.
اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین
ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.
ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.
بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟
بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.
برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.
بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟
و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم
و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.
کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.
حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟
بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.
و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.
میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۰۴

 |+| نوشته شده در  88/09/04ساعت   توسط حمیدرضا  | 
موضع گيري هاي اخير دادستان کل کشور و حبيب الله عسگراولادي مسلمان دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبري که اتهاماتي را به ميرحسين موسوي و کروبي نسبت داده و آنها را از خط امام و نيروهاي انقلاب خارج دانسته اند، دبيرکل حزب اعتماد ملي را به واکنش وادار کرد. اين در حالي است که عسگراولادي سه هفته پيش از اين گفته بود: موسوي، کروبي و خاتمي از خانواده انقلابند و آنها را مفت به دست نياورده ايم که مفت از دست بدهيم.

دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبري تاکيد کرده بود: ما هيچ گاه خاتمي و موسوي را در انزوا قرار نداديم، همه جا جاي آنها است. اين مواضع وي حتي انتقادات تند حسين شريعتمداري را در پي داشت و او عسگراولادي را يک نيروي انقلاب دانست که به خطا رفته است. هفته قبل و هفته جاري اما مواضع عسگراولادي کاملاً تغيير کرده و او حملات تندي را به اصلاح طلبان و در راس آنها کروبي و موسوي صورت داد. مهدي کروبي در يک گفت وگو به برخي شبهه افکني ها پاسخ داد و تاکيد کرد پاسخ ساير مطالبي را که برخي ديگر از آقايان مطرح کرده اند به زودي خواهد داد.رئيس مجلس ششم در ابتداي گفت وگو با سايت تغيير با تاکيد بر آنکه مايل نبودم برخي موارد در جامعه مطرح شود و پاسخ اظهارات نامربوط برخي را بدهم به اظهارات محسني اژه يي دادستان کل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: اصلاً بنا نداشتم وارد اين مساله شوم، اما ديدم ايشان چندين بار به موضوع آزار جنسي پرداخته و درباره نامه من اظهار داشته اند «موضوعاتي که سراسر کذب و دروغ بوده و حتي يک درصد هم وجود خارجي و حقيقت نداشت». در اين باره بايد بگويم بعد از انتشار اخبار مربوط به آزار جنسي، دو جلسه با مسوولان دستگاه هاي قضايي داشتيم و چند عدد سي دي که حاوي اطلاعات و اظهارات برخي از آسيب ديدگان بود، به کميته سه نفره قوه قضائيه ارائه شد. در جلسه اول به طور گذرا و تلويحي، اشاره يي به اسم خانم سعيده پورآقايي کردم. اما چون مطمئن نبودم، فقط خواستم به آقايان هشدار داده باشم، به خصوص آنکه به من خبر رسيد جنازه خانم پورآقايي به وسيله شخصي از رياست جمهوري تحويل خانواده شده است. اين خبر موجب شک و ترديد من شد. در فاصله بين جلسه اول و دوم فهميدم اين قضيه صحت ندارد، فلذا در جلسه دوم که آقايان پرسيدند خبر جديدي داري يا نه، متوجه منظورشان شدم و گفتم قضيه خانم پورآقايي صحت ندارد و مي گويند زنده است و البته وابسته به خانواده شهيد نيز نيست. همان طور که آقاي محسني اژه يي نيز اشاره کردند.

مهدي کروبي در ادامه با اشاره به اين نکته که دادستان محترم در روزنامه يي 200 سطر در خصوص موضوع خانم پورآقايي اظهار کرده و از ساير مستندات ارائه شده به صورت سطحي عبورکرده است، گفت: به نظر من همه اينها يک سناريوي ساختگي بوده و مي توانيد به اظهارات خواهر ناتني خانم پورآقايي پس از خروجش از کشور مراجعه کنيد و قضاياي مربوطه را دنبال کنيد. با همه اين موارد سوالم از آقاي محسني اژه يي دادستان محترم کل کشور آن است که چرا در خصوص ساير مستندات اشاره شده اظهارنظر نمي کنند؟ کروبي در ادامه با اشاره به حضور دادستان محترم کل کشور در صدا و سيما نيز گفت: متاسفانه هرچه تلاش کرديم نماينده ما هم در اين برنامه حضور پيدا کنند، آقايان توجهي نکردند. مهدي کروبي در ادامه با اشاره به مصاحبه هاي اخير حبيب الله عسگراولادي اظهار داشت: آقاي عسگراولادي در مصاحبه با روزنامه رسالت گفته تا آنجايي که من اطلاع دارم آقاي موسوي و آقاي کروبي به بي مهري ها ادامه مي دهند و مورد توجه امريکا و رژيم صهيونيستي هستند. کروبي درخصوص نحوه همکاري هاي خود با عسگراولادي در اوايل انقلاب اظهار داشت: در ابتداي انقلاب حضرت امام در جهت تاسيس نهادهاي انقلابي براي افراد مختلفي احکام مربوط را که متناسب با سوابق و فعاليت و تجارب افراد بود، صادر مي فرمودند. به همين مناسبت حضرت امام حکم کميته امداد را به نام بنده صادر فرمودند که در آن نام آقاي عسگراولادي نيز برده شد. سپس آقاي آيت الله صانعي از طرف امام به من فرمودند شما يک نفر ديگر را نيز انتخاب کنيد. در آن موقع من ابتدا آقاي اکبر استادي را معرفي کردم که از مبارزين و جريان خود آقاي عسگراولادي بود. آقاي عسگراولادي مخالفت کرده و در عوض آقاي حبيب الله شفيق را مطرح کردند و از آنجا که من روحيه همکاري داشتم، پذيرفتم. وي افزود: به دنبال صدور حکم امام که مسووليت کار بنياد شهيد را به بنده سپرده بودند، آقاي عسگراولادي و عده يي از همراهان شان برآشفتند و در جلسه يي نيز که در همان زمان برقرار بود بلوا و آشوب کردند که چرا حکم به نام فلاني صادر شده که حتي کار به جايي رسيد که من از جلسه بيرون آمدم و گفتم همين الان به جماران (بيت حضرت امام «ره») رفته و استعفا مي دهم که آقايان آمدند و بنده را به جلسه برگرداندند. کروبي ادامه داد: در زمان دولت هاي آقايان رجايي و موسوي ميان دو گروه اختلافات شديدي وجود داشت که آقاي عسگراولادي از چهره هاي يکي از دو جريان بود. در همان کابينه اول درخصوص وزارت جهاد کشاورزي مباحثي پيش آمد که آقاي عسگراولادي مسلمان که از مخالفان وزير جهاد کشاورزي بودند خواستار معرفي شخص ديگري براي تصدي اين وزارتخانه شدند. بنده نيز که وسط ميدان بودم روزي به آقاي عسگراولادي گفتم خب حالا نظر شما روي چه کسي است؟ ايشان گفتند آقاي حبيب الله شفيق که من يک مرتبه جا خوردم و گفتم آقاي شفيق انسان بزرگوار و شريفي هستند ولي کاسب و بازاري اند و دانش و تخصص او براي وزارت تخصصي و فني همچون کشاورزي کافي نيست. چگونه امورات مربوط به اين وزارتخانه خاص و حياتي را که زندگي بسياري از مردم به آن گره خورده مي خواهيد به ايشان بسپاريد؟ و آيا ايشان مي تواند اين وزارتخانه را اداره کند که آقاي عسگراولادي اظهار داشتند بله، ايشان در دشت قزوين کارهاي کشاورزي مي کند و محصول برمي دارد. واقعاً جا خوردم که اين طرز تفکر را در مديريت اقتصادي و کشاورزي کشور با کاشت خيار و گوجه و برداشت آن يکي مي داند. کانديداي انتخابات رياست جمهوري اظهار داشت: موضوع سوم و آخري که بايد درخصوص آقاي عسگراولادي اشاره کنم آن است که در همان اوايل انقلاب که ايشان رئيس سازمان اوقاف بودند، در انتخابات مجلس کانديداي تهران شده و به مجلس مي رود. در همان زمان دو تن از چهره هاي مشهور که در حال حاضر عضو مجمع روحانيون مبارز هستند به عنوان نمايندگان امام در سازمان اوقاف انجام وظيفه مي کردند. با راهيابي آقاي عسگراولادي به مجلس با توجه به دوشغله بودن ايشان، نمايندگان امام در اوقاف از آقاي عسگراولادي خواستند از رياست اوقاف استعفا دهند اما ايشان رياست اوقاف را که به قول خودش «نفت دوم» کشور است با آن همه تشکيلات عريض و طويل، شغل نمي دانستند و حاضر به استعفا نشد تا در نهايت با استعلام نمايندگان امام در اوقاف از شوراي نگهبان آن زمان آقاي عسگراولادي مجبور به استعفا شد. رئيس مجالس سوم و ششم تاکيد کرد: در پايان به آقاي عسگراولادي با اين سن و سال توصيه مي کنم ديگر به بيان اين گونه مطالب نپردازد چرا که هم اکنون در مجمع تشخيص، کميته امداد و هيات منصفه مطبوعات مشغول هستند و با اين گونه اظهارات مسير جديدتري براي ايشان باز نخواهد شد. به رغم تمامي احترامي که براي ايشان قائلم، متاسفم که مي بينم ايشان مدافع امام شده و ما همه مخالف انقلاب و امام. با همه اين تفاسير به بيان اين موارد بسنده مي کنم و از اشاره به موضوع انتخابات مجالس و به خصوص دوره سوم که با انشعاب ما از جامعه روحانيت مبارز و پيروزي جريان منتسب به ما و شکست جريان آقاي عسگراولادي و بحث هايي که آن موقع مطرح شد خودداري مي کنم و تاثر خود را از اين نکته که ايشان فاقد هرگونه سوابق قضايي است و تلاش دارد نظرات خود را به قوه قضائيه تحميل کند غافل از آنکه مهدي کروبي بيدي نيست که با اين بادها بلرزد.

 |+| نوشته شده در  88/09/02ساعت   توسط حمیدرضا  | 
بعد از انتخابات روزهای تاریخی نماد جدید پیدا کرده و دوباره باز تعریف و باز تفسیر شده‌اند / 13 آبان نشان داد که چه خوفی از اجتماع مردم دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد / کشوری که به نام اسلام اداره می‌شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند / به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه‌ای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده‌اند / حکومت حالت بی‌طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارد / میر‌حسین موسوی در دومین مصاحبه ویدیوئی‌ اینترنتی خود درباره اتفاقات رخ داده در ۱۳ آبان امسال، شرایط کشور، لایحه هدفمند‌سازی یارانه‌ها و نگرانی‌های کارشناسان در مورد تبعات اجرای این طرح سخن گفته است. فایل ویدیویی این مصاحبه تا دقایقی دیگر بر روی سایت قرار خواهد گرفت. متن کامل این گفت‌و‌گو به این شرح است:

*۱۳آبان امسال مردم با برخورد‌های خشن و بی‌سابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند و حجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود. به نظر شما چه نتیجه‌ای را از این اقدام می‌خواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟ کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی می‌کنید و چه نتایجی حاصل شد؟

۱۳آبان امسال با نحوه شرکت مردم درخیابان‌ها وحضور در صحنه به یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای گوناگونی داشتیم، به تدریج به دلیل تکرار زیاد ‏‎ٌعدم نوآوری دور شدن از مبدا و منبع چه‌بسا انگیزه‌هایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و فراموش کردیم چه فضایی در کشور حاکم بوده و ارزش‌های بنیادی که منجر به این مراسم و اتفاقات می‌شد را از یاد بردیم.

بعد از انتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدند
جریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر یه این شد که تک تک این روزها چه آن‌ها که تاریخی هستند و چه آن‌ها که متعلق به تاریخ انقلاب‌اسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر شوند که بسیار مهم است. ۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است.
مساله کودتای ۲۸ مرداد و نوع فعالیت‌های آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود؛ موضوع دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران به‌عنوان بخشی از خاک آمریکا نگاه می‌کردند و هر کار که می‌خواستند انجام می‌دادند.

مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند
من به ذهنم می‌آید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ می‌داد. مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود. به‌خصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود. مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.ت وجه به ریشه‌های تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.
من برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان به بنیاد‌ها توجه دارند. دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان حضور نداشته باشند. برای همین وجه مشترک و ذهنیت همه مردم که در ۱۳ آبان به خیابان آمدند به این مساله بر می‌گشت.

۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکر‌کشی کردند
متاسفانه دخالت‌هایی در این قضبه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا کردن مردم از یکدیگر و اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت تازه‌ای را به وجود آورد. در درجه اول آنچه که در خیابان‌ها دیده‌شد یک لشکر‌کشی عظیم علیه مردم بود. من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنه‌ای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.
صبح ۱۳ آبان که از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرابش نیروی بسیار متراکم روبروی دانشگاه تهران و همه خیابان‌های منتهی به خیابان آیت‌الله طالقانی و نقاط مرکزی شهر بودم. همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان می‌دهد چه خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.

کشوری که به نام اسلام اداره می‌شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند
اگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر کشوری که به نام اسلام اداره می‌شود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند. انقلاب‌اسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاب‌اسلامی از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.
اولین برداشت از آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمی‌تواند داشته باشد و سرمایه بزرگ (شهامت مردم) مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالی‌که اگر بخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. ا‌ین همان چیزی است که در ۱۳ آبان مورد هدف قرار گرفت. اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آن‌ها حاصل شد؟ به نظر من حاصل نشد.

عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می‌شود
حضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتم‌ها که در تصاویر و سایت‌ها منتشر شد و شاهد‌های بی‌شمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابان‌ها را ببینید مردم را کتک می‌زنند اما مردم فرار نمی‌کنند، بلکه می‌روند آن طرف خیابان شعار خود را می‌دهند.
نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن) این است که عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی‌ها از شعار اصولی می‌شود که راه سبز بر آن تاکید داشته است. پایبندی بر قانون‌اساسی و اجرای همه اصول قانون‌اساسی بدون دخالت واعمال سلیقه در کشور است که باید به آن توجه داشت.

برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری است
اگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله نشان دهیم باید این حداقل(‌‌پایبندی به قانون‌اساسی‌) را حفظ کنیم و بسیار ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانون‌اساسی هستیم. مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آن‌ها خشونت کنند آن‌ها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند. برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است.

انقلاب شده که شجاعت داشته باشیم و آزادی را بخواهیم
انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم. انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را به عنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم. ما نمی‌توانیم از این اصول برگردیم و هر هزینه‌ای که لازم باشد تن می‌دهیم و تحمل می‌کنیم.

خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت‌آمیز و از مسیر غیر خشونت‌آمیز باشد
از نظر روش هم با مردم به اجماع رسیده‌ایم و این خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت‌آمیز و از مسیر غیر خشونت‌آمیز باشد. باید این اجماع را حفظ کنیم و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.

* طرح هدفمند کردن یارانه ها اکنون در کشور مطرح است و بحث مخالفت و موافقت‌ها زیاد بوده است، نگرانی‌هایی هم بین کارشناسان وجود دارد. با توجه به تجربیات اجرایی که شما داشته‌اید نظرتان در مورد نتایج این طرح چیست؟
طرح هدفمندسازی یارانه‌ها اسم مثبتی دارد. در این اصطلاحی که به کار می‌برند تایید می‌کنند که پرداخت یارانه‌ها اجتناب‌ناپذیر است و از سوی دیگر می‌گویند که می‌خواهیم یارانه‌ها را هدفمند کنیم. اما در برخی استدلال‌ها که برای یارانه شده و ما را به بی‌راهه می‌برد این است که برخی به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی یارانه مضر و زشت است در حالی‌که این‌گونه نیست.
در همه اقتصادهای جهان یارانه پرداخت می‌شود. اصل اما این است که چگونه یارانه داده شود که بهترین حاصل را برای کشور داشته باشد. برخی از کشورهای پیشرفته پرداخت یارانه را به شکل وسیع در اقتصاد خود دارند. ما هم از این مساله جدا نیستیم. باید به کسانی‌که استدلال می‌کنند یارانه کلا بد است و باید حذف شود گفت که اشتباه می‌کنند.
هدفمند‌کردن یارانه‌ها بیش از آنکه حذف یارانه‌ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است
مشکل هدفمند کردن یارانه‌ها در محتوای خود لایحه‌ای است که به مجلس داده شد. این لایحه درواقع بیش از آنکه حذف یارانه‌ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است. زمانی‌که ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور به دست می‌آوریم (در اینجا بحث قیمت و فروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به دلیل آنکه نفتی که دولت می‌فروشد با قیمت بین‌المللی متفاوت است نباید به این اختلاف قیمت به چشم یارانه نگاه کند. این دید اشتباه است. این اختلاف قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.
اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانه‌ها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی ایجاد کنیم. در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل‌های انرژی برخی کالاها و خدمات را افزایش دهیم آیا بقیه بخش‌های اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بین‌الملل و قیمت جهانی می‌کنیم؟ آیا حاضر هستیم حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین‌المللی پرداخت کنیم؟
می‌توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین‌المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت‌های داخل را بر این اساس تنظیم کنیم. نمی‌توان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بین‌المللی و قیمت نفت خلیج‌‌فارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخش‌های دیگر را حفظ کنیم. به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای از‌دست‌دادن یک چهارم قدرت خرید مردم بود. خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند چگونه بوده است؟
دولت می‌تواند از این زاویه به مسایل نگاه کند که بیشتر خدمات و کالاهایی که به مردم ارائه می‌دهد یا حقوقی که به مردم داده می‌شود و تنظیم کالای اقتصادی مردم هیچ تناسبی با وضعیت بیرون از کشور ندارد. به همین دلیل بالا بردن یکباره قیمت‌ها و حدف یارانه در مقابل پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان برای هر فرد اشتباه بزرگی است که انجام می‌دهیم‌.
با اجرای لایحه هدقمند‌سازی یارانه‌ها ذائقه مردم تلخ خواهد شد
یقینا این اقدام اثرش را بر زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور در سطح روستاها مردم مستضعف جامعه و در سطح تولید باشیم. در همین رابطه من به یاد دارم که در اوایل انقلاب زمانیکه بحث قیمت پایین نفت در داخل کشور مطرح می شد معتقد بودیم از این اختیار نسبی برای ایجاد رقابت قوی در سطح جهان و اقتصاد خود استفاده کنیم.
نمی خواهم بگویم هیچ نوع سیاست تعدیل یا سیاست در جهت تنظیم یارانه ها و اقتصاد نداشته باشیم اما همه این ها می تواند به صورت یک بسته سیاستی و از هم جدا نباشد. زمانی‌که قیمت حامل انرژی در کشور را بالا ببریم اثرش را در زندگی و سفره‌های عادی مردم خواهد گذاشت که باید تاثیر آن بر آموزش هزینه بهداشت و درمان و... را ارزیابی کرد.
اکنون باید دید آیا مقدمات لازم برای اینکه از این سیاست‌ها تاثیر کمتر ببینیم تدارک دیده‌ایم؟ یا صرفا با پخش پول و در‌آمد ناشی از این سیاست‌ها چشم دوخته‌ایم. در این صورت نمی‌توان بر مشکلات غلبه کرد. نرخ تورم بالا فایده این برنامه‌ها را از بین می‌برد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه می‌کند.

