تبليغاتX





Powered by WebGozar

چو ایران مباشد تن من مباد
 
چو ایران مباشد تن من مباد
 
 
ای ایران ای مرز پرگهر
 
بر اساس گزارش جدید صندوق بین المللی پول ، ایران رتبه اول را در آمار مهاجرت نخبگان از میان 91 کشور در حال توسعه یا توسعه نیافته دنیا کسب کرده است .

صندوق بین‌المللی پول در این مورد گزارش داده است که سالانه حدود 180 هزار ایرانی تحصیلکرده به امید زندگی و یافتن موقعیت های شغلی بهتر از کشور خارج می‌شوند . این صندوق بین المللی در گزارش خود می افزاید که رقم خروج حدود 180 هزار نخبه تحصیلکرده از ایران ، به معنی خروج سالانه 50 میلیارد دلار ارز از کشور است .

طبق این آمار هم‌اکنون بیش از 250 هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال 87 روزانه 3/2 نفر با مدرک دکترا، 15 نفر با مدرک کارشناسی ارشد، و صدها نفر با مدرک کارشناسی از کشور مهاجرت کرده اند .

این آمارها ی تکان دهنده - که واقعا فاجعه آمیز است - باید خواب را از چشم مدیران دولتی و مسئولان عالی رتبه کشور برباید و " هم وغم " آنها این باشد که با برنامه ریزی اصولی و ایجاد فضایی مناسب زندگی در کشور جلوی این روند بنیان بر افکن مهاجرت نخبگان را بگیرند و یا لااقل شیب صعودی مهاجرت نخبگان و تحصیلکردگان را کند کنند .

باید توجه داشت که مهاجرت هر نخبه تحصیلکرده از کشور به معنای بر باد دادن فرصت های توسعه ملی است و کشور را تبدیل به کارگاه مجانی تربیت نیروی انسانی متخصص برای کشورهای توسعه یافته دنیا می کند .

اگر آمار صندوق بین المللی پول درباره زیان 50 میلیارد دلاری فرار نخبگان از کشور درست باشد باید گفت که سالانه از روند مهاجرت نخبگان از کشور تقریباً معادل درآمد فروش نفت ، زیان مالی و اقتصادی متحمل می شویم .

این آمار تکان دهنده ضرورت توجه ویژه مسئولان را به موضوع را می طلبد و به نظر می رسد برای جلوگیری از زیان های مترتب بر پدیده فرار مغزها باید کمیته ویژه یا ستاد بحرانی با حضور مسئولان عالی رتبه دولتی و کارشناسان خبره تشکیل شود .

البته امید است که این ستاد بحران صرفا محملی برای دریافت حقوق و مزایای برخی مدیران ناکارآمد دولتی نشود و این ستاد واقعا با حس وطن دوستی و احساس دفاع از منافع ملی کشور راهکارهایی را برای مقابله با پدیده فرار مغزها اندیشیده و به مورد اجرا بگذارد .

مخلص کلام اینکه ، امسال از سوی مقام رهبری با نام " اصلاح الگوی مصرف " نامگذاری شده است و گمان نمی رود که زیان های وارده از ناحیه فرار مغزها قابل مقایسه با ضررهای مصرف بالای آب و برق و سوخت و.... باشد . بنابراین اگر از این زاویه به موضوع نگریسته شود باید در سال اصلاح الگوی مصرف جلوگیری از زیان های ناشی از پدیده مهاجرت نخبگان از کشور در صدر برنامه ریزی های ملی نظام قرار گیرد .

 |+| نوشته شده در  88/08/17ساعت   توسط حمیدرضا  | 
به نام خالق زیبایی ها

سلام به محضر رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

پدرعزیز ، برای اولین بار در تاریخ سی ساله عمر انقلاب ، و در مراسم روز قدس و سیزده آبان امسال ، نه اسراییل از ما ترسید و نه آمریکا ، و البته کشوری که بسیار ترسید ، کشور خود ما بود . با آنهمه تسلیحات رسمی و غیر رسمی که برای مقابله احتمالی مردم معترض به خیابانها آورده بودیم . این هشداری است برای همه ما که خواهان فردایی بهتر و شایسته تر برای این نظامیم .

در این میان ، یک رخداد حتمی ، پای مارا به مخاطراتی گشوده است که برون رفت از آنها ، تنها و تنها به تدبیر مدبرانه شما بستگی دارد . این تنها شمایید که می توانید کشور را از این بن بست ویرانگر بدرآورید و همه را که در نابجای خود قرار گرفته اند ، سرجای خود بنشانید . من راز این تنگناها را از باب دوستی که درگوشه ای از مواضع فرهنگی کشور به کار مشغول است با شما می گویم و امید این دارم که با عنایت به شجاعت شورانگیزتان و دوراندیشی نافذتان ، سرگشتگی مردم را به حلاوت حضوری مجدد و یکپارچه بدل فرمایید .

کلید راز اشاره شده را ، من در جابجایی دوست و دشمن می دانم . و می گویم : از مدتها پیش به این طرف ، دو مولفه دوست و دشمن ، نه در خارج از کشور ، که در همین داخل نظام ، جابجا شده اند . و شما و ما را همین معمای پیچ در پیچ ، به خطای محاسباتی در انداخته است . تلاش من در این نوشته مشفقانه ، چیزی نیست الا واگشایی این سر سربسته .

تعریف دوست را باهم مرور می کنیم : دوست ما کسی ست که معتقد به باورهای دینی محکم باشد . سابقه درست و پاکی در برپایی و تداوم انقلاب داشته باشد . فراتر از بند بند قانون اساسی ، در عالیترین وجه ممکن ، فدایی نظام باشد . متخصص باشد . کاردان و مدیر باشد . و همیشه گوش به زنگ هرماموریتی برای برداشتن سنگی از پیش پای نظام باشد . درستکار باشد . دست کجی نداشته باشد .
برای ما ، دوستی این فرد باهمین مختصات ، و یا حتی با بخشی از آنها ثابت می شود .

اما دشمنان ما در داخل کیانند ؟ آنان که از توفیق و سربلندی و ظهور یک به یک شایستگی های ما رنج می برند . با اجنبی ها سرو سری دارند . یا اگر ندارند ، محصول رفتار و عملکردشان به سود اجانب و دشمنان خارجی ماست . سنگ انداز و تلخ گوی و آب زیرکاهند . از هیچ اقدامی چه آشکارا و چه در خفا برای آسیب زدن به ما و نظام ما دریغ نمی کنند . آرزویشان فروپاشی مقدرات فعلی نظام است و جایگزینی مقدرات دشمن پسند . خیرخواهی شان مزورانه و انتقادشان زهرآلود است .
با احتساب یک چنین رفتارهایی ست که شناسایی دشمنان ما ممکن می شود .

سئوال این که : اگر دوستان و دوستداران ما این بودند ، و دشمنان ما این ، تشخیصشان به یک مطالعه ممکن بود و تکلیف مارا در مراوده با آنان روشن می ساخت . متاسفانه گرفتاری این سالهای ما ، ای عزیز ، درهمین است که به همین مختصات ظاهری بسنده کرده ایم و بحساب خود ، دوست را در جای خود نشانده ایم و دشمن را درجای خود . و با همین شاخصه های بدیهی ، یکی را نواخته ایم و دیگری را رانده ایم .

ولابد با عملی کردن این فرمول متداول ، کارها باید سامان می یافت . چرا که در محاسبات ما ، دست دوست گشاده بود و دست دشمن بسته . دوستان را برمقدرات کشور تفوق بخشوده بودیم و دشمنان را به هزارتوی هول وهراس در انداخته بودیم . پس چه فتنه ای در اختفای جامعه ما به تولید و باز پروری اینهمه آسیب و خطا مشغول بوده است که این همه کاستی و نابخردی و پس رفت ما را احاطه کرده است ؟ از اعتیاد فراگیر تا مصرف بی واهمه ، تا بی کاری آزار دهنده ، تا هدر دادن ثروتها ، تا سرگردانی مدیریتی ، تاظهور نهضتی به اسم ریاکاری ، تا یاس و دلمردگی ؟ غفلت ما به کجا مربوط بوده است ؟ از کدامین روزنه ناغافل ، و از دیرزمان ، برما زخم می باریده است ؟ ما که به صورت ظاهر همه تمهیدات و هوشمندی ها را بکار بسته بودیم و آیین دوست نوازی و دشمن ستیزی را نیک می دانسته ایم ؟ پس چرا ، و از کجا این آسیب های بناگاه بر ما باریده اند و چهره ما و نظام مارا خراشیده اند ؟ خواهم گفت :

پدرگرامی :
یک اشتباه عملیاتی ، و یک خطای معرفتی ، از همان روزهای نخستین به جان ما در افتاد و ما را فریفت و روز به روز بنیان ما سست کرد و بنیان خود استحکام بخشید . اشتباه ما آن بود که به خیال خود منافقین تابلودار را از کشور راندیم و با راندن آنها ، نگرانی مان از نفاق داخلی برطرف شد . اما به این نیندیشیدیم که فروبردن آحاد جامعه به آغوش اسلامی که در ظاهر متوقف است ، ما را به ذات دین خدا راه نمی برد . به ریش و تسبیح فردی نمره دادیم و از کراوات و ادکلن دیگری نمره کاستیم . و با همین قیاس ، جامعه را به اندرون بلوایی از ریاکاری ترغیب کردیم .

اشتباه ممتد ما این بود که به چاپلوسی دوستان ریاکار خود ، بیش از نقد مشفقانه دوستان دیگر خود بها دادیم . و دراین داد و ستد ، دوستان چاپلوس ، فرصت بیشتری برای همنشینی با ما یافتند و دوستان منتقد ، بخاطر همان تلخی ناخواسته سخنشان ، از گردونه رفاقت ما دور افتادند . و حال آنکه خود می دانستیم : جامعه ای که نقد منصفانه را از خود دریغ کند ، حکمت رشد را از خویش دریغ کرده است . و این بود که : آثار انشقاق در میان دوستان ما رخ داد .

و اینگونه شد که : آدمهای زیرک ، رگ خواب ما را کشف کردند و با نفوذ در باورهای ظاهرپسند ما ، به موقعیت هایی دست یافتند که هرگز در اندازه و لیاقتشان نبود . من برای این که از کلی گویی پرهیز کرده باشم ، ناگزیر از بیان مصداق و مثالم . و از آنجا که خود ما در این سی سال عمر انقلاب ُ بسیاری از آبروها را برده ایم و بر بسیاری از چهره های خدوم خود تیغ کشیده ایم ، گمان نمی کنم اسم بردن این چند نفری که عملکردشان در منظر همه ما بوده است ، ارکان استوار الهی را به تزلزل اندازد . کدام چند نفر ؟

امروز افرادی چون آقایان حداد عادل ، سعید مرتضوی ، حسین شریعتمداری ، صادق محصولی ، محمد جواد لاریجانی ، و محمد حسین صفار هرندی ، با عنایت به همان تعریفی که ما از دوست برای خود آراسته ایم ، دوستان مایند و برای خود ارج و قربی دارند و برو بیایی . که اولی ، تمثیلی از وفاق عالمانه حوزه و دانشگاه ، دومی : جوانی و عدل ، سومی : ذکاوت و تیزبینی ، چهارمی : شمیت اقتصادی ، پنجمی : کیاست و سیاست ، و ششمی : نمونه ای از یک فرد نظامی معتقد و فرهنگی است . که با کمی صرف وقت ، می توان خصوصیات مشترک فراوانی نیز براین خصیصه ها افزود . من نخواستم برای اثبات نکته ای که خواهم گفت ، فهرست مطولی از نام این قبیل دوستان را فراهم آورم . که اگر اینگونه بود ، بایستی نام برخی از روحانیان، بخصوص امامان جمعه ای را که در نامه نخست بدانها اشاره کرده ام نیز می آوردم .

اگر صریح و صمیمی ، آنسوی چهره این دوستان را ورق بزنیم ، می بینیم آقای حداد عادل ، تمثیلی از علم متوقف است . دوستی که با همه دارایی های علمی اش ، کمتر به ذات علم مراجعه می کند . تمایل بیشترش به این است که همچنان چهره ای خواستنی باقی بماند . ورود ایشان به مجلس ، این تمایل را با ضرورتی دیگر آمیخت . این که می شود با ابطال صندوقهای رای به مجلس راه یافت و بعدها ، در مقام نماینده مردم ، هرگز نگران ابطال صندوقی ، حتی یک صندوق ، نشد ، و همچنان چهره ای خواستنی باقی ماند . آقای حداد عادل ، از نردبان علم بالا رفته است اما از آنجا نه به ذات علم که به بام تاویل در آمده است . مردم در نگاه وی ، که نماینده همه مردم ایران است ، به بازتعریف موکدی نیازمند است . به زعم ایشان می شود از میان ازدحام مردمان ، انگشت بدرآورد و به یکی درآن میان اشاره کرد که : تو بیا جلو! مابقی بروند سرکار خودشان . و این به خیال ایشان یعنی مردم . توقف علم مگر تعریف دیگری نیز می تواند داشته باشد ؟


آقای سعید مرتضوی ، درعین جوانی ، نشان داد : خوف بزرگان دینی ما از ورود به عرصه قضاوت ، خوف بیجایی بوده است . این جوان ، بخوبی نشان داد که اگر بازی سیاست برای خود قواعدی دارد ، بازی با عدل به قاعده خاصی متمایل نیست . وی با عدلی که به صحنه آورد ، نشان داد که می توان تعریف متفاوتی برای آبرو خلق کرد ، و لباس حق را درآورد و برتن ناحق کرد و بالعکس . ایشان با همین جوانی ، نشان داد که بدل عدالت علوی را می توان بگونه ای که نیازهای ما را اجابت کند به صحنه آورد ، و اصل آن را به همان دوره خود حضرت علی احاله داد . در این خصوص ، بد نیست شمه ای از رویه های عدالت گستری آقای مرتضوی را از آقای ذاکانی ، دوست دیگر ما در مجلس شورای اسلامی بپرسید تا مسیر ضربه های ناغافلی که نظام می خورده است برشما عیان شود . ضربه هایی که هیچ رد پایی از آمریکا و اسراییل درآنها مشاهده نمی شود .

هیچ احدالناسی در دوستی آقای شریعتمداری و علاقه وافرش به نظام و شخص حضرتعالی تردید ندارد . آقای شریعتمداری ، تمثیل دوستی است که با اطمینان می گویم : به اشتباه ، به عرصه مطبوعات راه یافته است . تخصص و علقه محوری او حوزه غلیظ مسائل امنیتی است . ما در جهاد سازندگی همکاری داشتیم که مدعی بود همه بیماری ها را می شود با عسل مداوا کرد . کارش کندو داری و تولید عسل بود . از آیات قرآن و فرازهای نهج البلاغه مستنداتی برآورده بود و هرسخن محفلی را که در آن بود ، به عسل و به فواید ناشناخته عسل بند می کرد . بی معطلی برای زخم پا و درد حاملگی و آپاندیس حاضرین ، عسل تجویز می کرد و عجبا که کمترین تردیدی را در درستی تشخیص خود تحمل نمی کرد و مخالفان خود را به کج فهمی از قرآن و نهج البلاغه اشارت می داد . دوست ما آقای شریعتمداری نیز چنین است . تا به حدی که من بعید می دانم وقتی او به یک شاخه گل نگاه می کند ، آن گل را نروییده از گور یک منافق مزدور ، و یا از غبار یک پیامبرسلف نداند . آقای شریعتمداری به برکت همین روحیه نافذش ، بسیاری از منتقدان صادق نظام و شما را یا از هستی ساقط کرده یا آبرویشان برده یا مردمانی را که می توانسته اند هنوز دوست و دوستدار نظام باشند ، به دشمنی قسم خورده بدل کرده است . وی از رنجاندن مردم ، و به زعم خود : آنانی که دشمنان نظامند ، به لذت ژرفی مبتلا می شود . آنچنان دو دست خود از هم واگشوده وسینه سپر کرده و از شما دفاع می کند که همه بیندیشند تنها مجاهد ناب و خالص ولایت هموست و لاغیر . و حال آنکه به زعم من ، او به تناول همان لذت مورد اشاره مشغول است و اسمش را دفاع از ولایت نام نهاده است .

دوست دیگر نظام ما ، آقای صادق محصولی ، تمثیلی از همان کسانی است که در لباس دوست ، بی آنکه نفاق آشکاری در کارشان باشد ، و بی آنکه آیات قرآن از کلامشان فاصله بگیرد ، و بی آنکه حفظ نظام از واجباتشان حذف شود ، با زیرکی به بدنه رفاقت های مدیریتی راه یافته و اکنون به برکت همان رفاقتی که مردم ما از آن بی نصیب اند ، به ثروت هنگفتی دست یافته اند . بطوری که این کسب ثروت ، بهیچوجه به شم اقتصادی آنان مربوط و مدیون نیست ، بلکه هرچه باد برای ایشان آورده ، از ناحیه همان رفاقت های همجواری است . رفاقتی که فردی ضعیف را در بزنگاهی ضروری از اختفای مورد علاقه اش بدر بیاورد و وزیر کشورش کند و بعد از پایان آن ضرورت ، به همان اختفای مالوفش باز فرستد . امثال آقای محصولی ، در فهرست دوستان نظام ما فراوانند . اینان در هر منصبی که قرار گیرند ، بدلیل همان برکات همجواری ، دست و دندان به ریشه اقتصاد کشور می برند و بنیان اعتماد مردم به نظام را ترمیم می کنند و برای شما و ما و نظام ، آبرو و رشد و توسعه کشور را بنحوی که خود مشتاقند تعریف می کنند .

آقای محمد جواد اردشیر لاریجانی ، نمونه ای از کسانی است که از موضع یک دوستدار خالص نظام ، فقر نظام را در حوزه فهم سیاسی می دانند . و به هر مناسبت ، سخنان درشت می گویند تا درشتی آن سخن ، به تقویت فهم سیاسی نظام انجامد . و حال آنکه اینان با ابراز همان سخنان درشت و بی مغز ، هوش و خرد ترک خورده خود را پوشش می دهند . تمثیل کسانی که به جای سیاستمداری ، سیاست ورزی می کنند . اینان با اعتنا به پشتوانه خانوادگی ، و نه دانش و تخصصی که بایست می داشته اند ، برمنصب های کلیدی کشور می نشینند و در حاشیه های همان مناصب ، و در فربه کردن کارهای مورد تعلق خود ، برای نظام مجاهده می کنند . حفظ نظام برای اینان از آن روی واجب است که اگر ورق برگردد ، جایی برای ابراز آن سخنان درشت اما بی مخاطب خود سراغ ندارند . این دوستان ، استاد هدر دادن فرصت های بی بازگشت کشورند . استاد دشمن تراشی های بین المللی . و استاد تحلیل هایی که در آنها ریزش دوستان بین المللی ، مطلوبتر از کاستن دشمنی های بین المللی است . داستان دوستان و دشمنان داخلی برای اینان جای خود دارد .

آقای صفار هرندی شاید به زعم من ، بلحاظ فردی از همه اینها پاکتر و ناب تر باشد . اما او تمثیلی از کسانی است که باوجود اصلح ، خود را صالح تر می دانند . مسئولیتی را که شایسته اش نیستند فی الفور می پذیرند . و با علم به این که می دانند اداره وزارتخانه ای مثل ارشاد اسلامی به تخصص های ویژه محتاج است ، به امید یاوری خدای متعال و ائمه معصومین و توکل به همه خوبان خدا ، یک یاعلی ای می گویند و وارد کار می شوند . و هرچه که از ماههای مسئولیت شان می گذرد ، آنان را همچنان برخوردار از عنایات آشکار و پنهان الهی می بینید . ضایعات ، به دلیل بلد نبودن کاری که انجامش را پذیرفته اند ، از پس و پیش مسئولیتشان فوران می کند اما اینان به سمت دیگری صورت برمی گردانند که : اسم اینها ضایعه نیست ، بلکه خدمت است و اجانب و دگر اندیشان اسمش را ضایعه نهاده اند . شاید یکی از علت های فرار فرهیختگان و هنرمندان از مجامع مربوط به نظام ، همین قرار گرفتن آدمهای غیرکارشناس برمصدرهایی باشد که شدیدا کارشناس می طلبند. شما را به نشست اخیرتان با دانشگاهیان ارجاع می دهم . مشاهده فرمودید با هر فراز سخن آن جوان دانشجو - که از شخص شما انتقاد داشت - حاضرین چگونه او را تایید می کردند ؟ این یعنی این که : جسم دانشگاهیان را نزد شما آورده بودند اما روحشان در جای دیگر بود . امثال آقای صفار هرندی ، جسم پروران این سالهای پس از پیروزی انقلابند .

پدرگرامی :
این دوستان ، هرروز صبح ، بهنگام خروج از خانه ، روبه آسمان می کنند و با خلوص تمام رضایت خدا را از دل می گذرانند و با زمزمه آیه الکرسی اشکی برچشم جاری می کنند . صورت ظاهرشان آنچنان با معارف و معروفات دینی آراسته است که کمترین تردیدی را در دوستی آنان نمی توان باور کرد . و من معترفم اینان در هر مصداقی از مظاهر دینی خود، صمیمی و صادق اند . خیال ویرانی نظام را نه به خود ، که به هفت پشت خود نیز ربط نمی دهند . اما متاسفانه هرروز که می گذرد ، از پس و پیش رفتار اینان ، که بسیار نیز صادقانه صورت می پذیرد ، فتنه های درشت و ریز سامان می گیرد و به پروپای نظام می پیچد . این دوستان ، نشانه دیگری نیز دارند . و آن این که : مطلقا از تماشای فلاکت مردمان خود ، گزشی در خود احساس نمی کنند . مثلا از دقیق ترین آمار میزان اعتیاد جوانان کشورشان مطلع اند اما دانستن این آمار برای اینان با ندانستنش یکی است . و حال آنکه اینان با دانستن این ارقام خوفناک ، به دلیل دوستی ریشه داری که با نظام دارند ، باید پوست خود می دریده اند

در این سی سالی که از عمرانقلاب می گذرد ، بخشی از نگرانی های ما به این بوده است که : ما از کجا زخم می خوریم ؟ از کجا باران بلا برما می بارد ؟ ما که منافذ ورود دشمن را بسته ایم و عواملش را به وادی هول وهراس و خروج از کشور در انداخته ایم ، همه امکانات مالی و موقعیت های ملی را از آنان دریغ کرده ایم ، پس از کجاست که مرتب ضربه می خوریم ؟ چرا آمار اعیتاد در کشور ما رتبه اول جهانی را دارد؟ چرا بیشترین مصرفها را داریم ؟ و بیشترین ضایعات را ؟ و بیشترین هدر دادن ثروت های ملی متعلق به نسلهای نیامده را ؟ پس دوستان ما چه می کنند ؟ آنان که همه اختیارات کشور با آنان است ؟ دوستانی که ذکر اسما و صفات خدا از زبانشان نمی افتد و بوقت نماز به سمت سجده ای ناب و خالص و شورانگیز شتاب می کنند ؟