دولت حالت بی‌طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارد
آنچه که بنده را نگران می‌کند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت دقیق مجلس است. دولت تلاش بسیار کرده که در‌‌آمد ناشی از بالا بردن قیمت حامل‌های انرژی را (من این اسم را به جای هدفمند‌سازی یارانه به کار می‌برم) به صورت کلی و در یک سر فصل کلی در اختیار بگیرد. احساس می‌کنم این مساله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد.
به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه‌ای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده‌اند
در حال حاضر مشاهده می‌کنیم دولت و کسانی‌که در اجرا هستند حالت بی‌طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند. گاهی اختلاف مجری با یک دستگاه دیگر که نظر دولت را ندارد منجر به انجام ندادن کار می‌شود. نمونه آن مترو است. مترو جز، ضرورت‌های اصلی برای رفت و آمد است. با افزایش قیمت بنزین وسایل رفت و آمد عمومی مانند مترو را تقویت کند اما به دلیل اختلافات سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای شاهد هستیم چند سال را از دست داده‌ایم و مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده‌اند. برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه‌ها کافی است دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد. به یک قسمت پول می‌دهد و به قسمت دیگر نمی‌دهد.
ضرورت برنامه‌ریزی در کشور این است که سلایق شخصی افراد را که گاهی به صورت اقرار‌آمیز و ملایم وجود دارد کنترل شود. از اولین ضروریت‌ها و وظابف برای تشکیل مجالس در دوران مشروطیت تا به امروز این بوده که کنترل و ضابطه‌مند کردن هزینه و در‌‌آمد دولت را نظارت کند. در جمهوری‌اسلامی و قانون‌اساسی نیز بیش از گدشته به این نقش مجلس توجه شد. اکنون اگر این بودجه (در آمد حاصل از حذف یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌‌های انرژی‌) از نظارت دقیق مجلس خارج بماند نتیجه حاکم شدن سلیقه شخصی و ریخته و پاش فراوان است.

مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود ندارند
هنوز مردم در جریان حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد آن نیستند. اینکه چطور از حساب ذخیره هزینه شده شفاف نبوده و مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود ندارند. این مسایل هنوز برای مردم جای سوال است و یا اینکه دولت موظف بوده طبق برتامه چهارم قیمت‌ها را در هر سال به صورت متوازن افزایش دهد و تمهیداتی بیندیشد که افزایش قیمت‌ها بر زندگی مردم اثر‌گذار نباشد. این اقدامات انجام نشده و یک باره این طرح را به میان کشیده‌اند.

به لایحه هدفمند‌سازی یارانه‌ها بد بین هستم
بنده کلا به این لایحه بد‌بین هستم. البته برای کمتر شدن هزینه‌های مردم فکر می‌کنم مجلس با مقاومت باید حداقل نظارت خود بر هزینه‌ها را تثبیت کند تا اینکه از این بودجه برای عامه‌پروری یا تزریق پول در یک بخش ویژه مواجه نشویم. این مساله مهمی است که مردم و دست اندرکاران که در مجلس هستند یاید نسبت به آن حساس باشند که این مساله کوچکی نیست.
 |+| نوشته شده در  88/08/30ساعت   توسط حمیدرضا  | 


 

 


کجای دنیا دیده اید که قبل از اینکه استقبال کنندگان در محل حاضر شوند، محل حضورشون تعیین شود؟ محل حضور مدرسه . . . .


سفر احمدی نژاد به تبریز 1388/3/18



سفر احمدی نژاد به تبریز 1388/8/28(امروز)

 |+| نوشته شده در  88/08/29ساعت   توسط حمیدرضا  | 
سید محمد خاتمی، در تازه ترین موضع گیری خود خواستار خارج شدن جامعه از وضعیت امنیتی و تغییر قانون انتخابات شد و خطاب به مسولان جمهوری اسلامی تاکید کرد که تغییر فضا به نفع همه است و نمی‌توان با سرکوب، سئوال‌های مردم درباره انتخابات را انکار کرد.خاتمی که در16 آذر 1383 در پاسخ به دانشجویانی که علیه او شعار میدادند گفته بود "بعد از من کسانی خواهند آمد که عمل خواهند کرد و شما نتیجه عملشان را خواهید دید" از روز کودتای انتخاباتی تاکنون چه مواضعی در قبال حکومت از سویی و مردم از سوی دیگر اتخاذ کرده است. در این گزارش به بررسی مواضع وی در چند ماهه اخیر پرداخته ایم.

سوال با سرکوب از بین نمی رود
رئیس جمهور سابق ایران روز گذشته در جمع فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، خواستار تغییر نحوه برگزاری انتخابات شد و اعلام کرد مادامی که نحوه برگزاری انتخابات تغییر نکند، حضور اصلاح‌طلبان در این عرصه بی‌معنی است.
این اولین باری نیست که آقای خاتمی از نحوه برگزاری انتخابات انتقاد می کند. او دو سال پیش هم در کرمان با انتقاد از قانون فعلی انتخابات در ایران گفته بود: "به صراحت می‌گویم قانونی که الان داریم، قانون عادلانه‌ای نیست".
او در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر لزوم خارج شدن جامعه از وضعیت امنیتی اظهار داشت: "با برچسب خائن زدن، برانداز خواندن و سرکوب کردن، سئوال جامعه از بین نمی‌رود و نمی‌توان با سرکوب، سئوال‌های مردم درباره انتخابات را انکار کرد."
به گفته این شخصیت اصلاح طلب، "مردم سالم‌ترین و نجیب‌ترین حرکت را از خود نشان دادند که نشانه بلوغ این ملت است. صدها هزار نفر از مردم بسیار آرام و بدون سازماندهی آمدند و اعتراض ساده‌ای کردند، ولی متأسفانه حوادثی که به دنبال آن پیش آمد، سبب افزایش بی‌اعتمادی شد".
رئیس جمهور سابق ایران افزود: "کاش به جای این همه محدودیت و این حجم ناسزا، حاکمیت از آقای موسوی می‌خواست که به صحنه آمده و این جنبش را مدیریت کند تا جنبش از مسیر خود منحرف نشود".
آقای خاتمی ادامه داد: "اگر شعاری در متن جامعه مطرح می‌شود که اکثریت جامعه آن را نمی‌پسندند، نگوییم که بیگانگان و دشمنان دخالت کرده‌اند. البته دشمن از فضای ناسالم هم سوءاستفاده خواهد کرد".
به اعتقاد این عضو مجمع روحانیون مبارز، "جنبش ایرانی حرکتی خلق‌الساعه و التهابی عاطفی نیست که با یک انگیزه روانی به‌وجود بیاید و با ترس از بین برود؛ بلکه بسیار عمیق و گسترده است."
رئیس جمهور سابق ایران با بیان اینکه "اگر با حرکت و اعتراض مدنی مردم برخورد شود ممکن است اعتراض مدنی به آن گستردگی وجود نداشته باشد" در عین حال یادآور شد که: "چون اصل تقاضا و طلب در جامعه وجود دارد و مورد سرکوب قرار گرفته است، به صورت‌های دیگری ظهور و بروز می‌کند که آن وقت همه در این زمینه زیان می‌بینند".
آقای خاتمی با تاکید بر اینکه مسولان جمهوری اسلامی "نباید انتظار داشته باشند که فقط آنچه مورد تایید آنهاست بیان شود" افزود: "امروز آدم‌هایی که برای انقلاب زحمت کشیده‌اند، مورد جفا قرار می‌گیرند و با یک جنگ روانی و ایجاد فضای امنیتی، به عنوان دشمن و منحرف معرفی می‌شوند."
به گفته او، "دور افراد خط کشیدن و دایره خودی را محدود کردن و بخش‌های مهمی از جامعه را خارج از دایره خودی معرفی کردن، بی‌انصافی است."

اولین واکنش ها
جمله معروف خاتمی در 16 آذر 1383 در دانشگاه تهران مبنی بر اینکه "بعد از من کسانی خواهند امد که عمل خواهند کرد و شما نتیجه عملشان را خواهید دید" هر چند در آن زمان با واکنش تند دانشجویان و همچنین جامعه سیاسی کشور مواجه شد اما اکنون به عنوان یکی از کلیشه های جنبش سبز در سایت ها، وبلاگ های و پایگاههای اجتماعی جوانان ایرانی به چشم میخورد. خاتمی که خود ابتدا رقیب اصلی محمود احمدی نژاد در انتخابات دهم بود، به نفع میرحسین موسوی کنار رفت و از هوادارانش خواست به نخست وزیر زمان جنگ رای دهند. او و حامیان درون حکومتی اش که هرگز تصور تقلبی به بزرگی 22 خرداد را نمی کردند با آوردن میرحسین موسوی به صحنه انتخابات گمان کردند می توانند توطئه ها را خنثی کنند. در آن زمان خاتمی در بیانیه ای که از انصراف او از کاندیداتوری در انتخابات خبر می داد با بیان اینکه "ملت ایران تا رسیدن به جایگاهی که باید در تاریخ داشته باشد و شایسته‌ آن است، فاصله زیادی دارد" ناکارآمدی‌ها، کج‌روی‌ها، بدفهمی‌ها و بی‌تدبیرها را از عوامل ایجاد چنین فاصله‌ای برشمرد و خاطرنشان کرد: "چنین عواملی سبب شده است که روند و روالی که جامعه ما برای رسیدن به آن جایگاه داشته است، با خلاء روبه‌رو شود".
او مدتی بعد در واکنش به مناظره انتخاباتی میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد، اظهار داشت: "آنچه را که از این مناظره دیدم، تقابل کامل بی‌هنری با هنرمندی بود و بی‌هنر کسی است که اثبات خود را در نفی دیگران می‌بیند و برای نقد کردن دیگران برای اثبات خویش، به هر دروغ و هر بهتانی متوسل می‌شود".

سرکوب اعتراضات
رئیس جمهور سابق ایران در اولین واکنش به کشتار، بازداشت و سرکوب مردم توسط حکومت با انتشار بیانیه ای در 31 خرداد ماه، خواستار آزادی سریع دستگیر شدگان و بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی شد و اعلام کرد: "ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند".
او با تاکید بر اینکه "ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست" خواستار تشکیل هیاتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت از سوی مسولان جمهوری اسلامی شد.
خاتمی همچنین هشدار داد که: "فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد".

دیدار با خانواده زندانیان و شهدای سبز
خاتمی سپس در منزل شهدای جنبش سبز همچون سهراب اعرابی، اشکان سهرابی، کیانوش آسا، مسعود هاشم زاده و خانواده های زندانیان سیاسی و مطبوعاتی حاضر شد و ضمن ابراز همدردی با آنها گفت: "اگر اولین حادثه‌ای که منجر به کشته شدن عده‌ای شد روز 25 خرداد باشد، امروز چهلم آنان است؛ گرچه در این مدت بر عدد کشته‌شدگان و دستگیر شدگان افزوده شده است و چه خوب بود که سنت اربعین (چهلم) این عزیزان را در اجتماعی بزرگتر که مطمئنا صدها هزار نفر در آن شرکت می‌کردند اجراء می‌کردیم که متاسفانه از این امر جلوگیری کردند".

نامه به شاهرودی
او همزمان همراه با میرحسین موسوی در نامه ای مشترک به رئیس قوه قضائیه نوشت: "برخوردهای خشونت آمیز با اجتماعات و افراد عادی و نیز حمله به مجتمع های مسکونی و منازل مردم به جرم اینکه اعتراض خود را با ذکر مبارک الله اکبر نشان می دهند و ضرب و جرح زنان و مردان وتخریب ساختمان و ویران کردن و مسایلی صورت می گیرد که با هیچ یک از معیارهای قابل قبول جمهوری اسلامی سازگار نیست و نتیجه ای جز بد بینی جامعه به نظام نخواهد داشت".
در نامه مشترک خاتمی و موسوی تصریح شده بود: "دستگیری این شخصیت ها و افراد که غالبا نقش فعال و موثری در خدمت به مردم کشور و جلوگیری از خشونت و رفتارهای غیر مدنی دارند نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه موجب تخریب افکار عمومی و تشدید نگرانی و ناآرامی هاست".
آنها از رئیس قوه قضائیه خواسته بودند که "بر حکم مسوولیت شرعی و قانونی و نیز احساس مسوولیتی که در دفاع از حقوق شهروندان دارد نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است مبذول نماید".

بی اعتباری دادگاهها
خاتمی یک روز بعد از برگزاری اولین جلسه دادگاه نمایشی محاکمه معترضان به انتخابات، آن را نمایشی خواند و اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان کرد.
رئیس جمهور سابق ایران ضمن انتقاد شدید از روند برگزاری جلسه محاکمات و با تکیه بر حق و حرمت مردم، دادگاه را مغایر با قانون اساسی دانست.
او با تاکید بر اینکه "اعترافاتی که در شرایط خاص بیان شده است، از نظر قانونی هیچ گونه اعتباری ندارد" به بی اطلاعی وکلای متهمان و محاکمه شوندگان از زمان دادگاه و محتوای پرونده اشاره کرده و شرایط برگزاری جلسه را حاکی از "مخدوش بودن شرایط واقعی یک دادگاه علنی" دانست.
به اعتقاد او: "در این جریان به جای ایراد اتهام جدی به متهمان، به اصل نظام، مردم و بسیاری از شخصیت های موثر و معتبر که بیش از همگان برای اسلام و نظام ملت ایران دلسوزی داشته اند اهانت شد و در واقع تکرار مطالبی بود که به کرات برخلاف موازین قانونی و شرعی از برخی تریبون های خاص ابراز شده بود".

ایستادگی بر احقاق حقوق مردم
سید محمد خاتمی که به اتفاق چهره های شاخصی چون نوه آیت الله خمینی، هاشمی رفسنجانی و بسیاری دیگر از سران جمهوری اسلامی از حضور در مراسم تنفیذ و تحلیف محمود احمدی نژاد توسط آیت الله خامنه ای خودداری کرده بود، در 20 مهرماه هشدار داد که: "نظام با زور دوام پیدا نمی کند".
او با تاکید براینکه "ما همچنان روی حرف های خودمان هستیم" و با انتقاد صریح و دوباره از نتایج انتخابات گفت: "معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند و حاضرند در رای مردم تصرف کنند یا آن را نادیده بگیرند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند. این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.
خاتمی که در یزد سخن می گفت، با حمله به کسانی که مخالفان سیاسی خود را به براندازی می کنند اظهار داشت: "نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است. نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد."
او گفت: "صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یك سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاكمیت بلكه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد. این جریان اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند. این جریان باید بداند که با زور نمی‌تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یابد و هیچ‌گاه جا نخواهد افتاد، با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند".
خاتمی افزود: "این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست".

برچیدن فضای امنیتی حاکم بر کشور
خاتمی آنگاه با میرحسین موسوی دیدار کرد و این دو رهبر جریان اصلاح طلبی ایران در این دیدار که 23 مهرماه صورت گرفت، خواستار برچیده شدن "فضای امنیتی" حاکم بر کشور شدند و نسبت به "تداوم اوضاع ناگوار کنونی بخصوص ادامه بازداشت ها، محدود کردن آزادی های اساسی بر خلاف قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بد اخلاقی‌ها، تهمت‌زدن‌ها و ناروا گوئی‌ها" ابراز نگرانی کردند.
خاتمی و موسوی خطاب به مسولان نظام تاکید کردند که: "آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است بازگشت به قانون اساسی و پرهیز از نقض، تحریف یا توجیهات ناروا نسبت به این میثاق گرانسنگ ملی است و اگر راه نقد سیاست‌ها و رفتارها بر روی کسانی که در دلسوزی و دلبستگی آنان به جمهوری اسلامی و سرافرازی و استقلال میهن تردیدی نیست، بسته شود، اگر با حضور انتقادی و اعتراض مدنی مردم مقابله شود و اگر تریبون‌های رسمی و رسانه‌هائی که باید در خدمت آرمان‌های انقلاب و مصالح جامعه باشند با جعل، تحریف، دروغپردازی، اهانت و ناروا گوئی فضا را آلوده تر کنند بی‌تردید مناسبترین موقعیت برای فعال شدن جریان‌هایی پدید خواهد آمد که با اصل انقلاب و نظام سر سازگاری ندارند".

اولین حضور در همایشی عمومی
رئیس جمهور سابق ایران سپس در اولین حضور در همایشی عمومی در جمع هنرمندان اعلام کرد: "كسانی كه خود را محور عالم می‌دانند و در این زمینه دچار توهماتی هستند و این توهمات را عین حقیقت می‌پندارند، هم‌چنین دارای خصلتی هستند كه می‌پندارند در صورتی می‌توانند باشند كه دیگری نباشد و این دیگری یا باید تسلیم توهم آنها شود یا از میان برخیزد، اهل گفت‌وگو نیستند و اگر زور پیدا كنند زور را به جای منطق می‌نشانند. این افراد نه تنها در مسیر گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مشكل ایجاد می‌كنند بلكه در داخل یك فرهنگ نیز با رفتارهای خود سبب می‌شوند عرصه زندگی بر انسان‌ها تنگ و تنگ‌تر شود."
او سپس در 9 آبان ماه در دیدار با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با تاکید مجدد بر بحرانی بودن اوضاع کشور گفت: "اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم، نتوانیم حرف بزنیم، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد".
رئیس بنیاد باران تاکید کرد: "ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می مانیم".
خاتمی همچنین در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی جماران از مسولان کشور خواست که "بپذیرند که در جامعه بحران و مشکل وجود دارد".