اعتقاد من بعنوان فردی از آحاد این مردم ، به این است که : ما و نظام ما و بخصوص حضرت شما ، از ناحیه همین دوستان است که ضربه خورده و می خوریم . دوستانی که با تعلقات مخصوص بخود در اطراف شما و نظام ما مجتمع شده اند . شناسی نتیجه عملکرد اینان بسیار ساده است . بیایید و در یک امتحان پنهانی ، این دوستان را که گزیده ای از دوستان هم طیف اند ، و بعنوان مثال ، همین آقای شریعتمداری را در خلوت به نزد خود فرا بخوانید و از آنها بپرسید در این مدت مسئولیتشان ، چه تعداد ایرانی و غیر ایرانی بی تفاوت و مدعی و معاند را به دوستی با نظام ترغیب کرده اند ؟ و حتی از آنان بخواهید دست یک نفر را بگیرند و نزد شما بیاورند و بگویند : ما این یک نفر را از دور دست ها به جانبداری از نظام آورده ایم . من با اطمینان به شما عرض می کنم که اینان ، هرگز به آن یک نفر دست نخواهند یافت . البته من اینها را هوشمند تر از این می دانم که شما و مارا به یک مجلس سینه زنی مذهبی احاله دهند که : اینانند مشتاقان ما . و بعد ، از آنها بپرسید به موازات این جذبی که حتما هیچ اندر هیچ است ، چه تعداد از دوستان همراه و منتقد و دوستدار نظام را به ضرب تهمت ها و رانش های سخیف غیر اسلامی ، به سمت دشمنان رانده ، و یا به وادی بی تفاوتی در انداخته اند ؟

نامه نخست مرا نمی دانم مطالعه فرمودید یا نه ، اگر چه می دانم عده ای از همین دوستان مورد اشاره در اطراف شمایند و چه بسا خواستشان با خواست شما یکی نباشد و آن نامه را از چشم مبارک شما دور داشته باشند . اما باور کنید من گاه شما را در خیال خود نشانده ام در میانه ازدحامی از این دوستان که نمونه ای از آنان را اسم بردم . و شرمنده ام که بگویم : شما را درآن جمع پرهای وهوی تنها می بینم . جمعی که با هر سخن شما سر به تایید تکان می دهند و در دل ، حوایج خاص خود را مرور می کنند . و گاه به سخن احساسی شما شورشی می آفرینند و اشک می ریزند و هوار می کشند اما خوب که نگاهشان می کنی می بینی درست همان کاری را می کنند که ما در این سی سال انقلاب آموزششان داده ایم و ریاکاری شان را به نرخی گزاف ، قیمت گزاری کرده ایم .

من در اینجای سخن ، و در نقطه مقابل ، دوستانه و مشفقانه ، از دوستان دیگری اسم می برم که برای نظام ، و برای شخص شما ، و برای شخص شما ، وبرای شخص شما ، و برای شخص شما ، آنهم در بحرانی ترین روزهای عمر انقلاب ، یک گشتی در کل کشورمان زدند و میلیونها ایرانی رمیده و پشت کرده به نظام وحتی معاندین داخلی و خارجی را در شورانگیزترین وجه ممکن ، به پای رکاب شما باز آوردند : آقایان میر حسین موسوی ، سید محمد خاتمی ، و مهدی کروبی . صمیمانه می گویم : دوستان واقعی نظام و شما وما ، اینانند !

این سه تن ، دوستان واقعی مایند که برای نظام و شخص شما اقتدار خواسته و می خواهند و به آن نیز عمل کرده اند . در عوض ، همان دوستان دیرین ، بخاطر بخطر افتادن متعلقاتشان ، از اینان دیوی ساخته اند که تنها خود از آن می هراسند . داستان غمبار روز قدس و روز سیزده آبان امسال ، که نظام با همه تجهیزات نظامی خود به مراقبت از مردم خود تجهیز شده بود ، و حوادث جانبی آن ، نتیجه ضربات پنهان کسانی است که مجملی از عملکردشان را به اختصار شرح دادم . تمنای ما این است که : شخصا ، این سه تن دوستان واقعی خود را فرابخوانید و با مشورت با آنان ، براین زخم سرواکرده مرهم گذارید .
والسلام

فرزند شما : محمد نوری زاد

پانزدهم آبانماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

 |+| نوشته شده در  88/08/16ساعت   توسط حمیدرضا  | 
«ایشان برخلاف قوانین بین المللی دنیا عمل کرده‌است: دنبال این معنی که مردم آرام گفتند ما شما را نمی‌خواهیم، چماقدار کشیده، ارتشش را و - نمی‌دانم - قوای انتظامی اش و همه را وادار کرده به اینکه مردم را بزنند، و به اسم مثلا چماق به دستها و...بیایند توی راه، توی شهرها بگویند «جاوید شاه»! خوب این معنا واقع شده‌است که مردم آرام گفتند نه، و ایشان کتک زده مردم را، ایشان کشته از مردم، ایشان خانه‌های مردم ریخته، با مسلسل توی خانه‌ها هم حمله كردند..... این همه وحشیگری را کردند؛ شما می‌فرمایید که بعد از همه این وحشیگری‌ها شما ایشان را بازپشتیبانی کردید و می‌گویید آنهایی که می‌گویند که چرا این کارها می‌شود، آنهایی که تظاهر آرام کردند، آنها خلاف می‌گویند! اینها میزان ندارد حرفهایشان ! حرف ما این است، حرف شما آن است، کدام میزان ندارد؟ هر عاقلی بشنود این دوتا را، کدام را می‌گوید بی میزان است؟
میزان حقوق بشری است که حقوق بشر می‌گوید که همه افراد یک ملتی آزادند در اینکه عقاید خودشان را بگویند، در اینکه سرنوشت خودشان را خودشان تعیین بکنند؛ مردم ایران این را می‌گویند، شما خلاف این را می‌گویید، کدام یکی مطابق میزان است؟ کدام ما بی میزان صحبت می‌کنیم؟!

شما می‌گویید که شماها مردم را به کشتن دادید! معاویه هم همین حرف را می‌زد، منتها او حرفش منطقی تر از شمابود.
معاویه هم می‌گفت که حضرت امیر او را فرستاده جنگ، وقتی فرستاد جنگ ماکشتیمش ؛ پس او کشته‌است. مثل اینکه یک مظلومی توی راه بیاید و داد بزند از ظلم یک کسی، او بکشدش و بعد بگوید نه، این مظلوم خودش خودکشی کرده برای اینکه خوب چرا داد کرد؟! مردم ایران چرا فریاد می‌زنند؟! بگذار هرچه توسری دارند بخورند و فریاد نکنند! آقای کارتر این را می‌فرمایند که هرچه توی سرتان زدند، هر کاری کردنداینها، شما حرف نزنید برای اینکه اگر حرف بزنید کشته می‌شوید! پس خودتان، خودتان را به کشتن دادید!
این صحیح است که یک ملتی سی میلیونی، سی و چند میلیونی کتک بخورد، خیانت ببیند، جنایت ببیند، سلب آزادیها را ببیند، اختناقها را ببیند، اگر صدایش درآمد که آقا چرا توی سر من می‌زنی، می‌کشند او را؟! پس این تقصیر خودش است که می‌گوید چرا! این منطق آقا است! ما منطق و میزان داریم نه کارتر!» منبع: سید روح‌الله خمینی، صحیفهٔ امام، جلد پنجم، صفحهٔ ۲۴۷ تا ۲۴۸، به تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۵۷

 |+| نوشته شده در  88/08/15ساعت   توسط حمیدرضا  | 
تظاهرات خونین 17 شهریور تهران 308 کشته و مجروح داشت: همانطور که طی اعلامیه دولت به استحضار عموم رسید، به منظور جلوگیری از خونریزی و تظاهرات غیرقانونی و به منظور حراست از وجودیت ملی و جان و مال افراد ملت، مقررات فرمانداری نظامی در بعضی از شهرهای کشور از ساعت 6 بامداد 1357/6/17 برقرار شد. معذالک امروز صبح در میان تظاهر کنندگان تعدادی معلوم الحال که روشن است با پول و نقشه خارجی عمل کرده، با مواد آتش زا به نام کوکتل مولوتف و کارد و چاقو در نواحی مختلف شهر به تعرض به جان و مال مردم پرداخته و چندین محل را به آتش کشیدند. متاسفانه طبق آماری که از بیمارستان های مختلف رسیده، این وقایع 58 کشته و 205 مجروح داشته است.
منبع:اطلاعات 80 سال، جلد اول(1357- 1304)، صفحهء348.
 |+| نوشته شده در  88/08/14ساعت   توسط حمیدرضا  | 
سلام امام هشتم!

راستش اول می خواستم به جای نامه نوشتن، دعا کنم. بعد دیدم مشکل پیدا می کند! دعاها را اخیرا باید با مسئولین ذی ربط هماهنگ کرد اما چون مکان یا مرجع خاصی از طریق رسانه های عمومی اعلام نشده بود، به نتیجه نرسیدیم. بعد گفتم خوب ایرادی ندارد، اول به محضرت دعا می کنم بعد زنگ می زنم 110 بیایند مرا بگیرند یا اصلا دعایم که تمام شد می روم کلانتری محل، خودم را معرفی می کنم! تازه جو مرا گرفته بود می خواستم مسئولیت یکی دو دعا را به عهده بگیرم... اما بعد گفتم چه کاریست. به جای دعا، نامه می نویسم خدمت شما و نوشتم و شد این:

سلام آقا جان. حال ما خوب است. هیچ مشکلی نیست. به هیچ مسئله ای هم اعتراض نداریم! فقط یک مقدار آنفلانزا مردم را نگران کرده بود که آن هم چندان همه گیر نشد و دیگر همه در عیش و خوشی به سرمی برند. البته این «همه» که می گویم شامل ما روزنامه نگارها نمی شود. شامل دانشجوها نمی شود. شامل مردمی که این روزها بیشتر از خط فارسی به خط فقر چیز می نویسند نمی شود. شامل ... شامل عبدالله مومنی یا احمد زیدآبادی یا محبوبه حقیقی و ... نمی شود. آقا جان حال ما خوب است. هیچ مشکل یا اعتراضی نداریم! اصلا نمی خواهیم بیاییم مزاحمت بشویم. سرمان را بچسبانیم به پولاد پنجره ات و بگوییم چرا تمام ماشین های خطی تهران، رفت و برگشت کار می کنند اما خطی های اوین فقط رفت دارند؟! البته خدا خیرشان بدهد کرایه نمی گیرند!

آقا جان حال ما خوب است. با طرح جر خوردگی اقتصادی (هدفمند کردن یارانه های سابق!) حال ما خوب است. با بسته شدن روزنامه ها حال ما خوب است. با ممنوع الخروج شدن آدم های جورواجور حال ما خوب است. با بازداشت شدن وسط دعای کمیل حال ما خو است. با چندین ماه بلاتکلیفی در زندان حال ما خوب است. آقا جان حال ما را بگیر!

آقا جان جسارتا نمی دانم شما این روزنامه های طرفدار احمدی نژاد (رئیس دولت بعد از نهم) را می خوانی یا نه. اگر می خوانی به ما بگو اینها اخبار مربوط به کدام کشور را دارند چاپ می کنند، ما را هم ببرند آنجا قربانت بشوم

یا امام رضا ، یا ضامن آهو، فکر کن ما هم آهویت. اصلا ما گاوت!! به قول آن فیلم مهرجویی «به داد گاوت برس. می خوان گاوتو بندازن تو چاه. می خوان گاوتو بکشن. به داد گاوت برس»

آقا جان، تا این یکی جرم نشده بیاییم وضو بگیریم دو رکعت نماز حاجت بخوانیم و بگوییم نه اینکه دست ما را بگیر، که همیشه گرفته ای، دست ما را ول نکن.

ای امام غریب و تنها، تو بهتر از همه می دانی تنهایی چقدر سخت است.عده ای معلوم الحال که هی زرپ زرپ ماهیت آمریکایی شان را آشکار می کنند هم معتقدند 120 روز در انفرادی بودن شاید یک کمی احتمالا احیانا سخت باشد! می دانم که فراموششان نمی کنی. می دانم که فراموشمان نمی کنی.

راستی آقا جان روده درازی کردم یادم رفت بگویم تولدت مبارک! می خواستیم کیک بخریم بیاییم خدمتت. به دوستان سپردیم اما آنها کیک خریدند رفتند پشت در اوین! تقصیر خودشان نیست این دیگر عادت شده!

آقا جان حال ما خوب است. در مملکتی که تو هستی حتی اگر حال ما خوب نباشد بالاخره روزی خواهد آمد که خوب شود! آقا جان، امام رضا جان، ای عزیز فاطمه (س)، حول حالنا الی احسن الحال


ابراهیم رها

 |+| نوشته شده در  88/08/14ساعت   توسط حمیدرضا  | 
دانلود با فرمت flv در 16 قسمت، هر کدام به حجم 20 مگابایت

http://www.4shared.com/file/14593387...compart01.html
http://www.4shared.com/file/14593793...compart02.html
http://www.4shared.com/file/14594190...compart03.html
http://www.4shared.com/file/14594533...compart04.html
http://www.4shared.com/file/14594877...compart05.html
http://www.4shared.com/file/14595197...compart06.html
http://www.4shared.com/file/14595582...compart07.html
http://www.4shared.com/file/14595934...compart08.html
http://www.4shared.com/file/14596264...compart09.html
http://www.4shared.com/file/14596602...compart10.html
http://www.4shared.com/file/14596995...compart11.html
http://www.4shared.com/file/14597368...compart12.html
http://www.4shared.com/file/14597812...compart13.html
http://www.4shared.com/file/14598210...compart14.html
http://www.4shared.com/file/14598570...compart15.html
http://www.4shared.com/file/14598930...compart16.html

دانلود کل فیلم با فرمت 3gp ، به حجم 32 مگابایت

http://www.4shared.com/file/14151018...gfacom3gp.html

این فیلم به مدت حدود 51 دقیقه و در مورد وقایع پس از انتخابات به صورت مستند ساخته شده است.

به گفته سازندگان فیلم، بهتر است که بیماران قلبی این فیلم رو نبینند. چون واقعا صحنه های متاثر کننده ای دارد.

 |+| نوشته شده در  88/08/12ساعت   توسط حمیدرضا  | 
در حالی كه محمود احمدی‌نژاد در سال 58 در واكنش به پیشنهاد تسخیر سفارت آمریكا با این اقدام مخالفت كرده و می‌گفت "اگر بنا به تسخیر است، سفارت شوروی واجب‌تر است"، اكنون روزنامه‌های حامی دولت مدعی شده‌اند مخالفان احمدی‌نژاد به دنبال تجمع مقابل سفارت روسیه در روز 13 آبان هستند؛ هرچند هیچ منبع رسمی مخالفان دولت آن را تأیید نكرده است.

از سوی دیگر چهره‌هایی چون محسن میردامادی و محسن امین‌زاده، از عناصر فعال در تسخیر سفارت آمریكا از 4 ماه پیش تا كنون در بازداشت به سر می‌برند و سید محمد موسوی خوئینی‌ها، رابط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با امام، متهم به دست داشتن در كودتای مخملی شده است.

حال آن‌كه احمدی‌نژاد كه در آن مقطع مخالف تسخیر سفارت آمریكا بود، برای دومین‌بار ردای ریاست‌جمهوری پوشیده است.

از سوی دیگر، مواضع این افراد نیز در سال‌های گذشته دستخوش تحولاتی بوده است.
با روی كار آمدن دولت اصلاحات، «تنش‌زدایی» به عنوان شعار محوری سیاست خارجی درآمد و از گفتگو با آمریكا در راستای منافع ملی نیز دفاع شد، در آن مقطع، امین‌زاده، معاون وقت وزارت خارجه و محسن میردامادی، رئیس كمیسیون سیاست خارجی مجلس ششم نیز چنین موضعی داشتند.

محمود احمدی‌نژاد نیز طی 4 سال گذشته به رغم حملات و تهاجمات مختلف به مقامات آمریكا در سخنرانی‌های خود، اقدامات كم‌نظیری از قبیل نگاشتن نامه به جرج بوش، ‌رئیس‌جمهور قبلی و ارسال تبریك به باراك اوباما، رئیس‌جمهور فعلی آمریكا انجام داده است و پس از این چهار سال، گویا دیگر مذاكره با آمریكا حكم تابو را ندارد.

جالب آن كه سی‌امین سالگرد تسخیر سفارت آمریكا در تهران در حالی در كنار حاشیه‌های حوادث پس ازانتخابات برگزار می‌شود كه نماینده ایران و آمریكا برای 45 دقیقه مستقیم به گفتگو نشسته‌اند و اكنون دولت آمریكا با ارسال پیشنهاد دریافت بخش اعظم اورانیم غنی‌شده ایران، به دنبال معامله‌ای بزرگ با دولت احمدی‌نژاد است، امری كه با مخالفت طیف‌های گسترده‌ای در ایران مواجه شده است.
اكنون در پس این تغییر و تحولات سی‌ساله و رویدادهای 4 ماهه پس از انتخابات برخی منتقدان دولت كنونی به جای شعار مرگ بر آمریكا،‌ مرگ بر روسیه می‌گویند و دولت كنونی نیز عملاً به تعامل با آمریكا روی آورده است؛ اما به نظر می‌رسد همچنان منافع ملی كشورمان در چارچوب استكبار ستیزی و شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» تعریف می‌شود.
در ادامه، گزارش از روند تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام كه بر اساس گفتگوی دو سال قبل نشریه شهروند با برخی فعالان آن مقطع تنظیم شده، می‌آید:مركزیت دفتر تازه تاسیس «تحكیم وحدت» در آبان 58 در ساختمانی مقابل دانشگاه تهران گردهم آمدند و یك پیشنهاد مطرح شد. پنج دانشجوی مسلمان – محمود احمدی‌نژاد، محمدعلی سیدنژاد، ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی و حبیب‌الله بی‌طرف – منتخب دانشجویان انجمن اسلامی در شورای مركزی دفتر تحكیم بودند.
ابراهیم اصغرزاده گفت: آمریكایی‌ها در حال خروج اسناد محرمانه و جاسوسی از پاویون فرودگاه مهرآباد هستند و دولت موقت هم به گمرك فرودگاه دستور داده تا دخالتی در كار آمریكایی‌ها صورت نگیرد. خطر توطئه آمریكایی‌ها جدی و انقلاب در خطر است. پیشنهادی دارم. در اعتراض، سفارت آمریكا را تسخیر و دیپلمات‌های آمریكایی را برای مدت كوتاهی گروگان بگیریم.
محمود احمدی‌نژاد گفت: خطر آمریكا را قبول دارم. اما چه كسی گفته است كه خطر آمریكا از خطر شوروی جدی‌تر است؟ چه كسی گفته است كه مبارزه با سرمایه‌داری و امپریالیسم از مبارزه با كمونیسم مهم‌تر است؟ اگر هم بنا بر تسخیر باشد، تسخیر سفارت شوروی بر تسخیر سفارت آمریكا ارجح است. ما مخالفیم.
و گسست اینگونه رقم خورد؛ آنگاه كه احمدی‌نژاد و سیدنژاد با طرح تسخیر سفارت آمریكا مخالفت و راه خود جدا كردند. این چنین بود كه اصغرزاده و میردامادی و بی‌طرف نیز برنامه خود را خارج از ساختار دفتر تحكیم عملیاتی كردند. دانشجویان تحكیمی دو دسته شدند. دسته‌ای به سفارت رفتند و دسته‌ای به سفارت نرفتند.

دانشجویان تحكیمی اگرچه همگی خود را در خط امام تعریف می‌كردند و انقلابی می‌دانستند اما گویی تفاوتی نیز در كار بود. احمدی‌نژاد و دوستانش در دانشگاه علم و صنعت مخالف تسخیر سفارت آمریكا بودند اما نه بدان مفهوم كه در این مخالفت، جانب لیبرال‌ها و دولت موقت را بگیرند. پیشنهاد آنها نیز تسخیر سفارت شوروی بود و اولویت آن بر تسخیر سفارت آمریكا. بدین ترتیب دانشجویان انجمن علم و صنعت و مشابه آنها دانشجویان انجمن تربیت معلم، دوستان چپ‌گرای مسلمان‌شان را همراهی نكردند و اگرچه رهبر انقلاب، تسخیر سفارت را انقلاب دوم خواند اما محمود احمدی‌نژاد در طی 444 روز گروگانگیری دیپلمات‌های آمریكایی، سری به سفارت تسخیر شده آمریكا نزد و حاضر نشد تا در بزم ضدآمریكایی و ضدامپریالیستی دانشجویان خط امامی، كوتاه‌زمانی نیز شركت كند.
به جمع سه نفره ابراهیم اصغرزاده و محسن میردامادی و منصور بیطرف، دو نفر دیگر – رحیم باطنی از دانشگاه ملی و رضا سیف‌اللهی از دانشگاه شریف – نیز اضافه شدند و «شورای مركزی لانه» ساز و كار امور را در سفارت تسخیر شده آمریكا بر عهده گرفت. از همین روی بود كه سفارت آمریكا تسخیر شد و به اندك زمانی دولت موقت استعفا داد و رفتن را بر ماندن ترجیح داد. گویی كه در حاكمیت دانشجویان انقلابی چپگرا، جایی برای بازرگان و یاران میانه‌رو او كه مخالف با چپگرایی بودند، باقی نمانده بود.
 |+| نوشته شده در  88/08/12ساعت   توسط حمیدرضا  | 
صدا و سيما باز هم در کانون مباحث روز قرار گرفت اما اين بار يادآوري کننده نقاط منفي راديو و تلويزيون دولتي ايران قائم مقام اين سازمان بود. وي به موضوعاتي اشاره کرد که مدتي نه چندان طولاني از «جنجال» آن مي گذرد. «مستند هسته يي» و «قانون احقاق حق» دو سوژه يي بود که روز گذشته خبرنگار ايسنا را سراغ علي دارابي فرستاد تا اين چهره عضو شاخص جمعيت ايثارگران- از احزاب حامي محمود احمدي نژاد- را به چالش بکشاند. وي درباره پاسخ صدا و سيما به نامه انتقادي کمال خرازي وزير خارجه دولت اصلاحات به محتواي مستند هسته يي پخش شده از شبکه سه سيما، توجيه قابل تاملي را ارائه کرد؛ «آن نامه در واقع به ما داده نشد بلکه گلايه يي بود که به دفتر کرده بودند.» دارابي البته پاسخ نداد وقتي مسوولان ديپلماسي دوران خاتمي مانند خرازي، محمدجواد ظريف و حتي حسن روحاني به عنوان نماينده رهبر انقلاب بخش عمده فيلم را دروغ مي دانند، چگونه رفتار صدا و سيما را توجيه مي کند؟ (گزارش ديپلماسي اعتماد در اين باره را بخوانيد.) اما بخش مهم سخنان وي نوع پرداخت به الزام رسانه عمومي به قانون احقاق حق بود؛ قانوني که فرداي انتخابات رياست جمهوري دهم در جلسات معمول شنبه هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام در راستاي اصلاح اساسنامه صدا و سيما به تصويب رسيد.