اعتراض براندازی محسوب می شود
خاتمی در دیدار با جمعی از اعضای هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران هم اعلام کرد که "کسی استبداد را تحمل نخواهد کرد".
او با انتقاد از خشونتی که حکومت در برخورد با اعتراضات پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در کشور به خرج داده گفت: "اگر خدای نکرده رفتارها و برنامه ها طوری باشد که در ذهن جامعه القاء شود که در این نظام خشونت و ارعاب و تهدید رسمیت دارد و دشمنان هم از این زمینه استفاده کنند، خود نظام بیش از همه زیان می بیند".
وی سپس پرسید: "آیا در جریان حوادث اخیر، رضایت جامعه و به خصوص نخبگان آن افزایش پیدا کرده است؟ اگر نکرده است، باید فهمید که مشکلی وجود دارد و عاملان این وضع، تضعیف کنندگان نظام هستند".
خاتمی با اشاره به شعارهایی که اخیرا سر داده می شود، علت مطرح شدن این گونه شعارها را در این دانست که "به مردم احترام گذاشته نمی شود، اعتراض و انتقاد براندازی به حساب می آید و رسانه های رسمی هر چه می توانند به افرادی که مورد توجه مردم هستند ناسزا و دروغ می گویند".
او با تاکید بر اینکه "جامعه و دانشگاه را نمی توان به صورت پادگانی اداره کرد" از فضای امنیتی به وجود آمده در دانشگاهها و جامعه انتقاد کرد.

اهانت و تهدید خاتمی
رئیس جمهور سابق ایران که بارها مورد حمله و هتاکی حامیان محمود احمدی نژاد و در مواردی مورد اهانت رئیس دولت نهم قرار گرفته است با اعلام کاندیداتوری در انتخابات به شدت مورد تهدید قرار گرفت، تا جایی که روزنامه کیهان در سرمقاله ای هشدار داد ممکن است خاتمي سرنوشتي مانند بي نظير بوتو پيدا کند.
اما خاتمی در واکنش به اهانت ها و تهدیدهای کیهان نشینان که کانديداتوري او را با هدف تخريب روند ‏انتخابات دانسته و در مورد ترور او هشدار داده بودند، اظهار داشت: "اين تخريب‌ها همواره نتيجه عکس داده است ‏و فقط باعث زحمت دوستاني است که آن را انجام مي‌دهند و البته موجب لطمه به ارزش‌ها مي‌شود".
پس از آن کیهان در مطلبی دیگر، خاتمی را "تدارکاتچی شرمگین" نامید و هشدار در مورد حذف فيزيکي او را ‏تکرار کرد.
اما رئیس دولت اصلاحات که بارها مورد حمله رسانه های اقتدارگرا قرار گرفته بود هرگز گمان نمی برد از سوی این رسانه ها که حامیان سرسخت محمود احمدی نژاد هستند، متهم به عامل بیگانه بودن و تلاش برای انجام انقلاب مخملی شود. او که اواخر مهرماه به اتفاق داریوش شایگان، برنده اولین جایزه گفتگوی جهانی از سوی سازمانی در دانمارک شد، از سوی حسین شریعتمداری، متهم به خروج از دایره انقلاب شد.
شریعتمداری در کیهان نوشت: "خاتمی اگرچه طی چند سال گذشته و مخصوصاً در جریان فتنه اخیر نشان داد که رویکردی نه فقط متفاوت، بلکه متضاد با نظام و انقلاب و امام(ره) پیدا کرده است ولی کماکان داعیه همراهی با نظام اسلامی را دارد و هنوز به صراحت، خروج قطعی خود از اردوگاه انقلاب را اعلام نکرده است. پذیرش جایزه مورد اشاره و قبول اشتراک با یکی ازجرثومه های پلید و دشمنان تابلودار حضرت امام(ره) نظیر داریوش شایگان می تواند به مفهوم اعلام خروج کامل وی از اردوگاه ایران اسلامی تلقی شود".
کیهان پیش از این مدعی شده بود "برخی کشته شدگان وقایع بعد از انتخابات را اوباش استخدام شده توسط خاتمی و موسوی به قتل رسانده اند".
روزنامه کیهان که به نظر میرسد در میان حامیان احمدی نژاد، سر حلقه حمله به سید محمد خاتمی را داراست، در مقاله ای دیگر "میرحسین موسوی را تلویحا عامل آمریکا" خوانده و خواستار آن شده بود که او و محمد خاتمی پاسخ‌گوی "جنایات هولناک و خیانت آشکار باشند."
این روزنامه همچنان با اشاره به اعترافات مطرح شده در دادگاه نمایشی معترضان به انتخابات، تیتر اول خود را به این موضوع اختصاص داد و نوشت: "اسناد خیانت موسوی و خاتمی فاش شد".
اما شاید مهم ترین تلاش کیهان برای تخریب رئیس جمهور سابق ایران در اصرار این رسانه بر دیدار خاتمی با جرج سوروس باشد که با ناکامی مواجه شد. این موضوع هم از سوی خاتمی و هم از سوی سوروس تکذیب شد.
حمله به خاتمی تا بدانجا پیش رفت که در حالی که رئیس جمهور سابق در میان هزاران نفر از مردم حامی جنبش سبز در مراسم روز قدس شرکت کرده بود، گروهک فشار به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، فرزند حسین شریعتمداری و با اطلاع قبلی از مسیر عبور خاتمی ناگهان به او حمله کردند.آنها عمامه خاتمی را بر زمین انداختند و قصد ضرب و شتم رئیس دولت اصلاحات را داشتند اما با توجه به جمعیت انبوه مردم، بلافاصله مردم در برابر این گروهک تندرو ایستادند و جواب این تعرض را به خوبی به آنها دادند.

 |+| نوشته شده در  88/08/28ساعت   توسط حمیدرضا  | 
مي خواهند دولت را زمين بزنند. ستادي هم براي اين کار تشکيل داده اند که من نام رئيس اش را هم مي دانم اما نمي گويم تا به وقتش.... اين اظهارنظر محمود احمدي نژاد بود در ديدار با نمايندگان مجلس بعد از آنکه توانست لايحه هدفمند کردن يارانه ها را آن طور که دلش مي خواهد به تصويب نمايندگان برساند.

البته اگر به خاطر داشته باشيد احمدي نژاد از هنگامي که به پاستور آمده است همواره از کساني حرف مي زند که عليه دولت برنامه ريزي مي کنند و مي خواهند او و دولتش را زمين بزنند. او همواره وعده داده است که اين افراد و گروه ها را افشا خواهد کرد و اسامي افرادي را که شب و روز مشغول سنگ اندازي در راه خدمتگزاري دولت هستند براي مردم خواهد خواند.

بگذاريد به دور اول حضور او در ساختمان پاستور برويم؛ آن وقت که دولت مدام در سفر بود و احمدي نژاد هر کجا که مي رفت در سخنراني هاي عمومي اش بعد از تکيه کلام «کي خسته است و از ساعت چند اينجا بوده ايد» قول مي داد به زودي افشا خواهد کرد. او حتي يک بار در همين سخنراني ها دستش را به جيب کتش برد و گفت مي خواهيد اسامي کساني را که وام هاي کلان بانکي گرفته اند برايتان بخوانم؟ و بعد به بيان اطلاعات کلي درباره يکي از افرادي که وام هاي ميلياردي گرفته بود و بازپرداختش نمي کرد، پرداخت.

او همچنين چند باري هم وعده داد مافياي نفتي را افشا خواهد کرد و مخالفت هاي صورت گرفته با برنامه هايش را براي اين دانست که ريشه اين مافيا را خشکانده است؛ موضوعي که البته از سوي تمامي دست اندرکاران نفت تکذيب شد و تنها حرفش براي انتخابات باقي ماند. با اين همه احمدي نژاد که سال 84 با حمله تمام عيار به سياست هاي اداره کشور بعد از انقلاب بخت حضور در پاستور را به دست آورد، چهار سال بعد و در خرداد 88 بخشي از وعده هاي افشاگرانه اش را عملي کرد.

بازي با بزرگان

روزهاي خرداد 88 براي ايرانيان تجربه يي تکرار ناپذير است. چه تا آن زمان در رسانه دولتي هيچ گاه نامي از بزرگان نظام و وابستگان آنها براي افشاي بخشي از فعاليت هاي اقتصادي به ميان نيامده بود. اما شبي که يک سمت ميز احمدي نژاد نشسته بود و سمت ديگر ميرحسين موسوي ناگهان براي لحظاتي مردم شوک زده شدند که آيا اين صدا و سيماي جمهوري اسلامي است يا يکي از تلويزيون هاي خارجي که به اشتباه از فرستنده هاي صدا و سيما پخش مي شود. اما واقعيت اين بود که احمدي نژاد به تعبير خودش داشت دست عده يي را رو مي کرد. آقازاده هاي هاشمي و ناطق نوري کساني بودند که از گزند افشاگري هاي رئيس دولت نهم و دهم در امان نماندند. اگر هاشمي در اين نقد تاوان حمايتش از منتقدان احمدي نژاد را مي داد ناطق هم به خاطر حمايت هايش از لاريجاني در دوه نهم انتخابات رياست جمهوري و نقدهايش به دولت نهم اين گونه مورد حمله واقع شد. بازتاب اين گونه سخن گفتن در جامعه البته چندان خوشايند نبود. هاشمي که چند روز قبل نامه يي به رهبري نوشته بود و از آينده و بازي نامعلوم خبر داده بود سعي کرد زيرکانه از کنار اين مساله بگذرد و فرزندانش نيز از احمدي نژاد شکايت کردند. ناطق نوري هم نامه يي به رهبري نوشت و چندان سربه سر احمدي نژاد نگذاشت. البته در پس اين حرکت احمدي نژاد، ناطق نوري و هاشمي نه به مراسم تنفيذ او رفتند و نه تحليفش و حتي در معارفه رئيس جديد قوه قضائيه به سردي از کنار هم گذشتند. اما پروژه فرزندان هاشمي به ايام بعد از انتخابات هم کشيده شد و در دادگاه دستگيرشدگان به دنبال ردي از فرزندان رئيس مجلس خبرگان بودند و البته ادله يي براي محاکمه آنها؛ موضوعي که با موضع گيري مقام رهبري درباره عدم سنديت و حجيت اقرار متهمان درباره ديگران تقريباً مختومه شد و رئيس جديد قوه قضائيه دادگاه ها را غيرعلني برگزار کرد تا کمتر نامي از ديگران به ميان بيايد.

کروبي رئيس دو دوره مجلس شوراي اسلامي، رئيس بنياد شهيد و اميرالحجاج چندساله نظام از ديگر افرادي بود که در ايام انتخابات، احمدي نژاد سراغ پيشينه او رفت؛ چه ماجراي شهرام جزايري و چه بحث بازداشت حجاج ايراني در عربستان و چه خانه و ثروتش. کروبي که خود در آغاز مناظره بخشي از قصه هاي احمدي نژاد را به او يادآور شده بود و خواسته بود درباره آنها توضيح بدهد در برابر احمدي نژاد و حاميانش ساکت ننشست و بخشي از پرونده هاي دوران حضور او در شهرداري و اردبيل را به صورت سربسته افشا کرد اما او چون احمدي نژاد بي محابا نبود.

مافياي سيگار

احمدي نژاد به قم رفته بود و هنوز انتخابات رياست جمهوري و بحث هاي حاشيه يي اش اين همه داغ نشده بود که ناگهان پيکان حمله را به سمت کانديداي احتمالي ديگري نشانه گرفت؛ او اگرچه نامي از آن کانديداي احتمالي نبرد اما به کنايه و ايما و اشاره چنين توضيح داد؛ هنوز کساني هستند که داراي اطلاعات و امتيازات ويژه هستند و از طريق آن ثروت اندوزي مي کنند. در حال حاضر دو شبکه موازي با هم ، هماهنگ با هم و هدايت شده از يک مرکز، مسوول وارد کردن سيگار به داخل کشور ما هستند. يعني همان کساني که سيگار وارد مي کنند دو شبکه درست کرده اند؛ يک شبکه رسمي و يک شبکه غيررسمي. يکي از گمرکات وارد مي کند و يکي با طراحي و حتي درگيري با نيروي انتظامي به صورت قاچاق سيگار وارد کشور مي کند. کسي هست که اگر من اشاره کنم شما او را مي شناسيد. آقايي که هنوز هم در يکي از مراکز است و زياد هم مصاحبه مي کند و ادعاهاي خيلي گنده مي کنه و تحليل هاي عجيب و غريب، اين آقا را صدا زده و گفته تو مي خواهي سيگار وارد کني. گفته بله. گفته است پنج ميليارد دلار بايد بدهي به فلان آقا. گفته است براي چي بايد بدهم؟ گفته مگر نمي خواهي سيگار وارد کني؟ گفته بله مي خواهم وارد کنم و عوارض قانوني را مي پردازم و سيگار مورد قبول بهداشت را وارد مي کنم. گفته است نخير، نمي شود. تا تو اين پول را ندهي امکان ندارد بتواني سيگار وارد کني. مشخصات اين فرد را گفتم متوجه مي شويد. ببينيد صدا فردا از کجا درمي آيد همان جاست.

سايت تابناک گزارشي از قاچاق سيگار و مافياي آن منتشر کرد. بعد از آن مقامات دولتي با احتياط بيشتر درباره قاچاق سيگار حرف زدند. حتي وزير صنايع ناچار شد اعداد و ارقام ارائه شده توسط رئيس دولت را تصريح کند چرا که کل سيگار وارداتي به ايران حدود يک تا يک و نيم ميليارد دلار ارزش دارد اما احمدي نژاد مدعي شده بود مافياي واردات سيگار در ايران براي اعطاي اجازه به ديگران پنج ميليارد تومان رشوه درخواست کرده است.

بسياري بر اين باور بودند که احمدي نژاد در مناظره انتخاباتي با محسن رضايي شيوه يي تهاجمي در پيش خواهد گرفت اما در دقايق پاياني اين محسن رضايي بود که احمدي نژاد را به خاطر به خطر انداختن امنيت ملي به گوشه رينگ برد و بارها به کنايه او را متهم به آمار سازي و بيان مسائل غيرواقعي کرد.

افشاگري به شيوه قطره چکاني

البته اينها افشاگري هاي کلان احمدي نژاد بود که بي پاسخ هم نماند. اما او هر بار که به ديدارهاي مردمي رفت براي آنها از افشاي اسامي مفسدان اقتصادي و مافياي مسکن و بانکي و نفتي گفت و حتي بالا و پايين رفتن قيمت ها را نيز به همين مافيا نسبت داد که در تلاش هستند تا دولت را زمين بزنند.

وام گيرندگان محدود

احمدي نژاد دور قبل که به ميان مردم رباط کريم رفته بود درباره نظام بانکي کشور هشدار داد و از آقاياني سخن گفت که وام هاي کلان بانکي گرفته اند و به هيچ وجه حاضر به استرداد آن نيستند. او براي اثبات ادعاي خود بدون نام بردن از فردي آدرس يکي ديگر از اين افراد را داد که 110 ميليارد تومان وام گرفته و به جاي سرمايه گذاري براي توليد، وارد بازار بورس شده اما بعد از بازداشت او صداي برخي آقايان درآمده است. او بيشتر از اين نشاني از اين فرد نداد تا اينکه چند روز بعد خبرگزاري فارس جزئياتي از بازداشت اين فرد منتشر و زوايايي از پرونده او را افشا کرد.

مافيايي که افشا نشد

يک بار هم وقتي احمدي نژاد بودجه سال 86 را به مجلس برد، در توضيحات بودجه اختصاصي براي حل مشکل مسکن وعده داد به زودي وزير اطلاعات، مستندهايي درباره مافياي مسکن منتشر کند. چه به اعتقاد احمدي نژاد دست هاي پنهاني در کار بودند که بازار مسکن را ملتهب مي کردند. او اين باند را زمين خواران ناميد و حتي در يکي از سخنراني هاي عمومي اش باز هم آدرس آقايي را داد که چندين هکتار از زمين هاي بهترين نقاط تهران را به بهانه ساخت کارخانه تصاحب کرده و حالا تغيير کاربري داده و با دريافت وام هاي کلان وارد ساخت و ساز شده است. او البته نشاني دقيق تري از اين آقا يا آقازاده نداد.

برنج، نمک و مافيا

شايد هم بدشانسي دولت نهم بود که هر روز قيمت ها بالا مي رفت يا يک کالا در بازار کم پيدا و ناپيدا مي شد. داستان پودرهاي شوينده را که يادتان هست. وقتي دولت يارانه ها را برداشت در سوپرمارکت ها ناياب شدند يا افزايش ناگهاني قيمت برنج، سيب زميني و ميوه را در اين سال ها حتماً به خاطر داريد. رئيس دولت و وزراي تحت امرش هر وقت که در اين خصوص با رسانه ها روبه رو شدند آن را به گردن خبرنگاران يا مافيا انداختند. از نگاه آنها گروه اول جو رواني ايجاد مي کرد و گروه دوم هم که دستي در بازار داشت هدفش زمين زدن دولت بود و ناکارآمد نشان دادن آن.

و اما مجلس...

هر چند دولت و مجلس هر دو اصولگرا بودند و اين سال ها پيچ راديو را که باز کني تن برخي از بزرگان به خاطر نطق هاي نمايندگان نمي لرزد اما رابطه احمدي نژاد که علاقه زيادي به پاسخگويي شفاف ندارد با مجلسي که پيگير مساله يي باشد زياد خوب نبوده است. گزارش گم شدن چند ميليارد دلار از فروش نفت و سفرهاي استاني را که به خاطر داريد.

در ميان اين نزاع هاي کلامي و راي دادن ها و ندادن ها، احمدي نژاد دو بار نمايندگان مجلس را متهم کرده که مي خواهند دولت او را به زمين بزنند.

بار اول هنگامي که سهميه بندي بنزين مطرح شد و به تصويب رسيد. گويا احمدي نژاد از مجلس وقت خواسته است و مجلس زير بار نرفته؛ «زمان اجراي اين طرح از نمايندگان مجلس خواهش کردم تا فرصت دهند طرح را آزمايش کنيم و با کارت انجام دهيم تا اين همه فشار براي سهميه بندي به وجود نيايد چرا که شبکه گسترده يي است و اگر دچار مشکلي شود با بحران مواجه مي شويم. اما مطمئن شدم اين طرح براي زمين زدن دولت است و نه براي حل مشکل بنزين.» دومين بار هم گويا در ماجراي هدفمند کردن يارانه ها دولت گروهي را کشف کرده که هدف شان زمين زدن دولت است و کار ديگري ندارند. او اين بار يک گام جلوتر هم رفته و رئيس اين گروه را شناسايي کرده و آدرس مي دهد همان گروهي است که بحران برنج را ايجاد کرد.

حال اين بار بايد منتظر ماند و ديد انگشت اشاره حاميان دولت به سمت چه کسي نشانه مي رود. اگرچه نمايندگان مجلس اين اظهارات را بي پايه و اساس مي خوانند اما احمدي نژاد و حواريونش که به مبهم گويي عادت دارند، وقتي بازي را شروع مي کنند ذره ذره اطلاعاتي را که خود درست مي پندارند به خورد مخاطبان و جامعه مي دهند تا به نتيجه مورد نظر برسند. آيا آنها بعد از اينکه نتوانستند در دادگاه هاي بعد از انتخابات پروژه خانواده هاشمي را به اتمام برسانند اين بار با بيان گروه ويژه براي زمين زدن دولت و گرفتن مترو از محسن هاشمي راه ديگري را مي جويند؟

 |+| نوشته شده در  88/08/28ساعت   توسط حمیدرضا  | 
خانم خدیجه ثقفی، دختر میرزا محمد ثقفی، همسر آیت الله خمینی
-احمد خمینی، مصطفی خمینی، زهرا مصطفوی، صدیقهمصطفوی و فریده مصطفوی، فرزندان آیت الله خمینی
-مرحوم آیت الله مصطفی خمینی بزرگترین فرزند آیت الله خمینی، همسر معصومه حائری]دختر آشیخ مرتضی حائری و نوه آیت الله عبدالکریم حائری(موسس حوزه علمیه قم)[
-حسین و مریم خمینی فرزندان آیت الله مصطفی خمینی
-مهدی، محمد و علیفرزندان سید حسین خمینی و نوه های مرحوم آیت الله مصطفی خمینی(پسر ارشد آیت الله خمینی)
-سيد احمد خميني، فرزند آیت الله خمینی، همسر خانم فاطمه طباطبايي و داماد آیت الله سلطانی طباطبایی
-فاطمه سلطانی طباطبائی، دختر آیت‌اللـه سلطانی طباطبایی (از علمای قم)، همسر سید احمد خمینی، خواهر سید صادق طباطبائی و خواهر زاده امام موسی صدر و آیت الله سید محمد باقر صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران)
-حسن، یاسر ،علی. زهرا، صدیقه و فریده، فرزندان سید احمد خمینی و نوه های آیت الله خمینی
- حجت الاسلام سيدحسن خمينی، پسر ارشد مرحوم سید احمد خمینی نوه ارشد آیت الله خمينی، همسر خانم ندا موسوی بجنوردی و داماد آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی، عضو سابق شوراي عالی قضائي، عضو دفتر استفتائات آیت الله خمینی و عضو مجمع روحانيون مبارز)
سيدياسر خميني برادر سید حسن، همسر خانم حورا صدر و داماد سيدمحمد صدر (معاون اسبق وزارت خارجه خاتمی)
-سیدعلی خمینی، کوچکترین پسر سیداحمد خمینی و نوه پسری آیت الله خمینی، داماد آیت الله شهرستانی(داماد و نماینده آیت الله سیستانی در قم) و شوهر نوه آیت‌الله سیدعلی سیستانی
-نرگس، فرشته و احمد فرزندان سید حسن خمینی و نوه های پسری سید احمد خمینی
-زهرا مصطفوی(دبیرکل جمعیت زنان انقلاب اسلامی)، دختر ارشد آیت الله خمینی، همسر محمود بروجردی(معاون آموزش و پرورش در دولت موسوی و سفیر ایران در فنلاند در دوره خاتمی)
-مسیح و لیلی بروجردی فرزندان خانم زهرا مصطفوی و محمود بروجردی و نوه های دختری آیت الله خمینی
-خانم صدیقه مصطفوی، فرزند آیت الله خمینی و همسر مرحوم آیت الله شهاب الدین اشراقی
-زهرا، عاطفه، نفیسه، نعیمه، محمد تقی، علی و مرتضی اشراقی فرزندان خانم صدیقه مصطفوی و آیت الله شهاب الدین اشراقی و از نوه های دختری آیت الله خمینی
-خانم زهرا اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي(داماد آیت الله خمينی)، همسر محمد رضا خاتمی(دبیر سابق حزب مشارکت و برادر سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق)
-خانم نفیسه اشراقی، دختر خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس محمد صادق روحانی و نوه دختری آیت الله خمینی
-نعیمه اشراقی، دختر مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقی و خانم صدیقه مصطفوی(دختر آیت الله خمینی) و عروس آیت الله جلال الدین طاهری(امام جمعه مستعفی اصفهان)
-مرتضی اشراقی، نوه آیت الله خمینی و دختر خانم صدیقه مصطفوی و مرحوم آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقی، همسر نوه دختری آیت الله محقق داماد و برادر زن محمد رضا خاتمی
-خانم فریده مصطفوی،دختر آیت الله خمینی و همسر محمد حسن اعرابی(بازاری)
-ليلي بروجردي(رئيس كميته بانوان و جوانان دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام ،وكيل دادگستری، مشاور انتخاباتی و کاندیدای وزارت خارجه محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، دختر زهرا مصطفوی، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر عبدالحسين سلطانی طباطبايي(فوق تخصص بيماريهاي قلب و عروق و استاديار دانشگاه تهران و برادر زن سید احمد خمینی)، مادر زن پسر محسن رضائی
-هدی و ضحی طباطبائی، فرزندان خانم لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی و نوه های دختری زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)
–هدی طباطبائی، دختر لیلی بروجردی و عبدالحسین طباطبائی، نوه دختری زهرا مصطفوی، عروس محسن رضائی(فرمانده پیشین سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام) و برادر زاده سید صادق طباطبائی(سخنگوی دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری)
-مسیح بروجردی، پسر محمود بروجردی و خانم زهرا مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)، داماد محمد ميرمحمدی(از اعضای بیت رهبری، نماینده قم در مجالس ششم و هفتم و دبیر کل حزب تمدن اسلامی)
-سید صادق طباطبائی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور در دولت مهدی بازرگان، معاون سیاسی نخست وزیر و سنخگوی دولت موقت و سرپرست نخست وزیری، مشاور محسن رضائی در انتخابات دهم ریاست جمهوری)، فرزند مرحوم آیت الله حاج سید محمد باقر سلطانی طباطبائی ، نوه پسری مرحوم آیت الله حاج سید صدرالدین صدر، خواهر زاده امام موسی صدر ،برادر خانم فاطمه طباطبایی(همسر سید احمد خمینی)، همسر خانم فاطمه صدر ،برادر مرتضی طباطبائی و عموی خانم هدی طباطبائی(عروس محسن رضائی) و همچنین دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)
-سید مرتضی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی)، برادر سید صادق طباطبائی، همسر فرشته اعرابی(دختر فریده خمینی و نوه دختری آیت الله خمینی)، خواهر زاده امام موسی صدر و عموی هدی طباطبائی و برادر زن سید احمد خمینی
-فاطمه طباطبائی(همسر مرحوم سید احمد خمینی) خواهر صادق طباطبائی، خواهرزاده‌ی امام موسي صدر و دختر خاله خانم زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی)
-خانم فرشته اعرابی، تنها فرزند محمد حسن اعرابی و خانم فریده مصطفوی(دختر آیت الله خمینی)، نوه دختری آیت الله خمینی، همسر سید مرتضی سلطانی طباطبائی(شهردار اسبق تهران قبل از کرباسچی) و دخترخاله خانم لیلی بروجردی (دختر زهرا مصطفوی)
-زهره صادقی همسر سيدمحمدخاتمي خواهرزاده‌ی امام موسي صدر، دخترخاله فاطمه طباطبائی(همسر سید احمد حمینی) و همچنین دختر خاله سید صادق طباطبائی
-سيدمحمد صدر(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون وزارت کشور موسوی و معاون وزارت خارجه خاتمی) پسرخاله خانم زهره صادقی(همسر سید محمد خاتمی) و همچنین پسر خاله خانم فاطمه طباطبايي(همسر مرحوم سيد احمد خمينی)
-علیرضا و خانم فاطمه خاتمی، فرزندان خانم زهرا اشراقی و محمد رضا خاتمی
-خانم فاطمه خاتمی دختر محمد رضا خاتمی و خانم زهرا اشراقی، عروس سید صادق خرازی(برادر زاده کمال خرازی و سفیر سابق ایران در فرانسه) و برادر زاده محمد خاتمی(رئیس جمهور سابق)
-سيدمحمد خاتمي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اسبق اردکان در مجلس، وزیر فرهنگ و ارشاد میرحسین موسوی و رفسنجانی، رئیس جمهور سابق و عضو مجمع روحانیون مبارز) فرزند روح‌الله خاتمي، دائی عروس محمد هاشمیان، برادر زن محمد صدوقی، برادر محمد رضا خاتمی، دائی زن خواهر زاده هاشمی رفسنجانی و همسر خانم زهره صادقی
-سیدمحمد رضا خاتمي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، معاون اسبق وزارت بهداشت در زمان ریاست جمهوری خاتمی، نايب رييس مجلس ششم و دبيركل جبهه‌ي مشاركت) برادر سيدمحمد خاتمی رييس جمهور سابق و پدر زن پسر سید صادق خرازی
-سیدصادق طباطبايي(سخنگوي دولت موقت و حامی محسن رضائی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری) فرزند سید محمد باقر سلطانی طباطبایی، خواهر زاده امام موسي صدر، برادر خانم فاطمه طباطبايي(همسر سید احمد خمینی)، دائی سید حسن و سید یاسر خمینی و پسر خاله زهره صادقی (همسر سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران)
-سیدصادق خرازی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی ستاد انتخاباتی خاتمی، معاون اسبق وزارت خارجه و سفیر اسبق ایران در فرانسه در زمان ریاست جمهوری خاتمی)، فرزند سید محسن خرازی ،برادر سید محمد باقر خرازی، برادر زاده سید کمال خرازی، پدر داماد محمدرضا خاتمي و برادر زن حجت الاسلام مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری و همچنین پدر همسر نوه آیت الله خميني و برادرزاده سيدمحمد خاتمی
- حجت الاسلام سیدمحمد باقر خرازی (از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران و مدیر مسئول روزنامه حزب الله) برادر سید صادق خرازی و برادر همسر مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری
-آیت الله سیدمحسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری) پدر سید صادق خرازی، برادر سید کمال خرازی و پدر زن سید مسعود خامنه ای فرزند مقام رهبری
-محمدرضا تابش(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده اردکان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس)، برادر علیرضا تابش(رئیس اسبق دفتر وزیر ارشاد خاتمی) و خواهرزاده ی سید محمد خاتمي(رئیس جمهور سابق)
-سیدكمال خرازي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، وزير خارجه خاتمي و رئيس کنونی شوراي راهبردي روابط خارجي منصوب رهبری) عموي عروس مقام رهبری، برادر سید محسن خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو خبرگان رهبری)، عموی سید محمد باقر خرازی(دبیرکل حزب الله ایران)
- حجت الاسلام سیدمسعود خامنه‌اي فرزند مقام رهبری، داماد آیت الله سید محمدباقر خرازی(از طیف موسوم به اصولگرا، دبیرکل حزب الله ایران، از مدرسين حوزه علميه قم و شوهر خواهر سیدصادق خرازي
- حجت الاسلام سید مصطفی خامنه‌ای، فرزند مقام رهبري، داماد عزیز خوشوقت از طیف موسوم به اصولگرا
-محمدحسین خوشوقت(مديركل رسانه ها و مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خاتمي و مدیر مسئول کنونی سایت فرارو)، فرزند عزیز خوشوقت و برادر زن مصطفی خامنه ای(فرزند مقام رهبری)
- حجت الاسلام محمدي گلپايگاني(رئيس دفتر مقام رهبری)، پدر شوهر خانم بشری خامنه ایدختر مقام رهبری
- حجت الاسلام شیخ علی تهرانی همسر خانم سید بدریه خامنه ای(خواهر مقام رهبری)
-مهدي احمدی(عضو سابق شوراي مركزي طيف شيراز تحكيم و از طیف موسوم به اصلاح طلب)، داماد محسن رضائی
-سید حسن خامنه ای (رییس بازرسی وزارت نفت در دوران هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد)، برادر مقام رهبری و هادی خامنه ای(نماینده مجلس ششم، از طیف موسوم به اصلاح طلب و صاحب امتیاز روزنامه حیات نو)
-حسن خجسته باقرزاده برادر زن مقام رهبری معاون سابق سازمان صدا و سيما در امور صدا، نايب رئيس اتحاديه راديو تلويزيون‌هاي آسيا و اقيانوسيه (ABU) در سال 2007 و معاون نظارت و برنامه ریزی صدا و سیما
-غلامعلی حدادعادل(از طیف موسوم به اصولگرا، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، رييس مجلس هفتم، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم و مشاور مقام رهبری) پدر زن مجتبی خامنه ای فرزند مقام رهبری
- حجت الاسلام هادي خامنه‌ایاز طیف موسوم به اصلاح طلب عضو مجمع روحانيون مبارز برادر مقام رهبری
-مریم خاتمی خواهر سید محمد خاتمی و همسر محمد علی صدوقی امام جمعه و نماینده مقام رهبری در استان یزد
-زهرا اشراقي(از طیف موسوم به اصلاح طلب، دختر آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي و نوه‌ی دختری آیت الله خمينی، همسر محمد رضا خاتمی و خواهر زاده مرحوم سید احمد خمینی
- حجت الاسلام محمدعلي صدوقي(نماينده‌ي ولي فقيه و امام جمعه‌ یزد و معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دوره محمد خاتمی)، فرزند شهید آیت الله صدوقی، شوهر بی بی مریم خاتمی (خواهر محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران) و پدر زن محمد هاشمیان(خواهر زاده رفسنجانی)
- حجت الاسلام حسين هاشميان امام جمعه سابق رفسنجان، پسر عمو و شوهر خواهر اکبر هاشمی رفسنجانی و پدر داماد حجت الاسلام محمد صدوقی(شوهر خواهر محمد خاتمی)
محمد هاشمیان امام جمعه کنونی رفسنجان و نماینده رفسنجان در مجلس هشتم و رئیس فراکسیون اقلیت، فرزند حسین هاشمیان، خواهر زاده هاشمی رفسنجانی، داماد محمد صدوقی(امام جمعه یزد و شوهر خواهر محمد خاتمی) و شوهر خواهر زاده محمد خاتمی
(فرمانده اسبق سپاه و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام و کاندیدای ریاست جمهوری در انتخابات دهم) معاون وزير امور خارجه دولت خاتمي)