ماجراي انتقادات جريان هاي مختلف سياسي به عملکرد راديو و تلويزيون دولتي ايران حکايتي طولاني ندارد اما آنچه مجمع چهره هاي مصلحت انديش را به اين نتيجه رساند که به فکر راه حلي براي ملزم ساختن رسانه عمومي به در اختيار گذاشتن فرصت براي دفاع از افرادي که به آنها اتهامي نسبت داده مي شود، باشند، عملکرد اين رسانه در جريان تبليغات انتخابات رياست جمهوري دهم بود که انتقادات را به اوج رساند.

در مناظره هاي انتخاباتي رئيس دولت نهم به شکلي بي سابقه، ليست بلندبالايي از اتهامات به شخصيت هاي نظام و فعالان سياسي منتقد وي نسبت داده شد که بسياري انگشت حيرت به دهان گرفتند. آنهايي که در آن جلسات نبودند بلافاصله قلم در دست گرفته و نامه هايي را به آدرس دفتر عزت الله ضرغامي نگاشتند اگرچه با توجه به عملکرد صدا و سيما- که آن را يکسويه مي خواندند- چندان به فرجام درخواست براي پاسخگويي به هتک حرمت خود اميد نبسته بودند. مناظره تاريخي ميرحسين و محمود احمدي نژاد چهارشنبه 13 خرداد انجام شد و از فرداي آن روز همه درصدد پاسخگويي به اتهامات برآمدند.

خود ضرغامي ناچار به اعلام اين موضوع شد که درخواست هاي فراواني از سوي افراد حقيقي و حقوقي مربوط به هر دو طرف مناظره 13 خرداد به رسانه ملي واصل شده است. دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني، علي اکبر ناطق نوري، غلامحسين کرباسچي، مصطفي معين، زهرا رهنورد، محسن صفايي فراهاني و جبهه مشارکت افراد حقيقي و حقوقي بودند که محمود احمدي نژاد از آنها نام برد. احمدي نژاد با طرح سوالاتي نظير اينکه «پسران آقاي هاشمي چه مي کنند؟ آقاي ناطق چطور زندگي مي کند؟ پسرش چطور ميلياردر شد؟» و همچنين تاکيد بر اينکه «ستاره دار شدن دانشجويان مربوط به دوران وزارت معين بوده است» و اينکه «کارخانه رشت الکتريک را يکجا به آقاي کرباسچي و همسرشان دادند»، همه چهره هاي سياسي اعم از اصلاح طلب و اصولگرا را ناگزير ساخت تا در مقام پاسخگويي برآيند. به دلايل نامشخصي اما اين اقدام صورت نگرفت تا تاثير ملموس تري بر انتخابات 22 خرداد بگذارد.

نکته جالب توجه اين بود که ناصر سراج که به عنوان معاون سياسي و امنيتي دادستان کل کشور در کميسيون بررسي تبليغات دهمين دوره رياست جمهوري عضويت داشت نيز با اشاره به اينکه در قانون مطبوعات امکان پاسخگويي به کساني که به آنها اهانتي مي شود، لحاظ شده است، در گفت وگو با «خبر» اظهار داشت؛ بعيد مي دانم در قانون صدا و سيما چنين نکته يي ديده شده باشد و احتمالاً ما با سکوت قانون در اين زمينه روبه رو هستيم.

در 23 خرداد مجمع تشخيص مصلحت با حضور اکثريت اعضا تشکيل جلسه داد تا در آن، طرح الحاق يک ماده و پنج تبصره به قانون اساسنامه سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران مصوبه مجلس شوراي اسلامي که مورد ايراد شوراي نگهبان قرار گرفته بود، مطرح شد و پس از بحث و بررسي هاي مبسوط در مورد پيشنهاد کميسيون علمي، فرهنگي و اجتماعي مجمع تشخيص مصلحت نظام، يک ماده و دو تبصره به شرح ذيل به قانون اساسنامه سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان ماده (30) افزوده شد و شماره ماده (30) به ماده (31) اصلاح شد؛ «ماده30؛ چنانچه در برنامه هاي پخش شده سازمان (اعم از خبري، گزارشي، توليدي در قالب هاي مختلف بياني، تصويري و نمايشي) از شبکه هاي محلي، سراسري و بين المللي يا در اطلاعيه هاي صادره از سوي آن سازمان، مطالبي مشتمل بر توهين، افترا يا خلاف واقع نسبت به هر شخص (اعم از حقيقي يا حقوقي) باشد يا به هر نحوي اظهارات اشخاص تعريف گردد مراحل ذيل براي احقاق حق طي خواهد شد.

- مدعي مي تواند اعتراض خود را کتباً به سازمان صدا و سيما منعکس نمايد. سازمان صدا و سيما در صورت قبول اعتراض ظرف 24 ساعت پاسخ را به صورت عادلانه و حداقل دو برابر زمان اصل مطلب که از پنج دقيقه کمتر نباشد در همان برنامه و ساعت و در همان شبکه به صورت رايگان پخش کند.»

در اين قانون به شاکي اجازه داده شده در صورت استنکاف صدا و سيما، در نهادهاي ديگر طرح دعوي کند؛ «در صورت عدم توافق ميان معترض و سازمان صدا و سيما، وي مي تواند موضوع را براي رسيدگي به شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما به عنوان مرجع تشخيص وقوع توهين، افترا، تحريف يا خلاف واقع منعکس نمايد و شوراي نظارت نيز موظف است در اسرع وقت (حداکثر 48 ساعت) به مساله رسيدگي نموده و در صورتي که حق را به ذي نفع داد نظر خود را به سازمان صدا و سيما ابلاغ کند و سازمان صدا و سيما موظف است پاسخ ذي نفع را مشروط به آنکه متضمن توهين و افترا به کسي نباشد، حداقل دو برابر مدت زمان مطالب اصلي که از پنج دقيقه کمتر نباشد و تا حداکثر 24 ساعت پس از دريافت پاسخ در همان برنامه و ساعت و در همان شبکه به طور رايگان پخش کند.»

اين قانون دو تبصره هم دارد؛ «اگر سازمان علاوه بر پخش پاسخ مذکور، مطالب يا توضيحات مجددي را که متضمن توهين، افترا يا تحريف باشد، پخش نمايد، ذي نفع حق پاسخگويي مجدد دارد. پخش قسمتي از پاسخ يا افزودن مطالبي به آن در حکم عدم پخش است.»

«مصوبه مذکور مانع از پيگيري مستقيم شاکي نسبت به ساير جمات کيفيت از طريق دادگاه نخواهد بود.» دارابي اما در گفت وگوي خود درباره اقدامات سازمان درباره اجرايي کردن قانون احقاق حق در برنامه هاي صدا و سيما از واژه پيچيدگي ها به عنوان دليل اجرايي نشدن مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام استفاده کرد؛ «با توجه به پيچيدگي هاي اين مصوبه اکنون در حال تبيين آيين نامه هاي اجرايي آن هستيم.» اين عضو جمعيت ايثارگران مشخص نکرد چرا پس از گذشت نزديک به پنج ماه از مصوبه مجمع، همچنان به آن بي توجهي مي شود.

خبرنگار ايسنا بي درنگ از وي پرسيد با توجه به اينکه از ويژگي هاي رسانه ديني، اخلاق گرا بودن و توجه به آحاد مخاطبان و اعتماد سازي است، از زمان تصويب قانون احقاق حق در برنامه هاي صدا و سيما چقدر در جهت اجرايي کردن اين قانون گام برداشته و شرايط را براي مواردي که در اين باره پيش آمده است، فراهم کرده اند تا از خودشان دفاع کنند و دارابي باز هم پاسخي کلي داد؛ «اصولاً اين مصوبه نياز به آيين نامه هاي اجرايي دارد که اين آيين نامه ها را بايد صدا و سيما با همکاري شوراي نظارت بر صدا و سيما که نمايندگان قواي سه گانه در آن هستند، تبيين کند و بخشي را نيز خود رسانه تنظيم کند.»

قائم مقام سازمان صدا و سيما ادامه داد؛ همکاران ما اکنون بحث آيين نامه را در دستور کار دارند چراکه اعتقاد ما بر اين است که اگر رسانه بحث پاسخگويي را به نمايندگي از افکار عمومي مطالبه مي کند، حتماً خود نيز بايد در قدم اول پاسخگو باشد. وي در ادامه نکته جالب توجه ديگري را هم بيان کرد و مدعي شد اين قانون به وقايع انتخابات ارتباطي نداشته است و اين در حالي است که مجمع پس از ماجراهاي انتخابات، رسيدگي به قانون برگشت داده شده شوراي نگهبان را تسريع بخشيد؛ «اين قانون اصلاً به مقوله انتخابات يا رخدادهاي پس از آن مربوط نيست، در زماني که اين قانون تصويب شد اصلاً حوادث انتخابات اخير اتفاق نيفتاده بود.» قائم مقام ضرغامي درباره اينکه چرا پس از گذشت چندين ماه از تصويب اين قانون هنوز ساز و کارهاي اجرايي آن تبيين نشده است، اظهار کرد؛ چون واقعاً اين کار سختي ها و پيچيدگي هايي دارد و ثانياً براي اولين بار است که چنين اتفاقي مي افتد.

تخريب از دوران اصلاحات

اصلاح طلبان در طول دوران هشت ساله اصلاحات نيز به کرات عملکرد صدا و سيما را مورد انتقاد قرار مي دادند و با استنادات روشن، اين رسانه را به سانسور دستاوردهاي دولت خاتمي و مجلس ششم متهم مي کردند، اينکه برخي اخبار بسيار بااهميت در خصوص دستاوردهاي دولت اصلاحات در بسياري از حوزه ها خصوصاً سياست خارجي، اقتصاد و فرهنگ حتي به عنوان «خبر چهارم» يا «پنجم» نيز تحت پوشش قرار نمي گيرد. نحوه مواجهه با مجلس اصلاحات نيز بر همين منوال ارزيابي مي شد و اعضاي شوراي شهر اول تهران نيز تاکيد مي کردند تنها صحنه هاي مربوط به اختلافات در راستاي ايجاد بدبيني جامعه نسبت به عملکرد اين شورا از «جعبه جادويي» پخش مي شود.

پس از روي کار آمدن دولت نهم اما قياس ميان برخورد دوگانه رسانه عمومي با دولت اصلاحات و دولت کنوني از ديد کارشناسان بسيار ساده تر شد؛ اينکه رسانه يي که با بودجه بيت المال اداره مي شود در فقدان رسانه هاي فراگير و نبود تريبون براي گفت وگوي اصلاح طلبان با مردم، به وارونه نمايي اقدامات ناموفق دولت در جهت بي نقص جلوه دادن آن مي پردازد. بخش هاي معروف خبري اين رسانه نيز در ماه هاي گذشته با تلاش قابل توجهي و با لحن غيرخبري، بزرگنمايي برخي اختلاف نظرهاي طبيعي ميان احزاب اين جناح سياسي را در دستور کار قرار داده اند. کارشناسان جامعه شناسي و رسانه، استفاده مجريان اين رسانه از واژگاني مانند «يک دوم خردادي» آن هم با لحن غيرحرفه يي به جاي نام رسمي «اصلاح طلب» را در راستاي ممانعت از انتقال معناي مثبت «اصلاح طلب» به جامعه ارزيابي مي کنند.