- حجت الاسلام علی هاشمیان(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده رفسنجان در مجلس ششم و مدیرعامل سابق شرکت پسته کرمان) برادر زاده حجت الاسلام هاشمی رقسنجانی
-محمد هاشمی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو شورای مركزي حزب كارگزاران، رئیس سابق صدا و سیما و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) برادر اکبر هاشمی رفسنجانی
-حسین مرعشی (از طیف موسوم به اصلاح طلب، سخنگوی حزب کارگزاران رئیس دفتر رئیس جمهور و استاندار کرمان در دوران ریاست جمهوری هاشمی، نماینده مجلس ششم و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دوران خاتمی) برادر عفت مرعشی(همسر حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی) و دائی فائزه، فاطمه، یاسر، محسن و مهدی هاشمی رفسنجانی
-فائزه هاشمی رفسنجانی(از حزب کارگزاران و دبيركل سابق سازمان ملي المپيك) و فاطمه هاشمی(رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه)،خواهران محسن ‏هاشمی(رئیس شرکت متروی تهران)، مهدی هاشمی(مدیر ‏سابق موسسه بهینه سازی سوخت وزارت نفت) و یاسر هاشمی، همگی فرزندان حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی(رئیس اسبق مجلس، رئیس اسبق جمهوری و رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام) و به ترتیب همسران حميد و سعيد لاهوتی (فرزندان آیت الله حسن لاهوتی)
-سیدمحمد حسینی (اهل کرمان ،از طیف موسوم به اصولگرا، نماینده مجلس پنجم، قائم مقام وزیرعلوم و وزیر کنونی ارشاد) برادر سیدمحمود حسینی(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس، دبیر سرویس علمی پژوهشی روزنامه سلام و همچنین برادر سیدحمید حسینی(مدیر عامل شرکت مرآت نمایندگی انحصاری “سوپرا”،…و صادر کننده فرآورده هاي نفتي و رئيس هيات مديره اتحاديه صادر کنندگان فرآورده هاي نفتي).
-اسفندیاررحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، مشاور و رئیس دفتر احمدی نژاد و پدر زن مهدی پسر احمدی نژاد
-حجت الاسلام مجید انصاری(از طیف موسوم به اصلاح طلب، نماینده مجلس ششم و عضو مجمع تشخیص مصلحت و نماینده سابق خبرگان رهبری)، برادر حمید انصاری (قائم مقام دفتر حفظ آثار امام خمینی)
-مسعود حجاریان کاشانی(معاونت مهندسي وزارت سپاه ،ریاست دانشگاه امام حسين و معاونت اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان) برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)
- حجت الاسلام سيد علی اکبر محتشمی پور(از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای فعال مجمع روحانیون مبارز ، وزیر اسبق وزارت کشور و نماینده مجلس ششم)، پسر عموی همسران مصطفیتاج زاده(خانم فخرالسادات محتشمی پور) و مرتضی رفیقدوست
-مرتضی رفیقدوست(از شرکای فاضل خداداد که در جریان رسیدگی به پرونده 123 میلیارد تومان اختلاس به حبس ابد محکوم شده بود)، برادر محسن رفیقدوست (وزیر سابق سپاه و رئیس اسبق بنیاد مستضعفان و جانبازان) باجناق علی اکبر محتشمی
-مرحوم آیت الله محی الدین فاضل هرندی (قاضی شرع اسبق شهر قائن، قاضی شرع و رئیس اسبق دادگاه انقلاب اسلامی استان سیستان و بلوچستان، نمایندگی مقام رهبری در ستاد مرکز هیات های هفت نفره ،نماینده اسبق مردم اقلید فارس و اصفهان در مجلس شورای اسلامی) دائی حسین صفار هرندی و مصطفی تاجزاده (از طیف موسوم به اصلاح طلب و از اعضای شاخص سازمان مجاهدین خلق و حزب مشارکت)
-سیدمصطفی تاج زاده(از طیف موسوم به اصلاح طلب، عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و معاون عبدالله نوری وزیر اسبق کشور)، باجناق مرتضی رفیقدوست و خواهر زاده محی الدین فاضل هرندی و پسر دائی حسین صفار هرندی (سردبیر و قائم مقام سابق روزنامه کیهان و وزير سابق ارشاد احمدی ‌نژاد)
-آیت الله احمد جنتی(دبیر شورای نگهبان، عضو مجمع تشخیص مطلحت نظام و عضو خبرگان رهبری)،پدر علی جنتی(معاون سیاسی اسبق وزارت کشور و معاون اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد و سفیر سابق ایران در برخی از کشورهای عربی) و پدر حسین جنتی(مسئول دفتر جنبش مجاهدین خلق در اصفهانو از سران سازمان مذکور که در درگیری با پاسداران کشته شد و فاطمه همسر وی نیز هم اکنون جزء سران مجاهدین خلق در خارج از کشور می باشد)
-آیت الله محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبري و رييس موسسه ي آموزشي امام خميني)
-علي لاريجاني(فرزند آيت‌الله ميرزا هاشم آملي، متولد نجف، از طیف موسوم به اصولگرا، وزیر اسبق ارشاد اسلامی، رئیس سابق صدا و سیما و نماینده قم و رئیس فعلی مجلس)، داماد شهيد مرتضی مطهری،برادر زن علی مطهری نماینده تهران ،برادر جواد(متولد نجف، معاون اسبق وزارت خارجه و مشاور عالي رييس قوه‌ي قضاييه) و حجت الاسلام صادق(متولد شهر نجف ، عضو سابق شوراي نگهبان و عضو مجلس خبرگان رهبري و رئیس کنونی قوه قضائیه وداماد آیت اللهوحید خراسانی) و برادر مجمد باقر(رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران) و نیز برادر فاضل لاريجاني(سفیر سابق ایران در کانادا و از دست اندرکار فعلی وزارتخارجه) و برادر زن مصطفی محقق داماد
- حجت الاسلام علی اکبر جمشیدی معروف به ناطق نوری(رئیس اسبق مجلس و وزیر اسبق کشور و رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، داماد رسولی محلاتی( از اعضای دفتر آیت الله خمینی و مقام رهبری)، باجناق عباس آخوندی( معاون اسبق سیاسی وزارت کشور در دوران وزارت ناطق نوری و وزیر مسکن دوران هاشمی رفسنجانی همزمان با ریاست ناطق بر مجلس)، برادراحمد ناطق نوری(نماینده شش دوره مجلس از شهرستان نور و محمود آباد و رئیس فدراسیون بوکس) و باجناق سید محمدعلی شهیدی(مدیر کل وزارتخارجه خاتمی و معاون سابق کنسولی، مجلس و امور ایرانیان وزارت خارجه دوره احمدی نژاد)
-حجت الاسلام پارسا (معاون وزیر اطلاعات در زمان وزارت دری نجف آبادی)، داماد آیت الله مهدوی کنی و باجناق پسر حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری
-مرحوم آیت الله صادق خلخالی، پدر زن حجت الاسلام اسدالله کیان ارثی(نماینده فریدن و فریدون شهر در دوره های اول و ششم مجلس و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز)
ـداوود احمدی‌نژاد (رئیس بازرسی نهاد ریاست جمهوری)، برادر محمود احمدی‌نژاد
ـحسین شبیری(رئیس صندوق مهر رضا)، همسر پروین احمدی نژاد پروین احمدی‌نژاد (عضو شورای شهر تهران و معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری)، خواهر احمدی‌نژاد
-خانم فاطمه كروبی (دبير كل مجمع اسلامی بانوان و رئیس اسبق بیمارستان خاتم الانبیاء)، همسر حجت الاسلام مهدي كروبی(امین الحاج آیت الله خمینی ،سرپرست اسبق امور حجاج ایرانی، رئیس اسبق بنیاد شهید، عضو شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس اسبق مجلس و دبیرکل حزب اعتماد ملی)
- مصطفی معين(نماینده اسبق مجلس و وزير اسبق علوم)، داماد آيت الله دستغيب
-مجتبی هاشمي ثمره(رییس سابق ستاد انتخابات کشور، مشاور عالي و دستیار ویژه محمود احمدي نژاد)، خواهر زاده‌ی محمد جواد باهنر(نخست وزیر شهید رجائی) و محمدرضا باهنر(نايب رييس مجلس هفتم و هشتم) و برادر مهدی هاشمی ثمره(معاون بازرسي و مديركل حوزه وزارتي وزارت نيرو) و عبدالحمید هاشمی ثمره(معاون وزارت صنایع) و برادر شوهر خانم قند فروش(مشاور خانواده وزیر کشور)
-محمد حسین موسي‌پور(معاون پارلماني وزير كشور)، داماد خواهر محمدرضا باهنر
-كامران دانشجو(استاندار اسبق تهران، معاون سابق سیاسی وزارت کشور و وزیر کنونی علوم و تحقیقات و فناوری)، برادر فرهاد دانشجو (رئیس دانشگاه تربیت مدرس) و برادر خسرو دانشجو(عضو و سخنگوی شورای شهر تهران)
- حجت الاسلام محمد محمدي‌نيك ري‌شهری (وزیر اسبق اطلاعات، دادستان اسبق ويژه روحانيت، دادستان اسبق كل كشور و سرپرست حجاج ايراني)، داماد آيت‌الله مشكيني
- حجت الاسلام عیسی ولائی(مدیر کل حقوقی ریاست جمهوری خاتمی)، داماد مرحوم آيت الله محمدرضا توسلي محلاتی(رئیس دفتر آیت الله خمینی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)
-صادق محصولی(وزیر کشور سابق و وزیر رفاه پیشنهادی ایندوره احمدی ‌نژاد، باجناق علی اکبر ولايتي
-حجت الاسلام سیدابراهیمیرئیسی(معاون اولقوه قضائیه)، داماد حجت الاسلام احمد علم الهدی (امام جمعه مشهد)
-خانم فاطمه جوادی (معاون سابق رئيس‌جمهور و رئيس سازمان محيط زيست)، فرزند اسماعيل واعظ جوادی آملی و برادر زاده آيت‌الله جوادي آملی (از اساتيد حوزه علميه قم)
-آيت الله حائری شيرازی، نوه آيت الله سيد نورالدين حسنی شيرازی، داماد آيت الله خزعلی و شوهر خاله رضازاده (استاندار فارس و رئیس اسبق شركت آب و فاضلاب استان فارس)، پدر محمدحسن حائری
-عبدالله جاسبي(رييس دانشگاه آزاد)،شوهر خواهر علی عباس پور(نماينده تهران و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در دوره های هفتم و هشتم مجلس)
- حجت الاسلام محمدي عراقي(رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، داماد آیت اله مصباح يزدي(عضو مجلس خبرگان رهبری و رييس موسسه آموزشي امام خميني).
-سید عطاء الله مهاجرانی(از طیف موسوم به اصلاح طلب و عضو حزب کارگزاران، معاون نخست وزیر در امور حقوقی و پارلمانی و معاون معاون رئیس جمهور در امور حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور در دولت هاشمی رفسنجانی، همسر خانم جمیله کدیور(نماینده مجلس ششم) و شوهر خواهر حجت الاسلام محسن کدیور
-مسعود حجاریان کاشانی(معاون مهندسي وزارت سپاه ،رئیس سابق دانشگاه امام حسين و معاون اقتصادي و برنامه ريزي محسن رفیقدوست در بنياد مستضعفان و جانبازان)، برادر سعید حجاریان(معاون اسبق وزارت اطلاعات و عضو حزب مشارکت)
-اسفندیار رحیمی مشایی(رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و رئیس کنونی دفتر نهاد ریاست جمهوری)، پدر زن پسر محمود احمدی نژاد
-خانم اشرف بروجردی(از طیف موسوم به اصلاحطلب، مدیر کل اسبق امور زنان وزارت کشور و معاون اجتماعی اسبق وزیر کشور در دوره خاتمی)، خواهر علاء الدین بروجردی(از طیف موسوم به اصولگرا، معاون اسبق وزارت خارجه در زمان ولایتی و سه دوره نماینده بروجرد در مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجالس هفتم و هشتم)
-حسن کامران(نماينده اصفهان در مجالس هفتم و هشتم)، همسر خانم نیره اخوان بیطرف(نماینده اصفهان در دوره های هفتم و هشتم مجلس) و باجناق حسيني (نماينده زابل در مجلس هفتم)
-حجت الاسلام حسن طائب(مسئول اسبق سپاه قم و خراسان، معاون ضد جاسوسی اسبق وزارت اطلاعات در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی و وزارت علی فلاحیان، معاون سابق فرهنگی ستاد مشترك و فرمانده سابق دانشكده فرهنگی دانشگاه امام حسین، معاون سابق هماهنگ ‌كننده دفتر مقام رهبری، فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج و معاون کنونی اطلاعات کل سپاه پاسداران)، داماد حجت الاسلام حسینی معروف به “حسینی اخلاق در خانواده” و باجناق سيد حسين شاهمرادي(رئيس سابق ستاد بقاع متبركه و بناهاي مذهبي و مشاور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری)
-حجت الله غنيمي‌فر(مدیر کل سابق امور بین الملل شرکت نفت ومعاون کنونی مدیر عامل شرکت ملی نفت در امور سرمایه گذاری)، عموی کریم ارغنده‌پور(عضو شوراي مركزي جبهه‌ی مشاركت)
-سعيد شريعتي(عضو شورای مركزي جبهه‌ی مشاركت) داماد علی شكوری‌راد(نماینده مجلس ششم و عضو شوراي مركزی جبهه‌ی مشاركت)
-محمد قوچاني (سردبیر روزنامه های شرق و اعتماد ملی)، داماد عماد الدین باقی(از اصلاح طلبان و فعالان سیاسی و حقوق بشر(
-مهدی احمدی(عضو سابق شوراي مركزي طيف شيراز تحكيم)،داماد محسن رضائی(فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام)
-ناصر ايمانی(از طیف موسوم به اصولگرا و عضو شوراي سردبيری روزنامه‌ رسالت)، شوهر خواهر سعید حجاريان
-محمد بسته‌نگار داماد آیت الله طالقانی و شوهر خواهر خانم اعظم طالقانی
-احمد زيدآبادی(از فعالان طیف موسوم به ملي‌مذهبي‌ها)، داماد محمدمحمدي گرگاني(نماينده دوره‌ي اول مجلس و از اعضای وابسته به طیف موسوم به ملي‌مذهبي‌ها)
(وزير خارجه اسبق و مشاور مقام رهبری)

 |+| نوشته شده در  88/08/28ساعت   توسط حمیدرضا  | 
ايران امسال از نظر شاخص فساد با ۲۷ پله سقوط نسبت به سال قبل در رتبه ۱۶۸ قرار گرفته است. بر اساس گزارش گروه شفافيت بين المللى كه در باره فساد مالى و سياسى در كشورهاى جهان تحقيق مى كند ايران در حالى به اين رتبه سقوط کرده است كه با فاسد ترين كشور جهان يعنى سومالى، تنها ۱۵ پله فاصله دارد.

تعریف فساد از نظر این سازمان غیر دولتی عبارت است "از سوءاستفاده از قدرت مبتنی بر اعتماد، برای نفع شخص." مثلا قبول رشوه از سوى مقام هاى رسمى به منظور انعقاد قرار دادهاى دولتى.

اين گروه، كشورهاى جهان را از نظر شاخص هاى مختلف بين رده هاى صفر تا ۱۰ دسته بندى كرده و هر چقدر امتياز كشورى به صفر نزديك تر باشد داراى بيشترين ميزان فساد مالى و سياسى است.

بر اساس گزارش سال ۲۰۰۹ گروه شفافيت بين المللى، ايران در اين سال تنها ۱.۸ امتياز كسب كرده و اين در حالى است كه امتيازهاى اين كشور در دو سال گذشته، ۲.۳ و ۲.۵ بوده است كه نشان مى دهد ظرف يكسال گذشته، ميزان فساد در ايران افزايش يافته است.


ثروت نفتی عامل فساد

به گزارش این گروه غيردولتی که در زمينه مبارزه با فساد مالی فعاليت می کند، ثروت نفتی اغلب فراهم آورنده زمينه مساعد برای رشد و نمو فساد مالی و رشوه خواری است. در اين گزارش از جمله از ايران به عنوان کشوری که از '"فساد افسارگسيخته" رنج می برد نام برده شده است.

مساله فساد و رابطه آن با توسعه از جمله مواردی است که همواره مدنظر تحلیلگران، جامعه شناسان و اقتصاددانان بوده است. جوامع مختلف بر اساس ویژگی های فرهنگی و تاریخی، میزان توسعه یافتگی نهادهای مدنی- میزان دموکراسی و مسئولیت پذیری و جوابگویی دست اندرکاران و حاکمان، درجات مختلفی را از فساد در جامعه تجربه می کنند. در این میان به نظر می رسد کشورهای در حال توسعه در تلاش برای توسعه اقتصادی با چالش بزرگ تری در زمینه فساد و به کارگیری سازوکارهای لازم برای مبارزه با آن روبه رو هستند. چرا که مکانیسم های نظارتی در این کشورها بسیار ضعیف است و دولت بیشترین منابع مالی کشور را دست دارد.

به گفته اين گروه كه سازمانى غير دولتى و مقر آن در برلين است، بهترين كشورهاى جهان از نظر كمترين ميزان فساد عبارتند از: نيوزيلند، دانمارك، سنگاپور، سوئد، سوئيس، فنلاند، هلند، استراليا، كانادا و ايسلند. بر اساس این گزارش آلمان در رده‌چهاردهم، بریتانیا در رده هفدهم و ایالات متحده‌ آمریکا در رده‌نوزدهم قرار دارند. رسانه های وابسته به دولت با درج بخش هایی از این گزارش بدون اشاره به آمار این سازمان در باره ایران، این نهاد بین المللی را "صهیونیستی" معرفی کرد.


سقوط بی سابقه ایران

ايران در سال گذشته با ده پله تنزل در رتبه ۱۴۱ قرار گرفت و مقايسه ها نشان مى دهد كه اين كشور در جدول سال جارى گروه شفافيت بين المللى، ۲۷ پله سقوط كرده است. در اين گزارش از كشورهاى سومالى، افغانستان، ميانمار، سودان، عراق، چاد، ازبكستان، تركمنستان، ايران، هائيتى، گينه و بروندى به عنوان فاسد ترين كشورها نام برده شده است. افغانستان به دلیل شکوفایی تجارت با مواد مخدر، در رده‌ ۱۷۹ یعنی یکی مانده به آخر قرار دارد. در کنار این دو کشور، کشورهای برمه، سودان و عراق نیز جزو فاسدترین کشورهای جهان هستند.

شفافيت بين المللى در ۱۸۰ كشور جهان دفتر دارد و گزارش هاى سالانه خود را بر پايه معيارهايى از جمله بررسى مديريت دولتى در كشورها، شرايط دسترسى شهروندان به خدمات عمومى، ساختار حقوقى و قضايى حاكم در كشورها و موقعيت بخش خصوصى تهيه مى كند.

بر پايه گزارش گروه شفافيت بين المللى، ابزار قانونى بازرسى، درجه امكان اجراى قانون، وجود رسانه هاى مستقل و جامعه مدنى فعال از جمله پيش شرط هايى هستند كه براى مبارزه با فساد و رشوه خوارى لازم هستند. مساله ای که در ایران همیشه محل منافشه است. مطبوعات در زنجیر و ناکارآیی بخش های نظارتی در ایران مساله ای نیست که از دید کسی پنهان بماند.

بررسى هاى بين المللى نشان مى دهد كه هر اندازه كشورى فاسدتر باشد، كسب و كار در آن دشوارتر است و فعالان اقتصادى با موانع بيشترى روبرو هستند. در گزارشى كه دهم سپتامبر سال گذشته از سوى بانك جهانى انتشار يافت، ايران از لحاظ فضاى كسب و كار در ميان صد و هشتاد و يك كشور مورد بررسى، در رديف صد و چهل و دوم قرار گرفت.

همچنین وجود حسابهاي محرمانه بانكي در كشورهاي توسعه يافته عامل اصلي فساد مالي درجهان اعلام شده است. گزارش امسال اين سازمان نشان مي دهد فساد مالي در كشورهاي درگير جنگ، همچون افغانستان و سومالي نیز بيشتر از بقيه كشورها ست .


کاستی در مبارزه با فساد

سازمان شفافیت بین‌المللی در گزارش اخیر خود از کاستی‌ها در مبارزه قاطع علیه فساد در بسیاری از کشورهای جهان انتقاد کرده است. به گزارش این سازمان، در بیشتر ۱۸۰ کشور جهان، رشوه‌گیری به عنوان یکی از بدترین اشکال فساد در دستگاه‌های دولتی گسترش دارد.

اين سازمان از كشورهاي گروه 20 خواست توجه بيشتري به مشكل فساد مالي كنند و كشورها را به شفافيت بالا در قراردادهاي دولتي تشويق كنند . كنوانسيون سازمان ملل براي پيگيري فساد مالي اخيرا به تصويب 141 كشوري كه در نشست دوحه گردهم آمده بودند، رسيد . اما برخي از بندهاي آن مثل بازديد هاي ارزيابي از كشورهاي عضو ، اختياري است و به اعتقاد منتقدان ، تاثير گذاري اين توافقنامه را محدود مي كند .

گفتنی است که فساد مهم ترین مانع بر سر راه توسعه است. هر چه گروه های اجتماعی در کشور رشد داشته باشد و رسانه های مستقل بتوانند نقش حرفه ای خود را در اطلاع رسانی و شفاف سازی جامعه انجام دهند احتمال بروز فساد در دستگاه های دولتی کمتر خواهد بود. در واقع جامعه تک صدا و توتالیتر شانس بیشتری برای آلودگی به فساد بیشتر را دارد در حالی که گسترش نهادهای غیر دولتی می تواند نه تنها به روند دمکراتیزه کردن جامعه کمک کند بلکه می تواند از بروز فساد در دستگاه های دولتی و صاحبان قدرت جلوگیری کند.

 |+| نوشته شده در  88/08/27ساعت   توسط حمیدرضا  | 
موضع‌گیری مراجع تقلید شیعه قم و عراق در برابر دولت کودتایی احمدی‌نژاد و حوادث بعد از انتخابات یکی از صف‌آرایی بی‌سابقه نهاد مرجعیت در برابر نهاد قدرت سیاسی حاکم و در راس آن شخص رهبری در طی سی سال پس از انقلاب اتفاقی نادر و بی‌سابقه بوده است. نهاد مرجعیت دینی در ایران به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی اثرگذار بر جامعه و فرهنگ ایرانی در طول سی سال اخیر تقریبا در هیچ دوره‌ای بعد از انقلاب اینسان گسترده و همه‌جانبه در مقابل دولت و شخص اول حکومت صف‌آرایی نکرده بود. اما آنچه در تابستان ۸۸ بر ملت ایران رفت چیزی نبود که مراجع بتوانند در مقابل آن سکوت کنند. این موضع‌گیری‌ها همچنان ادامه دارد و در تازه‌ترین آنان آیت‌الله صانعی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر با انتقاد صریح از دروغ‌زنی‌های دولت کودتا گفت: اگر امروز عده‌ای دروغگویی را هنر خود می‌دانند، عده‌ای هم هستند که در مقابل هنرشان مبارزه است.آنچه در پی می‌آید گزارشی است مختصر از موضع‌گیری‌های مراجع دینی که طی ۵ ماه اخیر درباره نحوه مدیریت کشور توسط رهبری و دولت مورد تاییدش ابراز کرده‌اند:
به رسمیت نشناختن دولت کودتا با نفرستادن پیام تبریک:
پیش از این انتخابات فرمایشی ۸۸، مراجع تقلید ایران همواره به صورت تشریفاتی برگزیده شدن رئیس‌جمهور منتخب مردم را در پیام‌های تبریک جداگانه‌ای، به وی و مردم ایران تبریک می‌گفتند. انتخابات ۸۸ اولین سالی بود که تقریبا هیچ یک از مراجع تقلید به جز یک نفر حاضر نشدند به رئیس‌جمهور مورد تایید رهبر تبریک بگویند. تنها کسی که از میان مراجع تقلید حاضر شد احمدی‌نژاد را به عنوان رئیس‌جمهور کشور به رسمیت بشناسد نوری همدانی بود که البته او نیز پس از انتشار پیام تبریک و زمانی که دریافت هیچ یک از علمای قم حاضر به فرستادن پیام تبریک و پذیرفتن احمدی‌نژاد برای دیدار نشده‌اند با حالت پشیمانی گفت: «نزدیکان دولت با بیان اینکه چند تن دیگر از مراجع نیز قصد صدور پیام تبریک دارند و بهتر است شما اولین نفر باشید، از من پیام تبریک گرفته‌اند».
کودتاگران که به دنبال کسب مشروعیت از دست رفته خود بودند تلاش کردند با انتشار اخبار کذب، پیام‌های تبریک دروغینی را به مراجع تقلید نسبت دهند. آیت‌الله مکارم شیرازی از جمله مراجعی بود که در مقابل دروغ‌پردازی‌های مکرر کودتاگران مبنی بر صدور پیام تبریک به احمدی‌نژاد به شدت واکنش نشان داد و دفترش با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «آقا به احمدی‌نژاد تبریک نگفته‌اند و نخواهد گفت‌اینها هم اکاذیب کسانی است که تا الان فشار می‌آوردند و الان مجبور شده‌اند به دروغ‌پردازی.»
انتقادات صریح وبی‌پرده مراجع تقلید از رئیس نامشروع دولت کودتا و سرکو‌ب‌های پس از انتخابات:
بسیاری از مراجع تقلید پس از کودتای ۲۲ خرداد نسبت به رواج بی‌اخلاقی در دستگاه قدرت انتقاد کردند و بارها از سوی رسانه‌های کودتاچیان مورد هجمه قرار گرفتند. آیت‌الله منتظری، مرجع تقلید شجاع شیعیان، بارها در بیانیه‌هایی مفصل و جداگانه از برخوردهای «تند و انقلابی» سردمداران حکومتی شدیدا انتقاد کرد. وی بارها با اشاره به سوابق خود «در مبارزات علیه رژیم گذشته و برقراری جمهوری اسلامی»، با ابراز تأسف و ناراحتی از برخوردهای صورت گرفته با مردم بعد از انتخابات اعلام کرد که در برابر مردم احساس شرمندگی می‌کند و تأکید نمود که «اسلام و سیره نبوی و منش علوی» با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد. اوهمچنین اعلام کرد که نتایج انتخابات با هیچ عقل سلیمی پذیرفتنی نیست.
آیت‌الله طاهری اصفهانی نیز طی بیانیه‌ای، تصدی رئیس مجدد رئیس دولت را « نامشروع و غاصبانه»‌ دانستند. ایشان در بیانیه خود ضمن نقد عملکرد رهبری در حمایت از کاندیدایی خاص نوشتند: «این روزها مشاهده می‌شود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟» ایشان همچنین در نامه‌ای به مناسبت فرارسیدن عید فطر خطاب به آیت الله منتظری بر لزوم تحت فشار قرار دادن حکومت جهت اصلاح عملکرد ناصواب خود تاکید کردند.
آیت‌الله صانعی نیز در بیانیه‌های خود رفتار ددمنشانه نیروهای نظامی و شبه نظامی حامی کودتا با مردم و نیز اعترافات برخی از زندانیان سیاسی تحت فشار را شدیدا محکوم نمود و استقامت را تنها شرط پیروزی مردم دانست. آیت‌الله صانعی و آیت‌الله منتظری از جمله مراجعی بودند که در تمام طول این مدت استوار و مستمر در کنار خانواده‌های زندانیان سیاسی ایستادند، به نامه‌های انان پاسخ دادند، به دردل آنان گوش فرادادند و در انتقاد از اعمال زشت کودتاگران حقیقت را بر مصلحت ترجیح دادند و سکوت و تقیه را بر خویش حرام کردند. ایشان همچنین بارها با انتقاد شدید از اعتراف‌گیری‌ها و دادگاه‌های نمایشی، به اعتراف‌گیران نسبت به عقوبت اعمالشان هشدار دادند.
آیت الله مکارم شیرازی نیز در مـراسم شب میـلاد امام زمان (عج) در حـرم رضوی از گسترش دروغ پردازی و شایعه سازی در جامعه انتقاد کرد و گفت: «امروز نه تنها دروغ و شایعه سازی در کشور زیاد شده بلکه افراد دروغ پذیر هم بسیار شده اند. در سایت‌ها دروغ‌ها، تهمت‌ها و شایعه‌های ناروای فراوانی به افراد نسبت می دهند. آیت‌الله مکارم شیرازی اخیرا نیز طی یک سخنرانی از تنش‌ها و تفرقه‌ میان مردم که حاصل بی‌تدبیری‌های کودتاگران است به شدت انتقاد کرد و گفت: « من نه نگران حمله خارجی‌ها و نه نگران پیامدهای هدفمند کردن یارانه‌ها هستم، بلکه نگرانی من از تنش‌های داخلی است که اگر رفع شود بقیه مشکلات قابل حل است.»
آیت‌الله جوادی آملی نیز که بارها پیش از این از بی‌اخلاقی و دروغ زنی‌های احمدی‌نژاد تلویحا انتقاد کرده بود اخیرا با تاکید بر این نکته که « اگر اخلاق غیرالهی باشد و از رسوم، آداب، عادت و فرهنگ عمومی گرفته شود، جز سلیقه‌های شخصی است و جاودانه نخواهد بود» از بی‌اخلاقی‌های کودتاگران انتقاد کرد. وی با اشاره به اهمیت مسئله اخلاق، گفت: اهمیت مسئله اخلاق این است اگر کسی پیرو اخلاق الهی نباشد، در هر درجه‌ای که باشد، احتمال خطر برای او وجود و کسانی که متخلق به اخلاق الهی نبودند اما سرمایه‌های علمی و غیرعلمی داشتند، به هلاکت ابدی رسیدند.
آیت‌الله صافی گلپایگانی، سیستانی، طاهری اصفهانی، موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی و دستغیب در پیام‌های خصوصی و بیانیه‌هایی ضرب و شتم مردم بی‌دفاع و شکنجه‌ها و اعترافات صورت گرفته را به شدت محکوم کردند و از نحوه عملکرد رسانه‌های جمعی در خصوص نشر اخبار انتقاد کردند.
آیت‌الله دستغیب در نامه خود به رئیس مجلس خبرگان رهبری، هاشمی رفسنجانی نوشت: «شما پیشنهادهای خوبی برای التیام نسبی دردهای مردم دادید، آزادی همه‌ی زندانیان ، دلجوئی از آنها و خانواده آنها و اینکه بتوانند آزادانه حرف منطقی خود را بزنند و همچنین رسانه های جمعی قضاوت یکطرفه نداشته باشند.
آیت‌الله سیستانی که بیش از هر چیز، نسبت به سرکوب‌های اخیر در ایران معترض بود نیز این اعتراض را از طریق آقای شهرستانی، نماینده‌ی خود در ایران، به مراجع و نیز برخی از مقامات نظام منتقل کرد و گفت: «با فجایع بعد از انتخابات، سؤالات جدی میان مراجع تقلید ایجاد شده است که دیدارهای آنان برای بررسی وضعیت جاری کشور و یافتن پاسخ این سؤال‌هاست.» آیت‌الله شبیری زنجانی نیز در دیداری که با آیت‌الله صافی گلپایگانی داشت از کشتار مردم شدیدا ابراز نگرانی کرد و از فرط ناراحتی به گریه افتاد. این مرجع تقلید که از ناراضی‌ترین فقهای شیعه نسبت به وقایع اخیر بود.
همچنین آیت‌الله دکتر سید مصطفی محقق داماد از فقها و حقوقدانان برجسته کشور و از مدیران عالی‌رتبه قضایی دوران امام در نامه تندی خطای به آیت‌الله هاشمی شاهرودی تلویحاً از نارضایتی آیت‌الله العظمی سیستانی نسبت به محاکمات نمایشی اخیر خبر داد و از قول زعیم حوزه نجف نوشت «این دادگاه، ننگ قضای اسلامی است»
صف‌آرایی مراجع و علمای دینی در برابر رهبر:
آن‌چه در ماجرای اعلام روز عید فطر امسال روی داد، شاید بزرگ‌ترین چالشی بود که به لحاظ دینی در تقابل با مشروعیت رهبر کنونی ایران قرار می‌گیرد. عمیق‌تر شدن فاصله میان مراجع دینی و روحانیت حکومتی این بار فقط به دو یا سه چهره شناخته شده مانند آیت‌الله منتظری، آیت‌الله صانعی، آیت‌الله بیات زنجانی و یا آیت‌الله صافی گلپایگانی محدود نشد. دایره این اختلاف بسیار وسیع‌تر و گسترده تر از پیش شد و طیف سنتی مرجعیت را هم در بر گرفت. تقریبا بلااستثنا (جز فرزند مرحوم آیت‌الله فاضل که بیت ایشان را اداره می‌کند) هیچ کدام از مراجع تقلید نظر رهبر را مبنی بر عید بودن روز یکشنبه نپذیرفتند. با این حال صداوسیما بدون این که به روی خودش بیاورد که فقط کسر کوچکی از ایرانیان مقلد رهبر انقلاب هستند، این روز را عید اعلام کرد.
آیت‌الله حسینعلی منتظری، آیت‌الله سیستانی، آیت‌الله یوسف صانعی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت‌الله اسحاق فیاض- ساکن نجف، آیت‌الله علی صافی گلپایگانی ( وارث فقهی آیت‌الله بهجت)، آیت‌الله بشیر نجفی – ساکن نجف، آیت‌الله وحید خراسانی ( پدر همسر شیخ صادق لاریجانی)، آیت‌الله سید صادق شیرازی، آیت الله حسین مظاهری،، آیت‌الله محمدتقی مدرسی، آیت‌الله سید محمدسعید حکیم، آیت‌الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، آیت الله بیات زنجانی و حتی آیت‌الله حسین نوری همدانی همگی بر خلاف نظر فقهی رهبر که یکشنبه را عید فطر اعلام کرده بود، روز دوشنبه را عید دانستند.
البته رهبر در سخنان خود چند روز پس از روز عید فطر این مساله را یک اختلاف نظر فقهی تعبیر کرد و هر گونه شبهه‌ای در مورد اختلاف نظر سیاسی مراجع قم و نجف با خود را مردود دانست. این در حالی بود که جمعی از مراجع تقلید، پیش از این بارها صراحتا شخص رهبر و سیاست‌های مورد تایید وی را به شدت مورد انتقاد قرار داده بودند و نامگذاری روز عید فطر علی‌رغم نظر اکثریت مراجع را تعبیر به تک‌روی و سیاسی‌سازی دین تعبیر کرده بودند. همچنین تعدادی از علمای مشهد، قم و اصفهان در نامه‌ای سرگشاده، شایستگی رهبر برای باقی مانده در این پست خطیر را زیر سوال برده بودند. برای اولین بار در تاریخ سی‌ساله انقلاب بود که نامه‌هایی از این دست به امضای حوزویان می‌رسید.
افزایش فشارها و تهدیدها بر مراجع پس از بالاگرفتن انتقادها:
پس از بالاگرفتن انتقادات مراجع و علمای دین بر نحوه عملکرد رهبر و رویدادهای تلخ پس از انتخابات، کودتاگران فشار و تهدید بر بیت مراجع را افزایش دادند. به طور مثال آیت الله منتظری به دلیل فشارهای وارده از سوی کودتاگران از اقامه نماز عید فطر باز ماند. سه نوه و همسر یکی از نوه های ایشان نیز در حوادث پس از انتخابات مدتی در بازداشت به سر می‌بردند.
آیت‌الله صانعی نیز از این فشارها در امان نماند. پس از اظهارات صریح آیت‌الله صانعی علیه برخی اقدامات انجام شده پس از انتخابات، برخی رسانه‌های حامی کودتا دراقدامی ناشیانه و در تلاش برای مظلومنمایی مدعی شدند که آیت‌الله صانعی به رئیس دولت کودتا توهین کرده است. گروه قاسم روانبخش طرح یک راهپیمایی علیه این مرجع عالیقدر را در ضلع جنوبی حرم حضرت فاطمه معصومه(س) ریختند که البته در انجام این طرح ناکام ماندند. همچنین مسئولان نمایشگاه قرآن از فروش رساله‌ مربوط به آیت‌الله صانعی در این نمایشگاه جلوگیری کردند. در حالی که گروه ویژه بازرسی مستقر در نمایشگاه، در سال‌های گذشته فقط فروش کتاب‌های تخیلی، ترسناک، شیطانی، عالم برزخ و کتاب‌هایی از این نوع را که دارای جلد مناسب نبودند، ممنوع کرده بود؛ اما امسال به غرفه هایی که رساله توضیح ‌المسائل آیت‌الله صانعی را در معرض دید عموم قرار می‌دهند، تذکر می‌داد!.
آیت‌الله دستغیب، نماینده استان فارس در مجلس خبرگان نیز به دنبال سخنرانی انتقادآمیز خود از رهبری و کودتاگران و اعتراض به بی تفاوتی این مجلس در قبال جنایات و فجایع پس از انتخابات و همچنین پیشنهاد برای دعوت مجلس خبرگان از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی برای سخنرانی، تهدید به حذف از مجلس خبرگان شد.
پشتیبانی مرجعیت از خواست اکثریت ملت ایران و تداوم نارضایتی‌ها :
نهاد مرجعیت در حوادث تلخ پس از انتخابات با حمایت‌ها و پشتیبانی‌های خود از مردم که در غالب انتشار بیانیه‌ها، دیدار با خانواده زندانیان سیاسی و آسیب‌دیدگان پس از انتخابات و دلجویی از آنان و نیز سخنرانی‌های اعتراض‌آمیز صورت گرفت، نقشی تاریخی ایفا کردند. آنان با رد صلاحیت و به رسمیت نشناختن احمدی‌نژاد حکم تنفیذ وی که توسط رهبرکه دست بر قضا خود را مرجع تقلید هم می‌داند، امضا شده بود، در حقیقت صلاحیت این انتصاب را زیر سوال بردند.
این اعتراضات پایان نیافته است و هنوز مراجع تقلید در کنار مردم معترض به نتایج انتخابات و خشونت‌طلبی‌های سرکوبگران ایستاده‌اند. آیت‌الله صانعی در دیداری که دیروز با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر داشت بر این حمایت پافشاری کرد و گفت: “امروز بزرگترین مصیبتی که ما با آن روبرو هستیم دروغ‌گویی است، متأسفانه عمل و گفتار برخی‌ها دروغ شده است و طوری هم دروغ می‌گویند که اصلاً باکی ندارند که دیروز خلاف این را گفته اند. دروغ‌گویی خصلت آدم‌های ستمگر است، آن‌ها وقتی می‌بینند که زیر پایشان دارد خالی می‌شود تن به دروغ می‌دهند و متوسل به دروغ می‌شوند.”
چندی پیش نیز آیت‌الله منتظری در پاسخ به سوالات موج سبز آزادی درباره واقعه ۱۳ آبان ضمن اعلام پشتبانی مجدد خود از جنبش سبز مردم ایران، اعلام کردند «استکبار ستیزى جز با تحصیل حمایت مردم و تحقق آزادى قلم و بیان عملى نخواهد شد.»
این اعتراض و ایستادگی نهاد مرجعیت در مقابل قانون شکنی‌ها و بی‌اخلاقی‌های حکومتگران نامشروع را که از پیامدهای مبارک جنبش سبز مقاومت مردم ایران است باید به فال نیک گرفت. به نظر می‌رسد در چهار سال آتی، دولت کودتایی احمدی‌نژاد روزهای سختی را در برقراری و استحکام پایه‌های لرزان حکومتش از طریق روی‌آوردن به نهاد مرجعیت پیش رو داشته باشد.
 |+| نوشته شده در  88/08/27ساعت   توسط حمیدرضا  | 
در حالی‌که کمتر از یک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک می‌گذرد، سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ وی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مرحوم رامین پوراندرجاني پیش از مرگش در جلسه كميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الاميني و جنايات كهريزك را فاش كرده بود و به همین دلیل زنده ماندن پزشک وظیفه کهریزک به معنای فاش شدن نام بسیاری از عاملان جنایت‌های مخوف بازداشتگاه کهریزک بود. دوستان و خانواده مرحوم رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه زندان کهریزک می‌گویند: رامین در جلسه‌ای با حضور اعضای کمیته ویژه رسیدگی به وضعیت آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمایندگان کمیسیون امنیت ملی مجلس، جزئیات جنایات کهریزک و شهادت محسن روح الامینی را فاش کرده بود و پس از آن نیز به شدت نسبت به امنیت جانی خود نگران بود.