اين در حالي است که نه در انتخابات رياست جمهوري نهم که پنج کانديداي اصولگرا در انتخابات- با همه توان- حاضر شدند و نه در انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم که شکاف اصولگرايان کار را به ارائه چند فهرست انتخاباتي و مباحث تند عليه يکديگر کشاند و چه در انتخابات رياست جمهوري دهم که محسن رضايي به طور رسمي اداره کشور در دوره نهم را ناکارآمد خواند، تنها صداي «وحدت» اصولگرايان از رسانه عمومي شنيده مي شد. پس از انتخابات رياست جمهوري دهم نيز همچنان عملکرد رسانه عمومي مورد اعتراض بخش هاي مختلف مردم، ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و حتي اصولگرايان معترض قرار دارد و هنوز از «احقاق حق» خبري نيست. ميرحسين و کروبي و خاتمي هر روز اتهامات ريز و درشتي را از رسانه يي که 70 ميليون ايراني در کشور و تعداد نامشخصي در ساير نقاط جهان امکان ديدن آن را دارند، مي شنوند و حتي يک ساعت به آنها فرصت دفاع داده نمي شود.

 |+| نوشته شده در  88/08/12ساعت   توسط حمیدرضا  | 
روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی: رئیس‌جمهور سابق کشورمان با مروری بر اعتقادات و منش امام راحل، اعتقاد راسخ معمار کبیر انقلاب اسلامی بر عدم تجسس در امور شخصی مردم و ایمن بودن افرادی که حتی به نظام و خدا اعتقاد ندارند تا زمانی که دست به سلاح نبردند را یادآور شد و نسبت به خطای تحلیل شرایط موجود کشور هشدار داد.

اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با رییس بنیاد باران دیدار و گفت‌و‌گو کردند.

در این دیدار پس از بیان دغدغه های اعضای شورای مرکزی این تشکل پیرامون فضای سیاسی کشور، راهکار های برون رفت از شرایط فعلی ، آینده اصلاحات ، وضعیت سیاست خارجی و امنیت ملی ، فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها و بازداشت فعالان سیاسی ،حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به بیان دیدگاههایش پیرامون فضای سیاسی کشور و آینده اصلاحات پرداخت.

رییس جمهور سابق کشورمان در این دیدار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را تشکلی دانست که در کوران حوادث سال های اخیر ، همواره توانسته با تکیه بر اصل دین داری و با حرکت در چارچوب نظام و قانون اساسی خودرا حفظ کند.

وی گفت : وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است.

خاتمی تصریح کرد: نکته مهم این است که باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید.

رئیس بنیاد باران تاکید کرد: اگر در امروز و درشرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم ، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد.

رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم ، نتوانیم حرف نزنیم ، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد.یادآور شد: نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.

خاتمی همچنین با اشاره به فرمان 8 ماده‌ای امام راحل ، تصریح کرد: هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی ، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه های امنیتی نیز نمی توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.

رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسیر اصلاحات و حرکت آن در چارچوب نظام جمهوری اسلامی گفت معیار های یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.

وی با اشاره به سه برش از زندگی امام خمینی (ره) که دقت در آن می تواند برای شرایط فعلی رهگشا باشد گفت: در ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی و پیش از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با توجه به وجود گروه های غیر دینی و بعضا مارکسیست که در میان مردم وجود داشتند همواره بر این نکته تاکید داشتند که در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند، تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.

خاتمی افزود: بعد از انقلاب نیز به علت شرایط جنگ و ترور، بعضا رویدادهایی را داریم که امام در واپسین سالهای پر برکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم .

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛به طور مثال خود امام (ره)تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.

رییس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد که ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند.

وی در پایان این دیدار در تبیین مجدد اصول اصلاحات گفت ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حرکت خود را جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف هایی وجود دارد که با همان معیار های دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.

خاتمی خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و نطام و انقلاب را قبول دارد.

 |+| نوشته شده در  88/08/11ساعت   توسط حمیدرضا  | 
آن طور که در خبرها آمده است، یکصد نماینده مجلس شورای اسلامی، با امضای شکایت نامه ای علیه میرحسین موسوی، از دادستانی کل کشور خواسته اند به جرایم او در خصوص حوادث بعد از انتخابات رسیدگی کند. دادستان کل نیز اخیرا وصول این شکواییه را تایید کرده است.

این شکایت نامه حاکی از آن است که نمایندگان مجلس تا چه اندازه در احقاق حقوق مردم مصمم هستند والا دلیلی نداشت که زمان ذی قیمت خود را مصروف پیگیری و شکایتی کنند که هیچ نفعی به حال شان ندارد.

وکلای مردم، آن طور که گفته اند، این شکایت را تا آخر پیش خواهند برد، البته آخرش چه خواهد شد؟ الله اعلم؛ ولی خیلی ها بدشان نمی آید که سرانجام میرحسین را جلوی ستادش دار بزنند و هکذا رییس اسبق مجلس ایران را!

ما نیز امیدواریم این اتفاق رخ دهد و مشکلات کشور به کلی حل شوند به جز چند مشکل فرعی و کوچک دیگر که آنها هم اهمیت چندانی ندارند و اساسا نیازی به ورود نمایندگان نیست.

مثلا چه نیازی هست نمایندگان مجلس کار به آن مهمی را رها کنند و در باره گران شدن نان یا افزایش 30 تا 60 درصدی لباس در آغاز فصل سرما یا صف های طولانی گاز و بنزین و مسایلی از این دست به خودشان زحمت بدهند؟!

یا اگر کارگران زیادی ماه هاست که حقوق نگرفته اند و خانواده هایشان در آستانه فروپاشی هستند و بعضی هایشان دست به خودکشی زده اند، باز مساله مهمی نیست. زندگی پستی و بلندی زیادی دارد و این هم یکی از آنها!

چندی پیش علی کردان، زیر یک نامه اداری را با این مضمون پاراف کرده بود که باید سگ های پول یاب تربیت کنیم.

این پاراف، جنجال برانگیز شد و وقتی خبرنگاری از وی علت این نوشته غیرمتعارف را پرسید، پاسخ داد: قرار بود چک حقوق مرا بدهند ولی خیلی طول کشید و من هم ناراحت شدم و آن مطلب را زیر نامه نوشتم.

واقعا در شرایطی که تعویق چند روزه حقوق کردان ، او را چنین آشفته می کند ، کارگران بیچاره ای که درآمدی جز حقوق ناچیز کارگری ندارند و ماه هاست که از آن هم محروم شده اند چه کاری باید بکنند؟!
البته اینکه چه کاری باید بکنند، ربطی به حوزه مسوولیت نمایندگان مجلس ندارد، آنها فعلا مشغله های مهم تری دارند و تا میرحسین را به اوین نفرستند آرام نمی گیرند.

نمایندگان مجلس اگر شنیدند که فقر و بیکاری زنان را به فحشا و مردان را به دزدی و جوانان را به اعتیاد و ... کشانده است، اصلا دلگیر نشوند و مبادا از کار اصلی شان غافل بمانند.

آنها برای خروج هر روزه صاحبان اندیشه و علم از کشور نیز دل نگران نباشند. اتفاقا هر چقدر انسان های نخبه بیشتر از کشور خارج شدند، برای خیلی ها بهتر هم هست.

اگر شالیکاران شمالی، گندم کاران خراسانی، باغداران آذری، نخل داران جنوبی و... به واسطه واردات بی رویه، به دلیل نبودن صنایع تبدیلی و بسته بندی و به علت سوء مدیریت ها به خاک سیاه نشسته اند و اگر سیب دماوند در 80 کیلومتری تهران روی دست کشاورزان باد کرده و سیب های خارجی از آن سوی دنیا خود را به بازارهای میوه پایتخت رسانده اند، آقایان خم به ابرو نیاوردند و شکایت جدیدی علیه عاملان این وضعیت تنظیم نکنند.

نمایندگان، کار چندانی با شایسته سالاری در عزل و نصب ها هم نداشته باشند و اگر هم بخواهند وارد این قبیل مسایل شوند، بگردند و ببینند چه کسی با مدرک تحصیلی جعلی به مناصب عالی رسیده است تا برای او پیام تبریک بفرستند!

نمایندگان به این مسایل پیش پا افتاده که سن اعتیاد در کشور به دوره نوجوانی رسیده، ایدز بیداد می کند، زنان خیابانی همه جا پراکنده شده اند و کودکان کار، به جای درس خواندن در دبستان در چهاراه ها آدامس و گل و فال حافظ می فروشند نیز اصلا توجهی نداشته باشند تا مبادا از آن کار اصلی باز بمانند و مردم را از خود برنجانند.

 لازم نیست نمایندگان مردم برای حل مشکل ترافیک هم کاری بکنند. مردم خودشان یکجوری با موضوع کنار می آیند. حتی اگر دولت به مصوبه نمایندگان برای اختصاص بودجه به مترو تره هم خرد نکرد، نمایندگان باز هم به رگ غیرت شان بر نخورد. فوقش مردم کمی بیشتر در ایستگاه های مترو منتظر قطار می مانند در داخل قطارها هم کمی صمیمی تر می نشینند و می ایستند!

نمایندگان حتی به خود این زحمت را هم ندهند که آمار اعلام شده توسط بانک مرکزی، سخنگوی دولت (نهم) و وزیر اقتصاد را درباره میزان درآمد نفتی در چهارسال گذشته با یکدیگر مقایسه کنند و از آقایان یک سوال کوچک بپرسند که ماجرای اختلاف های چند میلیارد و گاه چند ده میلیاردی در اعداد اعلامی چیست؟ (منظور از این اعداد دلار است. با ریال و تومان خودمان اشتباه نشود!)

نمایندگان مجلس بهتر است به کارهای مهم تری مانند پیگیری شکایت از موسوی بپردازند و کاری هم نداشته باشند که شرم آورترین وضعیت اینترنت در جهان متعلق به ایران است و حتی عراقی ها و افغانی ها هم به سرعت لاک پشتی اینترنت در ایران می خندند و مضحکه عام و خاص شده ایم.

نمایندگان مبادا از کارهای اصلی غفلت کنند و به مقولات حقیری مانند صنعت و معدن بپردازند و وقت خودشان را صرف حل مشکلات کارخانه های تعطیل و نیمه تعطیل و کارگران اخراج شده و ... کنند.نیازی هم نیست به جفای دیرین تحمیل خودروهای از رده خارج وطنی به ملت با قیمت چند برابری رسیدگی کند و داد مردم را بستانند.
مرگ سالانه 25-6 هزار ایرانی در تصادفات رانندگی هم که یک موضوع تکراری است و نباید وقت مجلس را به تکرار مکررات هدر داد.

اگر نمایندگان می بینند  که ساخت پروژه ای مانند اتوبان تهران- شمال پس از 40 سال همچنان لنگ لنگان ادامه دارد، وقتی می بینند که بعد از 30 سال هنوز پل میانگذر دریاچه ارومیه تکمیل نشده، اگر در سفرهای خارجی شان- که بیش باد- می بینند که فرودگاه بین المللی تهران بعد از 35 سال همچنان ناقص است، اگر در گذر از عباس آباد تهران، مصلای نیمه کاره ای را می بینند که 20 سال است در آن کارگران مشغول به کارند، اگر خبردار می شوند که تعلل های مسوولان در انجام پروژه های گازی باعث شده است قطری ها میلیاردها متر مکعب بیشتر از ما از میدان گازی مشترک برداشت کند و اگر...  اصلا جوگیر نشوند و خدای نکرده از امور مهمی مانند شکایت از موسوی و تعریف کردن حماسه کفش زدن به کروبی غافل نشوند زیرا در غیر این صورت ملت آنها را نخواهند بخشید.

 نمایندگان مردم ، وکلای آنها هستند و آینه تمام عیار خواست ها و مطالبات ملی و امروز ، در شرایطی که همه مشکلات مملکت حل شده و فقر و فساد و تبعیض نیز به موزه تاریخ رفته است ، تمام وجود مردم را این دغدغه پر کرده است که چرا موسوی هنوز آزاد است و مردم هر وقت در تاکسی و مترو و مهمانی ها و ادارات با همدیگر صحبت می کنند ، نه از بدبختی هایشان و از گرانی های جدید و سرگردانی هایشان در این اداره و آن سازمان ، که از میرحسین موسوی سخن می گویند و از تعلل نمایندگان در عدم پیگیری شکایت از او و مجازاتش!
خداوند چنین امثال نمایندگانی را که چشم به دهان مردم دوخته اند تا مطالبات شان را برآورده کنند ، زیاد کند!