بر اساس اخبار دریافتی خبرنگار موج سبز آزادی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامین پوراندرجانی، نمایندگان مجلس در کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامین پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامینی سئوال می‌کنند، با پاسخ‌های تکان‌دهنده وی مواجه می‌شوند. پزشک وظیفه درگذشته کهریزک در آن دیدار، محل شهادت محسن روح‌الامینی را بازداشتگاه کهریزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان می‌کند و می‌گوید: «محسن را با وضعیت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شدید دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسیار وخیم بود و امکانات پزشکی من هم بسیار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهریزک تهدید شدم که در صورت توضیح علت جراحت‌های وارده بر مجروحان کهریزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند».

این شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کمیته ویژه مجلس در حالی عنوان شده بود که مسئولان نیروی انتظامی به دروغ به کمیته ویژه مجلس گفته بودند که پزشک بازداشتگاه کهریزک، ابتلای روح الامینی به مننژیت را تایید کرده است.

موج سبز آزادی و سایر رسانه‌های داخلی در روزهای پس از شهادت محسن روح‌الامینی خبر داده بودند که مسئولان نیروی انتظامی بعد از بازدید از کهریزک و قبل از ارائه گزارش خود از این بازداشتگاه به مجلس از این پزشک وظیفه کهریزک خواسته بودند که دلیل شهادت محسن روح الامینی را ابتلا به مننژیت عنوان کند. اما لازم به توضیح است که رامین پوراندرجانی حاضر به انجام این کار نشد و به بازگویی وقایع ناگوار بازداشتگاه کهریزک برای نمایندگان ملت پرداخت. بخشی از گفته‌های شهید پوراندرجانی که در بالا ذکر شد، یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش قرائت نشده کمیته ویژه مجلس هم هست که با فشار مسئولان نیروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدی‌مقدم، مرتضوی و رادان تاکنون اجازه انتشار پیدا نکرده است و با مرگ مشکوک این پزشک، بر احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده می‌شود. دلیلی که می‌تواند انگیزه کافی برای به قتل رساندن وی را نیز فراهم کند.

تارنمای نوروز در خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک منتشر کرد، خبر بازداشت وی توسط نیروی انتظامی قبل از مرگش را نیز آورده بود. گفتنی است مرحوم رامین پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نیروی انتظامی، بارها به دوستان نزدیک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنایت‌های کهریزک وجود دارد. او همچنین گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهریزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده این مرحوم، او قصد داشت در دادگاه بر علیه مجرمان کهریزک شهادت دهد. او این نکته را به دوستان و خانواده خود گفته بود و به همین دلیل هم نسبت به جان خود بیمناک بود.

این پزشک وظیفه، با تمام بیمناکی از جان خود به خاطر تهدیدهای صورت‌گرفته، در روز سه‌شنبه در استراحت‌گاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی فوت می‌کند و دلیل مرگ وی سکته قلبی تشخیص داده می‌شود. پزشکی قانونی معمولا در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخیص داده می‌شود، در صورت درخواست خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر می‌کند. اما این حق از خانواده مرحوم پوراندرجانی به دلایل نامعلوم سلب می‌شود. بر خلاف عرف معمول خاکسپاری که معمولا تغسیل و تکفین در محل دفن(تبریز) صورت می‌گیرد، مراحل تغسیل و تکفین مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام می‌شود و سپس جنازه تحت تدابیر شدید امنیتی برای دفن به تبریز منتقل می‌شود. شست و شو، غسل و کفن کردن جسد این پزشک وظیفه در تهران و دفن وی در تبریز تحت شرایط شدید امنیتی و همچنین عدم اجازه به خانواده‌اش برای کالبد شکافی جسد، از جمله موارد ابهام برانگیز این پرونده است که نیروی انتظامی و مقامات قضایی تاکنون دلایل قابل قبولی برای آن ارائه نداده‌اند.

با توجه به شواهد فوق و واقف بودن به این امر که از دولت و قوه قضائیه مبنی بر آشکارکردن آنچه که در کهریزک بر جوانان بی‌گناه کشورمان آمده است، نمایندگان مجلس، به ویژه اعضای کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه هستند که باید پاسخگوی موارد ابهام این پرونده باشند.

از این رو نمایندگانی که مسوولیت رسیدگی به تخلفات کهریزک را دارند و به خصوص آقایان علی لاریجانی، رئیس مجلس و بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی باید پاسخ دهند که:

۱- تاخير طولاني در قرائت گزارش كميته ويژه و عدم برگزاري دادگاه متهمان كهريزك ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايي بوده است و ارتباط مرگ مرموز شهید پوراندرجاني با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش كميته ويژه مجلس چيست؟
۲- با توجه به حضور و شهادت دادن مرحوم پوراندرجاني در جلسه كميسيون امنيت ملي و كميته ويژه و با توجه به اينكه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جاني خود هشدار داده بود، چرا از وي محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروي انتظامي كه مقامات عالي آن از متهمان اصلي پرونده جنايات كهريزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگي و در خواب سكته داده شود؟

۳- در حالي كه خانواده اين مرحوم ساكن تبريز هستند و او نیز در نهایت در تبريز دفن شده است، علت برگزاري مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟

۴- علت مخالفت مقامات امنيتي با كالبدشكافي جنازه اين مرحوم توسط پزشكان مستقل و حتي پزشكي قانوني که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟

۵- اگر شهيد پوراندرجاني به مرگ طبيعي فوت شده است چرا و به چه دليل مراسم ترحيم وي با حضور نيروهاي امنيتي و در شرايطي غيرعادي برگزار شده است به طوری‌که حتی دوستان نزدیک متوفی هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکرده‌اند؟

۶- ارتباط مرگ مشكوك مرحوم دكتر رامين پوراندرجانی با متهمان اصلي جنايات شكنجه‌گاه كهريزك و به طور مشخص احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه كهريزك و سعید مرتضوي دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وي و معاونانش قاضي حداد و قاضي حيدري فر به كهريزك منتقل شده اند ،چيست؟

۷- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعني ايست قلبي در هنگام خواب با قتل‌هاي سياسي در سال‌هاي گذشته، سوال برانگيز نيست؟

در انتهاي اين گزارش لازم است اين هشدار به مسئولان قضايي داده شود كه جان تعدادي ديگر از سربازان وظيفه حاضر در زندان كهريزك كه از شاهدان عيني جنايات بوده‌اند و خصوصا يكي از اين سربازها كه پس از مشاهده عيني جنايات از حضور در كهريزك امتناع و از سربازي فرار كرده، در خطر جدی است و ممكن است هر كدام از اين افراد نيز به سرنوشت دكتر رامين پوراندرجاني مرحوم دچار شوند، هنگام خواب سکته داده شوند و يا همانند تهديدهاي متعدد زندانيان سياسي که بارها از زبان سعید مرتضوي تکرار شده است، در یک تصادف ساختگي کشته شوند. این سخن قاضی مرتضوی را بسیاری از فعالان سیاسی خوب به یاد می‌آورند که همواره می‌گوید: آمار تصادفات رانندگی در ایران بالاست و خانواده شما هم می‌تواند یکی از این جان باختگان حوادث رانندگی باشد!

 |+| نوشته شده در  88/08/26ساعت   توسط حمیدرضا  | 
10 سال وقفه براي راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر انگار براي روسيه کافي نيست تا از طريق آن بتواند به امتيازاتي که در معامله با غرب بر سر فعاليت هاي هسته يي ايران کسب مي کند، دست يابد. براي همين روز گذشته مسکو يک بار ديگر تکميل طرح نيروگاه بوشهر را به تعويق انداخت تا به اين ترتيب وعده راه اندازي اين نيروگاه وارد يازدهمين سال خود شود.آن گونه که سرگئي شماتکو وزير انرژي روسيه ديروز اعلام کرد برنامه اعلام شده راه اندازي نيروگاه بوشهر تا آخر سال 2009 هم عملي نخواهد شد. بهانه يي هم که اين بار مطرح کرده اند «بروز برخي مشکلات و مسائل فني» است. روس ها بارها تاريخي را که براي تکميل طرح نيروگاه بوشهر تعيين کرده اند به تعويق انداخته اند. آخرين زماني را هم که تعيين کرده بودند، پايان تابستان امسال بود اما همان طور که پيش بيني مي شد اين تاريخ وعده يي بيش نبود و مسکو باز به تعهدات خود در قبال نيروگاه اتمي بوشهر عمل نکرد. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، وزير انرژي روسيه با تاکيد بر اينکه راه اندازي نيروگاه بوشهر قطعاً تا پايان سال اتفاق نخواهد افتاد به برخي مشکلات فني اشاره کرد که براي اين نيروگاه به وجود آمده است. سرگئي کرينکو گفت؛ متخصصاني که درخصوص برطرف کردن مشکلات به وجودآمده فعاليت مي کنند به يافته ها يي رسيده اند و نتايج کامل اين بررسي ها تا پايان سال اعلام خواهد شد. چند ماه پيش پرويز فتاح وزير نيروي دولت نهم پيش بيني کرده بود برخلاف وعده يي که روس ها داده اند نيروگاه اتمي در تابستان هم راه اندازي نخواهد شد. مجموعه عملياتي که تاکنون در نيروگاه بوشهر انجام شده، آن طور که کرمي راد عضو هيات رئيسه کميسيون امنيت ملي گفته، در حد تحويل به تکنسين هاي ايراني است. اين در حالي است که قرار بود تا پايان سال 2009 به کار افتد و برق توليدي آن وارد شبکه برق کشورمان شود. البته براساس قرارداد اوليه ساخت نيروگاه اتمي بوشهر که بين ايران و روسيه امضا شد، بنا بود اين نيروگاه در سال 1999 يعني بيش از 10 سال قبل راه اندازي شود اما در خلال اين سال ها مسکو بارها به دلايل مختلف از جمله مالي و فني، تکميل و راه اندازي اين طرح را به تعويق انداخته است. تنها حرکت مثبتي که در 10 سال گذشته صورت گرفت پيش راه اندازي اين نيروگاه بود که با سوخت مجازي فعاليت آزمايشي خود را آغاز کرد. پيش از آن نيز يعني در اواخر سال 2007 روسيه ارائه سوخت اتمي نيروگاه بوشهر به ايران را آغاز کرد و همان موقع به نقل از مقامات روسي گزارش شد تحويل سوخت شش ماه قبل از راه اندازي نيروگاه صورت مي گيرد. از آن زمان تاکنون نزديک به دو سال مي گذرد اما هنوز به رغم وعده هاي داد شده پس از آن، چنين اتفاقي نيفتاده است.خلف وعده جديد روسيه بعد از ديداري که مدودوف رئيس جمهوري روسيه با همتاي امريکايي خود در سنگاپور داشت، انجام شد.ديميتري مدودوف يکشنبه همين هفته با باراک اوباما رئيس جمهور امريکا نشستي داشت و پس از پايان مذاکراتش اعلام کرد مسکو از شيوه گفت وگوها ميان ايران و جامعه جهاني درخصوص برنامه هسته يي ايران رضايت کامل ندارد.رئيس جمهوري روسيه و امريکا همچنين به ايران هشدار دادند زمان براي پاسخ دادن به پيشنهاد آژانس رو به پايان است.اشاره مدودوف و اوباما به پيشنهادي است که براساس آن ايران براي دريافت سوخت رآکتورهاي خود بايد اورانيوم هاي غني شده اش را به خارج از کشور بفرستد. ايران تاکنون رسماً پاسخي به اين طرح نداده اما بسياري از نمايندگان مجلس و برخي مسوولان کشور اشکالات فني و اقتصادي را نسبت به اين پيشنهاد مطرح کرده اند.در اين ميان نيروگاه بوشهر همواره در پرونده هسته يي ايران نقش گروکشي را ايفا کرده است. در واقع مسکو از آن به عنوان اهرم سياسي در مواجهه با تهران بهره برده است. در عين حال برخي ناظران سياسي معتقدند روسيه همزمان از پروژه نيروگاه بوشهر براي چانه زني با امريکا بر سر ايران استفاده مي کند.اين در حالي است که نيروگاه بوشهر کاملاً کاربردي غيرنظامي داشته و حتي کاخ کرملين نيز بر غيرنظامي بودن اين نيروگاه تاکيد داشته است و اينکه نمي تواند براي هرگونه برنامه توليد سلاح هسته يي مورد استفاده قرار بگيرد چرا که تهران تمامي ميله هاي سوختي مصرف شده در نيروگاه را به روسيه باز خواهد گرداند. در حال حاضر نيز به نظر مي رسد نيروگاه بوشهر باز هم در مسير مساله هسته يي ايران قرار گرفته است و اين بار مسکو از طريق آن قصد دارد به تهران جهت ارائه هرچه سريع تر پاسخ مثبت به پيشنهاد آژانس، اعمال فشار کند.با اين وجود سرگئي لاوروف در پايان ديدار ديميتري مدودوف با باراک اوباما اعلام کرد مسکو همانند سابق به حل مشکل هسته يي ايران به روش سياسي - ديپلماتيک و بدون استفاده از اهرم هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد اميدوار است. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري نووستي، سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه گفت؛ «روساي جمهور دو کشور اوضاع در ايران را بررسي کردند. روسيه و امريکا فعالانه در تلاش براي کمک به آژانس بين المللي انرژي اتمي به منظور تحقق طرح خود در زمينه آماده سازي سوخت براي رآکتور تحقيقاتي تهران بر اساس استفاده از اورانيوم با غناي پايين موجود در ايران هستند.»لاوروف افزود؛ «موضع ما بدون تغيير باقي مي ماند. ما مي خواهيم و معتقديم که هنوز زمان هست تا اين مشکل را به روش سياسي - ديپلماتيک و بدون کاربرد اهرم هايي که شوراي امنيت سازمان ملل متحد از آن برخوردار است، حداقل در مرحله اوليه حل کنيم.» در اين ميان وزير خارجه ترکيه نيز از آمادگي اين کشور براي ارائه اورانيوم غني شده به ايران خبر داد و در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا ترکيه فناوري لازم براي غني کردن اورانيوم را دارد، گفت؛ ما صاحب چنين فناوري هستيم و در اين زمينه به هيچ مانعي برنخورده ايم و آمادگي کامل داريم.علاوه بر روسيه، ترکيه يکي از کشورهايي است که پيشنهاد شده اورانيوم 5/3 درصد غني شده ايران به آنجا منتقل شود.به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه حريت، داووداوغلو وزير امور خارجه ترکيه قبل از سفر به اسپانيا در جمع خبرنگاران درباره برنامه هسته يي ايران گفت؛ کشورهاي غربي درباره برنامه هسته يي ايران براي دستيابي به توافق به دنبال فرمول جديدي هستند که اکنون براي پاسخ ايران نسبت به اين فرمول منتظرند. وي با بيان اينکه درباره پيشنهاد جديد آژانس در مورد اورانيوم ايران تماس هاي ديپلماتيک به مدت 10 روز ميان دو طرف ادامه مي يابد، ادامه داد؛ اين مذاکرات از سوي ترکيه در حال پيگيري است. در همين راستا با منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران، محمد البرادعي رئيس آژانس بين المللي انرژي اتمي و جيمز جونز مشاور امنيت ملي کاخ سفيد گفت وگوهاي تلفني داشتم که اکنون منتظر پاسخ ايران هستيم. به نوشته اين روزنامه ترکي، وي در بخش ديگري از اظهاراتش با بيان اينکه با اشاعه هرگونه تسليحات هسته يي در منطقه مخالف است، گفت؛ کشورهايي که به دنبال برنامه صلح آميز هسته يي هستند بايد درباره فعاليت هايشان شفاف باشند و همچنين مساله هسته يي ايران را نمي توان با زور حل کرد، بلکه بايد از راه هاي ديپلماتيک استفاده کرد. از سوي ديگر پرويز داودي مشاور عالي محمود احمدي نژاد رئيس دولت دهم در پاسخ به انتقاداتي که درباره پيشنهاد آژانس مطرح است، گفت؛ دولت در مبادله سوخت، منافع ملي را در نظر مي گيرد و در صورتي که در اين خصوص توافقي شود ابتدا سوخت 20 درصد را مي گيريم و بعد سوخت 5/3 درصد مي دهيم.وي در گفت وگو با ايرنا همچنين تاکيد کرد قطعاً در اين معامله با فرانسه روبه رو نخواهيم بود زيرا تجربه عملکرد فرانسه در سال هاي قبل منفي بوده و آنها سهم ايران در مجتمع غني سازي سوخت و کارخانه هاي توليد اورانيوم غني شده را ندادند.مشاور عالي احمدي نژاد در ادامه افزود؛ مطمئناً با تجربيات تيم مذاکره کننده شاهد تامين کامل منافع ملي خواهيم بود.

 |+| نوشته شده در  88/08/26ساعت   توسط حمیدرضا  | 
بی هیچ تردیدی ، بازی های سیاسی و منافع جناحی برای بعضی ها به اندازه ای اهمیت دارد که برای سرکوب رقبای سیاسی ، به راحتی آب خوردن - تاکید می کنم به راحتی آب خوردن - منافع ملی را زیر پا می گذارند ؛ نمونه اش همین خبرگزاری فارس است که برای منکوب کردن چهره های جناح مقابل ، از هیچ اقدامی فروگذار نمی کند ولو آن که در این بین وهابیون سعودی نیز بهره ای ببرند و از خروجی این خبرگزاری اصولگرا منتفع شوند.

متن زیر عیناً از خبرگزاری فارس است که از شماره های قبلی روزنامه اصولگرای سیاست روز تحت عنوان "سوابق سياسي امنيتي محمدرضا خاتمي و محسن ميردامادي" نقل کرده است:

" كساني كه در سال 1366ش حج تمتع برگزار نمودند، شاهد قتل عام قريب به پانصد نفر از حجاج ايراني توسط نيروهاي نظامي و انتظامي كشور عربستان بودند. 

نويسنده‌ اين سطور نيز خود در آن سال از نزديك شاهد ماجرا بوده است كه تاكنون به خاطر حفظ منافع ملي كشور و مسائل ديگر از افشاي آن خودداري شده است. 

بعضي از اين مطالب به قرار ذيل مي‌باشد: "عده‌اي از دانشجويان تندرو كه بعداً مشخص شد جناب آقاي "محسن ميردامادي " و دوستانش جزو اين گروه بودند، برنامه‌هايي طراحي نموده بودند كه بعد از راهپيمايي حجاج كه در يكي از ميادين مكه به سمت حرم بود، داخل حرم شوند و با تصاحب بلندگو مسجد الحرام شعار مرگ بر آمريكا و مطالب ديگر را قرائت نمايند، كه پليس عربستان از اين قضيه مطلع مي‌شود. آگاهان، شدت عمل پليس عربستان را در جريان آن راهپيمايي ناشي از اين مسئله مي‌دانستند... از دادگستري تهران انتظار مي‌رود كه گروه تحقيق را براي بررسي مسائل پشت‌پرده‌ حج سال 1366 تشكيل دهد. روشن شود كه چگونه بعضي از آقايان كه هم اكنون شعار اصلاح‌طلبي مي‌دهند، در آن سال 1366 با حركات افراطي خويش، زمينه‌ساز آن كشتار فجيع گرديدند ".

آیا جز این است که آنچه در فارس نقل شده ، تاییدی است بر حقانیت سعودی ها در قتل عام جنایت آمیز حاجیان در سال 66 خورشیدی؟ و آیا هر کس که این خبر را بخواند و باور کند ، نخواهد گفت که پلیس سعودی در حمله به حجاج ایرانی و کشتار آنها ، توجیه منطقی داشته است زیرا از حمله "تندروها" به مسجد الحرام جلوگیری کرده است؟! آیا این گونه خبرنویسی ، چیزی جز هدر دادن خون هایی است که در حریم حرم امن الهی به زمین ریخته شد؟

خبرگزاری فارس و جناح متبوعش هر چقدر می خواهند با اصلاح طلبان و سبزها بجنگند ولی حق ندارند برای آن که فلان چهره سیاسی را محکوم کنند ، این گونه منافع ملی را لگدمال نمایند.

اصلاً فرض را بر این بگذاریم که میردامادی یک وطن فروش و جنایتکار و جاسوس سیا در ایران است؛ از این فرض ها که بدتر نمی شود تصور کرد ؛ خب! محاکمه و مجازاتش کنند ، چه نیازی هست به مایه گذاشتن از منافع ملی آن هم درست در موسم برگزاری حج در عربستان؟! 

جمهوری اسلامی ، سالیان سال تلاش کرد تا واقعه حج خونین را محصول تبانی آل سعود و آمریکا در اواخر جنگ به منظور فشار علیه ایران معرفی کند - که البته با توجه به شرایط خاص آن مقطع ، این تحلیل مقرون به صحت نیز به نظر می رسد - ولی حالا و 22 سال بعد از آن ماجرا ، یک خبرگزاری وطنی برای این که یک عضو جریان سیاسی مقابل را خراب کند ، داستان می بافد که چون میردامادی و تندروها می خواستند وارد مسجد الحرام شوند و اقدامات غیرقانونی انجام دهند ، پلیس عربستان واکنش نشان داد و درگیری به وجود آمد و قریب به 500 حاجی هم کشته شدند! و نتیجه می گیرد که باید یک پرونده هم برای این موضوع تشکیل شود!

واقعاً باید به غیرت و وطن دوستی خبرگزاری فارس آفرین گفت! و از پادشاه عربستان سعودی باید خواست که جایزه ای نیز به این خبرگزاری ایرانی(!) دهد زیرا تمام توان رسانه ای وهابی ها از العربیه گرفته تا الشرق الاوسط و ... نمی توانستند با ظرافت "فارس" جنایت قاتلان ایرانی ها را بدین گونه تطهیر کنند و خودی ها را مقصر آن واقعه معرفی نمایند.

بازی سیاست در ایران ، دارد کثیف تر از آنی می شود که حتی بدبین ترین آدم ها انتظارش را داشتند... به راستی ما درحال ساختن چه جامعه ای برای فرزندان مان هستیم؟!

 |+| نوشته شده در  88/08/25ساعت   توسط حمیدرضا  | 
در پی انتشار برخی مطالب در خصوص شاگردان آیت الله مصباح یزدی، آقای موسوی از حوزه علمیه قم به روایت سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی،یکی از شاگردان برجسته آیت الله مصباح پرداخته است. این گزارش توسط سایت آینده نیوز منتشر شده است:
حاج آقای طباطبایی (حجت الاسلام و المسلمین سید محمدرضا طباطبایی،مدیر جامعه الزهراء و مدرسه علمیه شهیدین(حقانی سابق)) از روی کتاب”شریعتی در مسیر شدن” از شهید مظلوم آیت الله بهشتی (ره) می خواند و سکوت در حسینیه مدرسه حکمفرما بود. خرداد ۸۸ بود و ایام انتخابات و حرف های تند و نَقلهای دروغ، نُقل مجالس و متاسفانه در بین برخی طلاب و حاج آقا که مثل همیشه در زمان انتخابات آمادگی خود را برای گفتگو اعلام کرده بود، از این اوضاع ناراحت. از روی کتاب ، پیاده شده صحبت های شهید بهشتی (ره) در جمع طلاب مدرسه حقانی را می خواند و می گفت که خود در آن جلسه حضور داشته است.
قضیه از آنجا شروع می شود که یکی از اساتید مدرسه (آیت الله مصباح) در کلاس درس ، انتقادات تندی علیه دکتر شریعتی مطرح می کنند و طلاب از آیت الله بهشتی می خواهند که نظر خود را درباره این انتقادات بیان نمایند. ایشان بعد از بررسی جوانب قضیه، اشکالات ایشان را وارد ندانسته و در دو جلسه به صحبت در این موضوع پرداخته و ضمن بحث علمی در مورد این انتقادات ، از برخورد ایشان و بعضی طلاب انتقاد می کنند.
از قرائن حالیه و مقالیه برمی آید که حضرت ایشان (آیت الله مصباح) بر روش و منش خویش محکم! ایستاده اند.( فقط کافی است صحبت های منتشره ایشان را شنیده ، سری به برنامه های موسسه باشکوه ایشان زده و نیم نگاهی به نگاه دانش آموختگان آنجا داشته باشیم)
و این جملات آیت الله بهشتی است در جمع طلاب مدرسه حقانی و برگرفته از کتاب “شریعتی در مسیر شدن” (چاپ بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله شهید بهشتی، تهران، ۱۳۷۸):
…بنابراین ، من این نقد را با جمیع جوانبش بر این بخش از نوشته ها وارد نیافتم. نتیجه گیری کنیم. من مکرر به جناب آقای مصباح هم گفته ام . گفته ام دوست عزیز ، چرا این بحث هایی که احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید اینطور مطرح شود؟ …بحث من در اینجا بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است . به ایشان هم در این ده – پانزده روز قبل عرض کردم . گفتم آقا! بحث ، بحث روش تربیتی مدرسه است … شما طلاب مدرسه نمی توانید با این اسلوب بار بیایید وگرنه لااقل بنده نمی توانم در چنین مدرسه ای ذره ای در کارها سهیم باشم.
مدرسه ای که بخواهد یک مشت انسان لجوج ، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت کند، نتوانند با هم دو کلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ در این صورت جه خدمتی به اسلام و به حق کرده اند؟ به چه انگیزه ای ؟… من می گویم شرط اول خدمت در مدرسه این است که انسان منصف ، اسلام انصاف آور ، تشیع انصاف آور در مدرسه پا بگیرد. برخورد باید منصفانه ،منطقی ، آرام، متین، روشنگر، امکان فکر گسترده دادن ، باشد. تحجر، تعصب، جمود، مطالب را زود در چارچوب های محدود آوردن و تاختن ، هرگز نمی تواند آهنگ تربیت مدرسه باشد.
اگر هست ، بنده از این مدرسه نیستم. اگر چنین چیزی در مدرسه هست ، رفقای ما اعلام بفرمایند که رسالتش این است ، مطمئن باشید آخرین دیدارمان با شما به عنوان مدرسه خواهد بود. ما می خواهیم انسان جستجوگر بار بیاوریم که در پی شناخت حق باشد. شما آقایان چگونه معارف فعلی خودتان را برای شناخت حق در تمام جزئیاتش آنقدر بالغ می دانید که اینقدر به هم پرخاش می کنید؟! شنیده ام شما رفقا به هم پرخاش می کنید. اصلا ولنگاری می کنید. کِی ولنگاری راه آوردن انسانها به حق است که شما از حربه ولنگاری استفاده می کنید؟
ملاحظه می کنید ، من نمی گویم این مطلب را چون خودم گفته ام درست است. چنین چیزی نمی گویم. ولی این مطلب در حدودی هم که من گفتم ،قابل طرح است. چرا باید مسئله ای که لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است به این شکل درآید ؟ همین طور متقابلا من نیز نباید این کار را بکنم. نمی گویم که فقط آقای مصباح نباید این کار را بکنند، من هم نباید این کار را بکنم. مدرسه جای برخورد سالم آراء و افکار است و از هر آهنگ و شیوه ای که بخواهد به سلامت برخورد آراء و افکار لطمه بزند بشدت جلوگیری می شود. خوب دقت کنید این شعار ماست: مدرسه جای برخورد سالم آراء و افکار است….
موضع من در برابر دکتر شریعتی و کارهای او موضع بهره برداری صحیح است، نه لگدکوب کردن ، نه لجن مال کردن و نه ستایش کردن و بالابردن. بلکه حسن استفاده از سرمایه ای در خدمت هدفی ، با روشنگریِ بدون کمترین محافظه کاری برای تمام نقطه های ضعف او… من با صراحت به جناب آقای مصباح اعلام کردم ، جناب آقای مصباح ! اجمالا به شما بگویم ، من در برابر دکتر شریعتی نقد سالم و سازنده خواهم داشت…البته شما حق ندارید همه مطالب دکتر شریعتی را برای همه مردم نقل کنید و خوراک فکری جوان های ما قرار بدهید. چنین حقی ندارید چون خطا خیلی زیاد است …
اما موضع گیری جنجالی و جنجال آفرین و تحریک دار ،که با شدت و حدّت همراه است ،به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به این بحث و این شخص و این عصر ،نتیجه عکس دارد .این نوع موضع گیری ها بسیاری از افراد را به یاد چماق های تکفیری می اندازد که در تاریخ درباره عصر تفتیش عقائد کلیسا و قرون وسطی خوانده اند و موجب می شود که زمینه های مثبت و ارزنده ی هدایت نسل جوان که امروز در دسترس دوستان علاقه مند قرار گرقته ، تباه شود و به زمینه های ضد تبدیل شود…
جناب آقای مصباح در بحثی که با ایشان کردم فرمودند من به عنوان اتمام حجت می گویم . گفتم برادر، اتمام حجت چیست؟! قبل از اتمام حجت، هدایت مطرح است. اگر هدایت آسیب دید چه اتمام حجّتی؟ من به عنوان یک فرد کارشناس این فن می گویم. اگر قرار است در روحانیت کسی به عنوان صاحب نظر در مسائل مربوط به نسل جوانِ درس خوانده در ارتباط با مذهب نام برده شود ، لااقل من که یکی از آنها هستم. عمرم را در این راه گذراندم. من به عنوان کارشناس صاحبنظر این فن می گویم این خطرناک است. “اتمام حجت” چیست ؟! می گویم این، تمام رشته های این سی- چهل سال را پنبه می کند. اتمام حجّت یعنی چه؟
چه کسی گفته است اگر ما با بیان روشنگر ، نقطه های انحرافی را بیان کنیم کافی نیست ؟ طول می کشد؟ طول بکشد. کار مفیدِ طولانی بهتر است یا کار پر خطر فوری؟ کدام یک؟ …

 |+| نوشته شده در  88/08/24ساعت   توسط حمیدرضا  | 
این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌كند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محكوم است، تقلب محكوم است. كسانی‌كه مردم را می‌زنند، فكر نكنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین كنند. اسلام به مردم یاد داده‌است كه در راه‌حق از چیزی نترسند. تصور این‌كه سركوب حلال مشكل است، اشتباه است. سركوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در كشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلكه درخواست حقوق قانونی است.

عصر روز گذشته، مهندس میرحسین موسوی به منزل مهدی كروبی رفت تا ضمن احوال‌پرسی و دل‌جویی از ایشان بابت حوادث رخ‌داده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم و به‌خصوص زنان در این روز نیز با هم گفتگویی داشته باشند.

به گزارش”كلمه” ، درابتدای این دیدار موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده توسط نیروهای لباس شخصی، در روز ۱۳‌آبان، با آقای كروبی، گفت:
«من از این حمله‌ای كه به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما، نشان‌دهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است». كروبی هم در پاسخ ضمن تشكر از این ابراز هم‌دردی، رفتار مردم را بسیار محبت‌آمیز توصیف كرد.

كروبی در ادامه گفت: ...من اعلام كردم كه روز ۱۳آبان می‌آیم. ولی هرجا هم مصاحبه كردم، گفتم كه مواظب باشید طوری رفتار كنید كه به كل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغام‌هایی آمد كه در مراسم شركت نكنید. بناست با شما برخورد شود و
صبح روز حركت هم نامه‌ای ارسال شد از یك سازمان امنیتی، مبنی بر این‌كه گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هركس مایل نیست و احساس خطر می‌كند، مرا همراهی نكند. ولی من به‌خاطر عهدی كه با مردم مبنی‌بر شركت در مراسم كرده‌ام، باید حضورپیداكنم.

كروبی ضمن غیرمتعارف خواندن تعدادی از شعارهایی كه مردم می‌دادند، گفت: «یكی از استادان روز بعد این‌جا آمد و گفت از شعارهایی كه مردم می‌دادند من بی‌اختیار اشكم درآمد. ببینید این كسانی كه مردم را كتك می‌زنند، كار را به كجا رسانده‌اند كه مردم را تحریك به شعارهای افراطی می‌كنند. من هم واقعا نمی‌دانم كه این چه خدمتی است كه این‌ها دارند به رهبری می‌كنند. خب اگر این تظاهرات مسالمت‌آمیز برگزار می‌شد، عده‌ای می‌آمدند و می‌گفتند مرگ بر آمریكا، عده دیگری هم بودند كه فریاد الله اكبر می‌دادند و همه‌چیز هم تمام می‌شد.»

مهندس موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: «وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر می‌آمدم، دیدم كه جلوی دانشگاه تهران، آن‌قدر نیرو چیده‌اند كه انگار لشگركشی شده‌است. با‌خودم گفتم اگر امروز حتی یك‌نفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشان‌دهنده قدرت جریان سبز است.»

مهندس موسوی درباره برخورد لباس‌شخصی‌ها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌كردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد كردند كه مانع خروج من شوند و با بستن درب پاركینگ، كاری كردند كه من سعادت نداشته‌باشم كه به جمع مردم بپیوندم و در این اجر معنوی شریك بشوم.»

مهندس موسوی در ادامه افزود: «
این افراد می‌خواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرت‌نمایی بكنند، ولی در نهایت این مردم بودند كه قدرت‌شان را نشان دادند. این‌ها باید حق مردم را بشناسند. شركت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم می‌آمدند و آرام شعارهایشان را هم می‌دادند. پخش فیلم‌های این رفتارهای خشونت‌آمیز و حمله به مردم و باتوم‌زدن به سروپای خانم‌ها عاقبت خوشی نخواهد داشت.»

مهندس موسوی اضافه‌كرد: «این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌كند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محكوم است، تقلب محكوم است. كسانی‌كه مردم را می‌زنند، فكر نكنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین كنند. اسلام به مردم یاد داده‌است كه در راه‌حق از چیزی نترسند. تصور این‌كه سركوب حلال مشكل است، اشتباه است. سركوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در كشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلكه درخواست حقوق قانونی است.»

موسوی افزود: «
شعارهای ساختارشكنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است كه با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌كنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شكستن سنت‌های مرسوم جامعه ماست.»

موسوی گفت: «راه‌سبز، سركوب را محكوم می‌كند و خود نیز گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند كه سلاح ما، شعارهای مسالمت‌آمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را می‌خواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را می‌خواهیم. ما تضمین انتخابات‌های سالم را می‌خواهیم. ما تامین آزادی‌های مطبوعات و رسانه‌ها و آزادی عقیده و بیان را می‌خواهیم. اسلام دین منطق است. دین شكستن قلم‌ها و بستن فله‌ای روزنامه‌ها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگ‌ها را دارند. امروز هم گرچه مورد حمله قرار می‌گیرند، می‌دانند كه قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاح‌های گوناگون غلبه خواهد كرد.»

مهندس موسوی اضافه كرد: « علی‌رغم این صف‌آرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراكندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای كشور، نشان می‌دهد كه حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلكه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده كشور است.»


 

 |+| نوشته شده در  88/08/23ساعت   توسط حمیدرضا  | 
 
  بالا