و در پایان مزید اطلاع این نمایندگان روایتی از علی علیه السلام را ذکر می کنیم که فرمود: آفت حکومت ها 4 چیز است:
1-کنار گذاردن امور اصلی و مهم جامعه
2- پرداختن به امور فرعی
3-...
بقیه اش بماند برای وقتی که آقایان همین دو مورد را رعایت کردند!

 |+| نوشته شده در  88/08/10ساعت   توسط حمیدرضا  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

 |+| نوشته شده در  88/08/09ساعت   توسط حمیدرضا  | 
صبح چهارشنبه؛ شماری از نخبگان جوان كشور مهمان رهبرانقلاب هستند تا سومین همایش ملی‌شان را بعد از این دیدارو گفتگو آغاز كنند.

مراسم با تلاوت قرآن و شعری در ستایش حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام، آغاز می‌شود و قرار است با سخنرانی معاون رییس‌جمهوری و تعدادی از نخبگان ادامه یابد و به سخنان رهبری ختم شود.

×××

نسرین سلطان‌خواه معاون جدبد علمی و فناوری رئیس‌جمهوری اولین سخنران مراسم است و بعد از او، محمدهادی فروغمند عراقی، راضیه طبائیان، فرشید امیری، سیدپیمان شریعت‌پناهی، سماء گلیایی، سیداحسان آذرم‌سا، زهرا محمودی، نفرات دیگری هستند كه به عنوان «نخبگان جوان»، دیدگاه‌ها و مباحث مختلف خود را مطرح می‌كنند.

مباحثی نظیر توجه به تجاری‌سازی ایده‌ها، علوم انسانی، لزوم استمرار حمایت از طرح‌های تصویب شده، تقویت بیشتر فرهنگ، تعهد، مشكل‌گشایی اجتماعی و اصلاح و ارتقای جامعه در میان نخبگان، توجه به عنصر معنویت دینی در فعالیت‌های علمی پژوهشی، استفاده از هنر و ظرفیت‌های آموزش و پرورش برای ایجاد و تقویت روحیه نوآوری در جامعه و... مطرح می‌شود.

پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: "از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟"

مجری می‌گوید: "اگر شما اجازه اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند... "همه می‌خندند.

در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌كردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: "آن آقایی كه پا شده بودند، ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید"

صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. اما حرف‌های وی، رنگ و بوی دیگری داشت. او از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی پرسید:
آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟

آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟

آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟


بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود.
«من شاید چهار-‌پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌كند، ممكن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و كم‌كم بی‌انصافی هایی پیدا شود.»

سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»

تشكر كرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد:
«اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌كه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.»

 

پس از اتمام صحبت‌های او چند نفر به اعتراض بلند شدند تا نوبت برای حرف زدن بگیرند. یكی‌ از آن‌ها گفت: «همین حرف‌های ایشان نشان می‌دهد فضای نقد وجود دارد. ما هم می‌خواستیم حرف بزنیم اما به ما اجازه ندادند و فرصت نشد...»

آقا در جواب اعتراضات گفتند: «این را به حساب كم بودن وقت‌ها بگذارید و تحمل بفرمائید. ان‌شاءالله خدای متعال شرح صدر خواهد داد به همه‌ی‌ ما كه درست بفهمیم، درست ببینیم و درست بیان كنیم.»

حالا دیگر نوبت میزبان بود. جمعیت، بی‌صبرانه منتظر سخنان و یا به عبارت بهتر، واكنش آقا بودند.

رهبر انقلاب در لابه‌لای سخنان خود به برخی از سؤالات و شبهه‌های مطرح شده در جلسه پاسخ دادند: «بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه این‌جا هستند، گاهى كه ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرف‌ها را كه خیال می‌كنند من خوشم نمى‌آید، نمی‌زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‌شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‌شوم. اى كاش مجال بود تا گفته می‌شد، تا آن‌وقت انسان می‌توانست آن برگ‌هاى بر روى هم گذاشته‌ى كتاب حرف را، باز كند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این كارها خواهد شد.»

آقا از صدا و سیما گفتند و گفتند كه ایشان هم به بخشی از عملكرد این دستگاه انتقاد دارند اما مثل همیشه انصاف را یكی از شروط نقد سالم عنوان كردند: «در انتقاد از بى‌انصافىِ یك دستگاه یا یك كس، خود ما باید دچار بى‌انصافى نشویم؛ به این توجه كنیم.»

رهبر انقلاب نسبت به صدا و سیما دو انتقاد عمده را وارد دانستند و گفتند: «خیال نكنید آن حرف‌هائى كه صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یك سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست كه هر چه كه انسان احساس می‌كند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

آقا با اشاره به این سوال كه «آیا صدا و سیما وضعیت واقعى كشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ گفتند «نه، ناقص نشان می‌دهد. خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست كه صدا و سیما نشان نمی‌دهد. دلیلش هم این است كه شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق كشور و پیشرفت‌هاى كشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور كه تلویزیون فلان كشور غربى با یك سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود.»

و اما انتقاد دوم كه درباره انتخابات بود: «شما خیال نكنید كه حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌كنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم كه از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى كه زده شد و تظاهراتى كه می‌شد و مجادلاتى كه انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، كه متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

اواخر سخنرانی انتظار كسانی كه می‌خواستند بدانند، واكنش آقا به سخنان آن جوان دانشجو درباره «انتقاد از رهبری» چیست به سر آمد و ایشان گفتند:

"ما كه نگفتیم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال می‌كنم؛ از انتقاد استقبال می‌كنم. البته انتقاد هم می‌كنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نیست؛ بنده هم می‌گیرم، دریافت می‌كنم و انتقادها را می‌فهمم."

 |+| نوشته شده در  88/08/09ساعت   توسط حمیدرضا  | 
براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵‌، جمعیت شهر مشهد در این سال، بالغ بر ۲میلیون و ۴۱۰ هزار نفر بوده ‌است.
کل استان خراسان رضوی نیز در انتخابات ریاست جمهوری دهم ۳ میلیون و ۴۲۵ هزار واجد رای داشته است. در این میان و بر اساس آمار وزارت کشور دولت کودتا، احمدی نژاد در خراسان رضوی ۲ میلیون و ۲۱۴ هزار رای داشته است و موسوی تنها ۸۸۴ هزار رای به دست آورده است.
آمار وزارت کشور دولت کودتا نشان می‌دهد احمدی‌نژاد در مشهد نه ۶۳ درصد، بلکه ۶۹ درصد کل آرا را به دست آورده است!
علاوه بر این بر اساس اعلام مراجع رسمی، بالغ بر سه میلیون زائر برای زیارت حرم ثامن الئمه در روز میلاد امام رضا راهی این شهر شده‌اند. اگر بخواهیم آمار دولت کودتا مبنی بر کسب متوسط ۶۳ درصد کل آرا را حساب کنیم، باید یک میلیون و ۶۵۰ هزار زائری که به احمدی نژاد رای داده‌اند، در مشهد باشند.
جمع مجموع این آمار نشان می‌دهد ۳ میلیون و ۸۶۴ هزار نفر به احمدی نژاد رای داده‌اند. قاعدتن باید این میزان نیز برای استقابل از رئیس جمهور در دور سوم سفر‌های استانی و یا حداقل رفتن به صحن جامع رضوی برای شنیدن سخنان اون حضور می‌داشتند. اما عکس‌های زیر خود سند روشنی است بر ۶۳ درصد رای رئیس دولت بعد از نهم.


در این عکس احمدی نژاد را می‌بینید که در حال دست تکان دادن برای هوادارانش است!


نقاط سبز رنگ سیل هواداران عاشق رئیس جمهور هستند که او را مشایعت می‌کنند.


این آقای همیشه در صحنه در همه سفر‌‌ها باید حضور داشته باشد و بنر احمدی نژاد را دستش بگیرد. پشت او هم فشار شدید ازدحام جمعیت، اجازه نمی‌دهد با راحتی بتواند با رئیس دولتش گفت و گو کند.


الآن سر رئیس دولت خیلی شلوغ است. خبرگزاری ایرنا: ازدحام جمعیت باعث شده است ماشین رئیس جمهور به کندی حرکت کند!


این یکی از بهترین نمونه‌های استقبال است. یکی از بهترین و شیواترین عکس‌هایی که از مشهد مخابره شده است. عابران روی پل را ببینید. انگار نه انگار که رئیس جمهورشان دارد از مقابلشان رد می‌شود. حتی لحظه‌ای نمی‌ایستند تا از بالای پل او را نگاه کنند!!!!.


شما هم اول خیال کردید این‌ها هواداران رئیس دولت کودتا هستند! سخت در اشتباهید. این‌ها زایران عاشق حرم امن رضوی هستند که همزمان با ورود رئیس دولت کودتا، نیایش را بر شنیدن دروغ‌های مکرر ترجیح داده‌اند. این عکس همزمان با ورود رئیس دولت به حرم گرفته شده است. اگر باورتان نمی‌شود عکس‌های بعدی را نگاه کنید.


این عکس محوطه هواداران دولت را نشان می‌دهد که قبل از ورود احمدی‌نژاد در صحن حضور داشته‌اند. احمدی‌نژاد در این صحنه در میدان کنار حرم و در حال ورود به صحن جامع رضوی است. فکر می‌کنید جمعیت هواداران دولت بتواند این فضاهای خالی را پر کند؟


این هم فضای بازتر از دو عکس قبلی. شماره یک، زائران حرم امام رضا را نشان می‌دهد و شماره دو، همان‌هایی که اهل کوفه نیستند!


شماره یک در این عکس هنگام ورود رئیس دولت کودتا است به صحن جامع رضوی. اگر نمی‌توانید تخمینی از تعداد مشایعت کنندگان احمدی نژاد را تخمین بزنید، به عکس بعدی نگاه کنید. شماره دو در این عکس هم تعداد هوادارانی را نشان می‌دهد که از ساعت‌ها قبل در صحن جامع رضوی منتظر ورود رئیس جمهور بوده‌اند. سایت‌های حامی دولت مدعی شده‌اند این جمعیت کثیر برای پیدا کردن جا از شب قبل در صحن جامع رضوی حضور داشته‌اند.


این هم همان شماره یک در عکس قبل است. این عکس احمدی نژاد و همراهانش را در هنگام ورود به صحن جامع رضوی نشان می‌دهد. ان‌ها مدعی‌اند این تعداد تمامی صحن جامع رضوی را پر کرده اند.


این هم یک عکس دیگر از هواداران احمدی نژاد. اما تنها فرق این عکس با قبلی آن است که این عکس را خبرگزاری فارس مخابره کرده است. یعنی اذعان به شکست از سوی کودتاگران!!!


خبرگزاری ایرنا اما از رو نرفته است و سعی کرده است با مدد لنز واید و زاویه دید تنگ جمعیت را انبوده نشان دهد. اما افتضاح به آن حد بوده است که حربه تبلیغاتی آن‌ها به بار ننشسته است. چرا که در این عکس‌ها فضاهای خالی به چشم می‌خورد .خوب است بدانید بنا بر آمارهای آستان قدس رضوی، ظرفيت كامل صحن جامع رضوی هشتاد هزار نفر است، يعنی زمانی كه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب از جمعیت پر شده باشد، ظرفيت نهايی‌ هشتاد هزار نفر است، حال آن كه هنگام سخنرانی احمدی نژاد، يك چهارم فضای صحن فرش شده بود و همان فضا را هم از جمعیت خالی بود.

 |+| نوشته شده در  88/08/09ساعت   توسط حمیدرضا  | 
مهدي کروبي روز سه شنبه به ديدار ميرحسين موسوي رفت تا با حضور در دفتر کار او به رايزني در خصوص فضاي حاکم بر کشور، عملکرد دستگاه هاي اجرايي و برخي حوادث کشور بپردازد. در اين ديدار مهدي کروبي و ميرحسين موسوي به مشورت در باب اقدامات آتي خود و تحليل فضاي آينده کشور پرداختند. همچنين در اين نشست مقرر شد اين دو به تقويت راه هاي ارتباطي خود به رغم برخي محدوديت ها بپردازند.به گزارش «تغيير»، مهدي کروبي در ابتداي اين ديدار به حوادثي که در نمايشگاه مطبوعات اتفاق افتاده، اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهاي ناشايستي که هنگام بازديد او و عليرضا بهشتي از نمايشگاه از سوي اقليتي سازمان يافته صورت گرفته، گفت؛ «تاسف مي خورم که در نمايشگاه مطبوعات که بايد محل تعاطي فکر و انديشه باشد به برکت توقيف مطبوعات نه تنها فضايي بي روح حاکم شده است که علاوه بر آن عده يي چنين نادانانه برخورد مي کنند و مشخص نيست با اين رفتارها مي خواهند کشور را به کجا ببرند.»ميرحسين موسوي نيز ضمن اشاره به فيلم هايي که از نمايشگاه و صحنه هاي يادشده ديده است، اعلام کرد؛ «به رغم توقيف مطبوعات، جمعيت مشتاق کثيري را ديدم که در نمايشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمايت مي کردند و اين گويا موجب ناراحتي اقليتي است که در نتيجه دست به چنين اقداماتي مي زنند.»در ادامه اين نشست، مهدي کروبي ضمن اشاره به دوران نخست وزيري موسوي و حرکت او با مردم گفت؛ «شما به خوبي از کارهايي که من کرده ام مطلع هستيد. من به واسطه مسووليت هايي که در کميته امداد و بنياد شهيد و مجلس داشته ام، هميشه با مردم در ارتباط بوده و هستم. مي بينم که وضعيت مردم بسيار خراب است. فقر و کلاهبرداري بسيار زياد شده است و اينها نتيجه عملکرد دستگاه هاي اجرايي و عدم برنامه ريزي است.»مهدي کروبي در ادامه ضمن مقايسه گذشته و حال گفت؛ «متاسفانه آلودگي هاي اقتصادي برخي از مسوولان يکي از دلايل اصلي در گسترش فساد در جامعه است. من به ياد دارم زماني آنقدر سلامت اقتصادي حاکم بود که يک مسوول دولت هزينه مداواي يک عضو خانواده اش در بيمارستان را نداشت و به ما در بيمارستان بنياد شهيد مراجعه مي کرد اما امروز متاسفانه شرايط ديگري حاکم است. دغدغه من اين است که اين نسل جديد که اوضاع فعلي را مي بيند، گمان نکند از اول انقلاب شرايط بر همين منوال بوده است. اين نسل بايد بداند که چنين آلودگي هاي گسترده اقتصادي امري جديد و بديع است.»مهدي کروبي همچنين گفت؛ «امروز مبالغه هايي در مورد برخي افراد و مکان ها مي شود که موجب شک و ترديد مذهبي در برخي افراد و نسل جديد مي تواند بشود. مثلاً مي شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شأن مسجدالحرام و مسجدالاقصي به عنوان مکان هاي مقدس مي آورند و اين اقدامات تنها باعث مي شود اعتماد مردم به اعتقادات قبلي شان هم سست شود. واقعاً نمي دانم برخي آقايان چه انگيزه يي دارند براي اينکه همه چيز را به هم بريزند و مردم را به همه چيز از دين گرفته تا تاريخ گذشته شان بي اعتقاد کنند.»در ادامه اين ديدار ميرحسين موسوي نيز ضمن اشاره به مشکلات جاري در اداره کشور گفت؛ «دردها مشترک است و من نيز بر اين مشکلاتي که شما اشاره کرديد و بسياري مشکلات ديگر واقفم.
به عنوان مثال گفت وگويي که در زمينه هسته يي در ژنو صورت گرفته است واقعاً مورد حيرت است. قول و قرارهايي که در ژنو داده شد، اگر اجرا شود بر باد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمينه اجماعي را براي تحريم گسترده عليه ايران ايجاد خواهد کرد. جالب آنجاست که به فرزندان انقلابي و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمايل به غرب و شرق مي زنند و خود به صورت آشکار و مکرر در مقابل امريکا ... مي کنند. بايد بسياري از مسائل براي مردم بازگو شود تا آنها بدانند در کشور و مديريت اجرايي چه مي گذرد. من زماني که در نخست وزيري بودم نيز تاکيد بسياري داشتم که نيروهاي نظامي نبايد وارد مسائل اقتصادي شوند.»ميرحسين موسوي در ادامه اين ديدار با اشاره به برخي اتفاقات در عرصه سياست داخلي و سياست خارجي گفت؛ «دو گمانه را مي توان مطرح کرد. يا برخي آقايان ماموريت دارند کشور و نظام را متلاشي کنند و از بين ببرند، يا اينکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاري را صرفاً انجام مي دهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همين گمانه دوم به واقعيت نزديک تر است. آقايان فقط به امروز فکر مي کنند و نتيجه آينده رفتارهاي امروزشان برايشان اهميتي ندارد. وگرنه تن دادن به چنين ريسک هايي در زمينه سياست داخلي و سياست خارجي، با هيچ منطقي قابل قبول و دفاع نيست.» موسوي در ادامه با اشاره به محکمه هايي که برگزار مي شود و بازداشت هايي که صورت مي گيرد و اعترافاتي که پخش مي شود نيز گفت؛ «برخي فکر مي کنند با چنين حربه هايي مي توانند وضعيت را به وضع سابق برگردانند. اما سوداي محال دارند و نمي فهمند با هيچ حربه يي حتي با تهديد، بازداشت، محاکمه و اعتراف گيري هم نمي توان جامعه امروز را به جامعه يک سال قبل برگرداند.» موسوي همچنين اضافه کرد؛ آزادي زندانيان سياسي يک خواست ملي است که مي تواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند. گفتني است در پايان اين ديدار مهدي کروبي و ميرحسين موسوي به رايزني در خصوص تقويت ارتباط خود با يکديگر و افزايش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسياري از کانال هاي اطلاع رساني و ارتباطي پرداختند.

 |+| نوشته شده در  88/08/07ساعت   توسط حمیدرضا  | 
وزير کشور مقرب محمود احمدي نژاد که با راي عدم اعتماد مجلس هشتم از حضور در ساختمان فاطمي بازمانده بود و در نهايت محمود احمدي نژاد با حکم مشاورت از وي دلجويي کرد با حضور در غرفه فارس استيضاح خود را استيضاحي سياسي عنوان کرد. به گزارش فارس علي کردان که به اتهام جعل مدرک با انتقاد شديد اصولگرايان مواجه شد، اصولگرايان ساکن بهارستان را نشانه گرفت و آنان را به بي عدالتي متهم کرد. البته نوک پيکان حملات علي کردان اين بار بيشتر به سمت احمد توکلي «زوم» شد زيرا احمد توکلي که مديريت سايت الف را برعهده دارد شامگاه روزي که احمدي نژاد کردان را به عنوان وزير کشور معرفي کرد و از زحمات سيدمهدي هاشمي تقدير و مدرک تحصيلي علي کردان را مخدوش اعلام کرد و در نهايت مدرک تحصيلي وي جعلي اعلام شد و همين موجب شد وي در مصاحبه يي از احمد توکلي انتقاد کند. وي راي عدم اعتماد مجلس را راي سياسي مطرح کرد و گفت؛ فردي که استيضاح بنده را امضا کرد رسماً به آکسفورد 30 ميليون تومان پول داده و مدرک دکترا دريافت کرده است البته اين فرد ارتباطش با گروهک منافقين همچنان باقي است. اين را بزرگان مجلس مي دانند. وزير کشور اسبق با تاکيد بر سياسي بودن استيضاح خود گفت؛ من از بزرگان مجلس و افراد استيضاح کننده چند سوال دارم البته رئيس مجلس نيز مي تواند مخاطب من باشد. کسي که رسماً به آکسفورد پول داده و مدرک دکترا گرفته و با گروهک منافقين ارتباط دارد نبايد مشمول مجازات شود. از کسي که رهبري استيضاح من را بر عهده داشت و جزء امضاکنندگان آن بوده، خواسته شود پايان نامه فوق ليسانس خود را ارائه کند. در اين حالت مشخص مي شود که اين پايان نامه متعلق به وي نيست بلکه رونوشتي از کتاب يکي از بزرگان کشور بوده است که به عنوان پايان نامه وي ارائه شده است. فوق ليسانس فردي را که در استيضاح من نقش موثري داشت، مطالبه کنند تا مشخص شود فوق ليسانس وي مورد تاييد وزارت علوم است يا خير؟ وي گفت؛ مجلس شوراي اسلامي اگر در پايگاه عدل و عدالت قرار گرفته است مدارک نمايندگان را مطالبه کند يا زماني که نماينده يي که وارد مجلس مي شود مدرکش را ارائه کند. کردان همچنين سوال ديگر خود را از رئيس مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان مردم اين گونه طرح کرد که چرا در برابر بيوت بزرگان حوزه هاي علميه شلوغ شده است تا مدارک برخي از نمايندگان مورد تاييد قرارگيرد؟ وي در ادامه گفت؛ آيا استفاده از حق ايثارگري در يک موضوع خاص علمي يک بار بايد صورت گيرد يا چند نوبت مي توان از آن استفاده کرد؟ وي در پاسخ به سوالي مبني بر ادعاي پذيرفتن معاونت پارلماني رياست جمهوري گفت؛ برخي رسانه ها به صورت نادرست تنها من را به عنوان کانديداي اين پست معرفي مي کردند اما من از جناب آقاي رئيس جمهور براي پذيرش مسووليت عذرخواهي کردم. کردان در مورد ارتباط با رحيم مشايي اظهار داشت؛ ما بيش از 27 يا 28 سال است يکديگر را مي شناسيم و با هم ارتباط داريم اما در برخي از موارد با يکديگر اختلاف نظر هم داريم چون ارتباط ما نه يک ارتباط حزبي است نه تشکيلاتي و نه يک ارتباط منفعتي بلکه يک ارتباط رفاقتي و دوستي است و بين ما اين ارتباط برقرار است. کردان با بيان اينکه طرح وحدت ملي که اخيراً مطرح شده است، نمي تواند طرح مناسبي باشد، گفت؛ طرح وحدت ملي در کشورهايي اجرايي مي شود که حاکميت آن کشورها توانايي برطرف کردن اختلافات جاري را نداشته باشند. همچنين علي کردان با بيان اينکه تمام وقايع امسال را پيش بيني کرده بود، اظهار داشت؛ سال گذشته در مورخ 27 مهر در همايش ائمه جمعه سخنراني و تمام وقايع يک سال اخير تا يک سال و نيم آينده را پيش بيني کردم. وي درباره انتقاد طيف وسيعي از اصولگرايان نسبت به خود گفت؛ اگر دوستان، رئيس جمهور را قبول دارند بايد به نظر ايشان احترام بگذارند.

 |+| نوشته شده در  88/08/07ساعت   توسط حمیدرضا  | 
 
  بالا